خانه دوم من

بعدازفيلترشدن پرشين بلاگ بايدبيام اينجابنويسم.

طبیعت

تندوره

 

پيشگفتار :

پاركهاي ملي به عنوان الگوهايي از تنوع زيستي هر ناحيه مي باشند كه در ديگر مناطق دستخوش تغيير گشته و و يا كلا" نابود گشته است .اين گونه مناطق به عنوان مامني مطمئن جهت زيست بسياري از گونه هاي وحشي است كه توانسته اند در روند دگرگوني و تغيير و تبديل اكوسيستم ها تا امروز دوام آورده وخود را حفظ نموده اند. 

پاركهاي ملي مانند جزايري هستند كه در بستر طبيعت كه حركتهاي زيستي در آنها بطور طبيعي جريان داشته و سرمايه هاي ژنتيكي انسان و تنوع آنها به نحو مطلوب در آنها حفظ ميشود.

انسان در مقابل طبيعت كه خود نيز جزئي از آن ميباشد مسئول بوده و بايستي انديشمندانه تر با محيط و زيستمندان آن برخورد نمايد . نبايستي فراموش كرد اگر چه امروز در سايه علم و تكنولوژي به دست أوردهاي مهمي از نظر توليد محصولات كشاورزي و ساير فراورده هاي موردنيازش رسيده است پايه و اساس أن همان گونه هاي وحشي بوده اند كه در أينده نيز مي توانند به عنوان منابعي اساسي باز هم موردبهره برداري قرار گيرند .

جدا از ارزشهاي اخلاقي حفظ تنوع زيستي و ژنتيكي پشتوانه اي بسيار مطمئن جهت پيشرفت و توسعه به شمار مي أيند . كشورهايي كه در حفظ دائمي طبيعت و گسترش پاركهاي ملي خود جهت حفظ تنوع ژنتيكي سرمايه گذاري مي كنند. در واقع واقعيت أن است كه در جهان امروز روند تخريب متاسفانه بسيار جلوتر از احيا و بازسازي است . انقراض گونه ها در تمامي اكوسيستمهاي منابع طبيعي اعم از أبي و خشكي چنان رشد فزاينده اي را بخود گرفته كه اگر چاره اي انديشيده نشود و خرگوش ها در برخورد با محيط طبيعي از حالت تقابل به تعامل سوق داده نشود و به جرات ميتوان گفت طي نيم قرن أينده ما بيش از 50درصد گونه هاي شناخته شده فعلي را از دست خواهيم داد.درهمين كشور خودمان دير زماني نگذشته كه أخرين بازمانده گونه هاي شاخصي چون ببر ايران و شيرأسيايي در جهت سودجويي و ارضا غرايز انساني براي هميشه از عرصه هاي طبيعي اين سرزمين حذف شوند . يوزپلنگ اين گربه زيباي دشتهاي پهناور درلبه پرتگاه انقراض قرار گرفته و علي رغم تمامي تمهيدات بين المللي به كار گرفته شده اطمينان به بقا أن هنوز حاصل نشده است .اين در حاليست كه گربه شني ، گربه پالاس ، روباه شني ، از ديگر پستانداران شاخص در معرض نابودي هستند كه حمايت جدي تمامي آحاد جامعه و پشتيباني محكوم و استوار حكومت را مي طلبد .

مسلم و قطعي است كه دوعامل در اين روند نقش بارز و عمده اي را به عهده داشته اند . تخريب زيستگاه و شكار كه مورد اول باتوجه به اثرات گسترده برتمامي زيستمندان اكوسيستم از نقش اساسي تري برخوردار بوده و ميباشد و براين اساس است كه حفاظت از زيستگاه شكل مي گيرد كه در اين ميان پاركهاي ملي از جايگاه ويژه اي برخوردارند .احداث پاركهاي ملي و اصولا"  حفاظت از طبيعت و منابع طبيعي براساس ا هداف عمده تري پايه ريزي شده اند . نگهداري فرايندهاي اكولوژيك ضروري و سيستم هاي حيات بخش . حفظ تنوع ژنتيكي زيستمندان و بالاخره.تضمين بهره برداري پايدار از گونه ها و اكوسيستم هاازآنجمله اند  كه اهداف فوق مسلما" جز در مناطق حفاظت شده از أن جمله پاركهاي ملي قابل حصول نيستند .

در سطح كشور پارك ملي تندوره كه در حال حاضر به خاطر بيش از 30 سال حفاظت مستمر از ارزشهاي اكولوژيكي ويژه اي برخوردار شده امروز به خاطر ذخائر ژنتيكي با ارزش أن حتي در سطح بين المللي مطرح ميباشد . اين پارك نه تنها از نظر تنوع گياهي ، بلكه جانوري نيز از وضعيت بسيار مطلوبي برخوردار است و به همين دليل اقداماتي به منظور قرار گرفتن در منطقه است ذخاير زيست كره به عمل آمده كه در آينده اي نزديك محقق خواهد شد . 

 

تاريخچه :

پارك ملي تندوره با مساحت 73435 هكتار در بهمن ماه سال 1347 به عنوان منطقه حفاظت تندوره قرق گرديد و در اسفند ماه سال 1348 به پارك وحش تندوره تغييرنام يافت . در خرداد ماه سال 1350 قسمتي از شرق (ناحيه مجاور گردنه الله اكبر) حذف و در بهمن ماه سال 1353 عنوان پارك ملي تندوره به منطقه داده شد . مساحت پارك در تاريخ ياد شده 53780 هكتار بوده است . از سال 1357 به بعد به دلائل متعددي مانند عدم وجود امكان حفاظت از محدوده و موجوديت مناطق ، افزايش تعداد دام و تعرض دامداران ، افزايش تخلفات ، ناباوري تصميم گيران ذيربط به لزوم حفاظت منابع طبيعي و عدم شناخت سايرارگانهاي دولتي از ارزشهاي غيرقابل جانشين اين پارك و همچنين استنباط نادرست از مضمون پاركهاي ملي و در مواردي رعايت حال دامداران ، مرزها و محدوده پارك تندوره ،‌مورد تجديدنظر قرار گرفت و در شهريور ماه سال 1361 محدوده اين پارك با مساحت 37800 هكتار توسط شوراي عالي حفاظت محيط زيست به تصويب رسيد .

ضمنا” در قسمت شمال و غرب پارك و پيوسته به آن ،‌منطقه حفاظت شده اي تحت همين عنوان (تندوره) با مساحت 23000 هكتار وجود دارد .  

پارك ملي تندوره از نظر تاريخي نيز حايز اهميت بوده ودر گذشته نه چندان دور راه ارتباطي درگز به قوچان از اين منطقه مي گذشته است .

در اين منطقه آثار و بقاياي سكونت در دورانهاي گذشته به چشم مي خورد كه از آنجمله ميتوان به آثار باقي مانده از قلعه اي قديمي  به نام قلعه رجبه اشاره نمود كه بنا بر مشهور قدمت آن به قبل از اسلام بر مي گردد .

دو زيارتگاه چهلمير و بابا نستان از قديم الايام مورد احترام بوده و همه روزه محل حضور تعداد زيادي از علاقمندان ومشتاقا ن زيارت از اين اماكن مي باشند .

 

محيط طبيعي : 

پارك ملي تندوره با وسعتي معادل 4448 هكتار ، در شمال شرقي كشور و نزديك تركمنستان در 37 درجه و 29 دقيقه تا 37 درجه و 33 دقيقه عرض جغرافيايي و 58 درجه و 33 دقيقه تا 58 درجه و 54 دقيقه طول جغرافيايي واقع گرديده است . براساس تقسيم بندي مجموعه تندوره در شمال استان خراسان در شهرستان درگز قرار دارد . اين منطقه در حوزه آبريز هريررود و كشف رود و زيرحوزه رودخانه درونگر قرار گرفته است .

مرتفع ترين نقطه اين منطقه قله قنبرعلي در جنوب محدوده به ارتفاع 2586 متر است و پست ترين نقطه با ارتفاع 884متر در بخش شمالي محدوده قرار دارد . اين منطقه فاقد مراكز جمعيتي ميباشد و تنها پاسگاههاي محيط باني چهل مير,‌ بابانستان ، شكراب ، تيوان ، درونگر ،‌چرلاق و زيارتگاه علي بلاغ در آن قرار دارند . مجموعه تندوره از نظر منابع آبي فاقد رودخانه هاي مهم است و قسمت اعظم منابع آب اين منطقه را چشمه ها تشكيل مي دهند . آبدهي چشمه هاي منطقه چشمگير نبوده و تنها چشمه هاي چهل مير و چرلاق به طور نسبي داراي آبدهي بيشتري در مقايسه با ساير چشمه ها مي باشند .

شكل خاص زيستي.ساختمان خاك .تغييرات ارتفاع .ميزان بارش و شكل آن ونوسانات و گرما سبب گرديده پوشش گياهي متنوعي در اين ناحيه ديده شود .

اين پوشش فون خاصي را در حوزه پرورش داده ومنطقه اي زيبا را در اين ناحيه از كشور ايجاد نموده كه ازميراثهاي باارزش كشور در استان خراسان ميباش . در اين پارك تاكنون 60 خانواده گياهي با 373 گونه تشخيص داده شده كه در اين ميان خانواده Compositea با 6/12 درصد و 47 گونه بالاترين تنوع گونه اي را به خوداختصاص داده است .  

اين پارك ومنطقه امن و حفاظت شده آن به خاطر سيماي طبيعي خود يكي از باارزش ترين بخشهاي طبيعت حفظ شده ايران بوده و پارك ملي آن  باتوجه به تنوع و غناي طبيعي آن در رده مهمترين پاركهاي ملي ايران كه ارزش جهاني دارد محسوب  ميگردد . 

تندوره درناحيه نسبتا خشك بخش شمالي استان خراسان قرار دارد متوسط ميزان بارش اگرچه بيش از 3300 ميليمتر در سال ميباشد ولي به علت عدم توزيع متعادل طي فصول مختلف سال منطقه در مجموع تحت تاثير عوامل خشكي قرار مي گيرد .

منطقه به خاطر حفاظت چندين ساله از چشم اندازهاي زيبايي در ارتباط با گونه هاي يكنواخت بعضي گلهاي وحشي مثل شقايق و زنبق برخوردار گشته است .

جنگلي پهن برگ ديده ميشد كه عموما" به صورت انبوه و تراكم در آمده اند و جنگلهاي ارس تقريبا درتمامي پارك از پراكنده تا متراكم ديده ميشود . تمامي اين عوامل محيط بسيار اين مطلوبي ملي تندوره در جايگاه رفيعي  قرارگرفته است .

شاخص ترين گونه پستاندار منطقه قوچ و ميش اوريال است كه خالص ترين نژاد آن را ميتوان در اين پارك مشاهده نمود .كل وبز . پلنگ. كفتار.گربه پالاس وخوك و گراز از ديگر گونه هاي شاخص پارك ميباشند كه در سرتاسر پارك باتوجه عادات زيستي گونه پراكنده هستند.

دره هاي چهل مير .چرلاغ  با جريان دائمي آب چشم اندازهاي بسيار بديهي را فراهم نموده و داراي استعدادهاي بالقوه بالايي جهت بهره برداريهاي تفرجگاهي و گردشگري ميباشند .دره چهل مير در حال حاضر به همين منظور مورد بهره برداري قرار گرفته و ساليانه بيش از 50 هزار نفر از مناطق دلپذير اين ناحيه  استفاده مينمايند . منطقه در گذشته هاي نه چندان دور از جنگلهاي ارس متراكم پوشيده بود كه در اثر بهره برداري مفرط تخريب گشته است . البته اگرچه حدود 35 سال حفاظت نتوانسته است .پارك را به جايگاه اوليه خود برگرداند كه حداقل 3 قرن زمان نياز است ولي رشد چشمگير ارس هاي جوان در كنارگونه هاي پهن برگ درختچه اي داخل دره ها نويد نشان دهنده استعداد خوب منطقه جهت احيا و بازسازي است كه مسلما حفاظت در اين ارتباط نقش عمده داشته است . يكي از خصوصيات جنوب اين پارك تراكم پوشش گياهي و تثبيت خاك منطقه درمقابل فرسايش ميباشد .80 درصد پارك از نظر تثبيت گشته ودر بقيه مناطق اين وضعيت بسيار محدود است . بگونه اي كه روان آب حاصله از شيب هاي مختلف به ندرت به كف دره ها مي رسد

شكل بارش به استثناي مناطق پست شرق پارك كه بيشتر به شكل باران است در ساير نقاط بصورت برف ميباشد و توده هاي برف در ارتفاعات غربي منطقه تا اوايل خرداد ماه نيز مشاهده ميگردد . نهايتا محيط طبيعي پار ك ملي تندوره كه در گستره خود تركيبي ازكوههاي مرتفع .تپه ماهورهاي پست و دشتهاي دامنه اي ميباشد از نظر ساختارهاي اكولوژيكي و تنوع زيستي يكي از بديع ترين مناطق استان وكشور بوده و به  عنوان يكي از ذخيره گاههاي با ارزش ژنتيكي باارزش مطرح گشته است

موقعيت جغرافيايي منطقه :

ارك ملي تندوره با وسعتي معادل 4448 هكتار در شمال شقي كشور و نزديك تركمنستان در 37 درجه و 19 دقيقه تا 37 درجه و 33 دقيقه عرض جغرافيايي و 58 درجه و 33 دقيقه تا 58 درجه و 54 دقيقه طول جغرافيايي واقع گرديده است .

 

 

حد و حدود منطقه :

 

شمالا” : از تقاطع جاده انتقال نيرو با زوي تيوان به طرف شرق در امتداد اين جاده و حد جنوب اراضي زراعي تخته ايچقه منتهي به زوي شي و سپس در امتداد خط مستقيم مفروض غربي شرقي كه بعدا” بوسيله ايجاد جاده مشخص خواهد شد. پس از گذشتن از زوي زولي در امتداد حد جنوبي زراعات قريه بابانستان منتهي به دره گاو درميان و در امتدادحد جنوبي اراضي زراعي چرلاق ،‌ محسن آباد ، جشن آباد،‌دودانلو ،‌منتهي به دره چهل مير در تلاقي دره قرقاول با اين دره .

شرقا” : از تلاقي دره قرقاول با دره جهل مر به طرف جنوب در امتداد دره قرقاول و جاده مالرو منتهي به قله كله شك و در امتداد خط الراس منتهي به قله پودنه .

جنوبا” : از قله پودنه به طرف غرب در امتداد خط الراس و قله چغمور ،‌ترنو ، شمس مقري ،‌گنده ، شكراب ، قره ني ، ايدانه ، مدخان ، قنبرعلي ، موري تا گردنه تيوان .

غربا” : از گردنه تيوان به طرف جنوب در امتداد زوي تيوان تا محل تلاقي جاده خط انتقال نيرو.

 

اقليم منطقه :

تمامي موجودات زنده كره خاكي ،‌اعم ازگياهان وجانوران بطورمستقيم ياغيرمستقيم باپديده هاي اقليمي در ارتباط بوده و از آن تاثير مي پذيرند . در اين ميان آن بخشي از گياهان و جانوران كه خشكي زي محسوب مي شوند ،‌نسبت به پديده هاي گوناگون اقليمي حساسيت بيشتري داشته و بيشتر و سريعتر نسبت به ديگر موجودات كه در درياها زندگي ميكنند تحت تاثير تغييرات اقليمي قرار مي گيرند . در راستاي شناسايي پارامترهاي اقليمي حاكم بر پارك ملي تندوره سعي شده عوامل جوي مختلف از ديدگاه جانورشناسي و گياه شناسي مورد استفاده قرار گيرد .

 

توده هاي هوا :

بطور كلي منطقه شمال خراسان و از جمله محدوده پارك ملي تندوره تحت تاثير پنج توده هوا قرار مي گيرد كه هريك بسته به منبع و مسير خود تغييراتي را در وضعيت آب وهوايي منطقه بوجود مي آورند.اين توده هاي هوا عبارت ازتوده هاي پرفشار سيبريايي ،توده هاي مديترانه اي ،‌توده هاي شمالي و غربي ، ،‌توده هاي اقيانوس هند و توده هاي صحرايي ميباشند . 

 در فصلهاي زمستان و بهار اغلب توده هاي پرفشار سيبريايي از شمال و شمال شرق و تودههاي مديترانه اي از غرب وارد منطقه شده و موجب عمده بارندگيهاي منطقه در اين فصول مي گردند . همزمان دو توده هواي فوق سبب تشديد بارندگي در ريزش برف سنگين به ويژه در ارتفاعات مي شود . در ديگر ايام سال ممكن است اين توده هاي هوا يا توده هاي شمالي و غربي وارد منطقه شوند ، ولي به دليل از دست دادن رطوبت در طول مسير خشك بوده و بارش چنداني را درپي ندارند . توده هاي اقيانوس هند و صحرايي بيشتر در فصل تابستان از سمت جنوب وارد منطقه شده و تاثير چنداني بر اقليم منطقه ندارد و تنها موجب تشديد يا تضعيف تاثير ساير توده هاي هوايي ميشوند . علاوه بر آب و هواي كلي كه ناشي از حركت توده هاي هوايي مهم ميباشد هر منطقه باتوجه به عوارض سطح زمين ، امتداد و جهت ارتفاعات ، پوشش گياهي و ... داراي اقليم مخصوص به خود ميباشد .

منطقه تندوره به دليل كوهستاني و مرتفع بودن اراضي و جهت عمومي شيب ، بارندگي حاصل توده هاي پرفشار سيبريايي و مديترانه اي بوده و اقليم منبعث از اين سيستمها است .

بيشترين مقدار بارندگي در منطقه در فصل زمستان و بهار اتفاق مي افتد كه جمعا”‌بين 72 تا 76 درصد از كل بارندگي سالانه را تشكيل مي دهد .

متوسط ميزان بارندگي 88/364 و حداقل 7/106 و حداكثر 8/493 ميلي متر ميباشد .

تغييرات درجه حرارت سالانه درمنطقه نسبتا” زياد است.متوسط درجه حرارت 3/14 درجه سانتي گراد ميباشد. گرمترين ماه سال تيرماه است كه متوسط درجه حرارت 15/34 درجه سانتي گراد است .

سردترين ماه سال دي ماه ميباشد كه متوسط درجه حرارت 7/2 درجه سانتي گراد است .

پارامترهاي آماري هواشناسي از دو ايستگاه دره گز و سنگ سوراخ كه در شمال و شرق محدوده پارك تندوره قرار دارند بدست آمده است .

رطوبت نسبي نيز معيار مناسبي است كه با آن شرايط رطوبتي هوا مورد سنجش قرار ميگيرد به همين علت اطلاعات مربوط به رطوبت هوا عموما” توسط شاخص رطوبت نسبي بيان ميشود .

به ترتيب ميزان حداقل رطوبت نسبي سالانه 45 درصد و حداكثر آن 63 درصد و متوسط آن حدودا” 55 درصد ميباشد .

 

سكونتگاههاي انساني :

 

در محدوده مطالعاتي مجموعه تندوره ( پارك ملي و منطقه حفاظت شده به غير از مراكز محيط باني هيچ گونه استقرارگاه انساني وجود ندارد و تنها زيارتگاههاي علي بلاغ و بابانستان در قسمت شمال غربي و شمال شرقي منطقه ميباشد . در محدوده مطالعاتي مجموه تندوره تعداد 5 پاسگاه محيط باني با نامهاي چهلمير ، شكرآب ، بابانستان ،‌تيوان و درونگر وجود دارد كه پاسگاه چهلمير به عنوان سرمحيط باني منطقه در دره چهلمير واقع شده است .

دره چهلمير كه در قسمت جنوب خاوري پارك ملي تندوره واقع شده است ، يكي از مهمترين مراكز تفريحي روستائيان و اهالي شهر درگز محسوب ميگردد و جمع كثيري از خانوارهاي منطقه جهت گذراندن اوقات فراغت به اين منطقه عزيمت ميكنند و بخشي از پارك ملي را تحت بهره برداري قرار مي دهند. از اين رو تفكيك اين منطقه به عنوان سايت گردشگري از مهمترين اهداف موجود در راستاي طرح جامع مديريت پارك محسوب ميگردد.

تعداد زيادي روستا با فواصل دور و نزديك در اطراف و حواشي پارك ملي تندوره وجود دارد كه همه آنها تاثير گذار بر پارك نمي باشند و اگر هم تاثيري وجود داشته باشد ،‌از چنان اهميت خاصي برخوردار نيست كه لازم باشد در برنامه ريزيهاي طرح جامع پارك ملي تندوره جايگاه خاصي به آنها داده شود . اين نوع روستاها ميتوان درونگر و فيروزه را نام برد كه حداكثر تاثيرگذاري آنها در پارك ملي تندوره در حد جمع آوري بعضي گونه هاي گياهي دارويي منطقه ميباشد . با اين وضعيت از كنار اين روستاها كه بگذريم بقيه روستاهايي كه در گذشته رابطه گسترده اي با پارك ملي داشته اند و در حال حاضر نيز ميتوانند اثر متقابل بر يكديگر داشته باشند .

 

راههاي ارتباطي :

 

از راههاي اصلي در اين منطقه راه آسفالته قوچان به درگز است كه از پاسگاه تيوان تا پاسگاه درونگر از داخل منطقه مطالعاتي عبور ميكند . همچنين راههاي آسفالته درگز به امامقلي و درگز به چهل مير از ديگر راههاي مهم منطقه محسوب ميگردند كه راههاي مذكور در ابتداي مسير آسفالته و در مجاورت محدوده پارك به صورت شوسه در مي آيند . مهمترين جاده خاكي منطقه جاده شكراب به چهل مير است . ديگر راههاي منطقه عمدتا” مالرو ميباشند .

از آنجا كه پارك ملي تندوره داراي ساختاري كوهستاني با مورفولوژي نامنظم بوده و كوهها از سيمايي به هم ريخته برخوردار هستند ، در داخل پارك جاده هاي مناسبي براي ارتباط مناطق مختلف وجود ندارد . در ايامي كه ريزش هاي جوي وجود ندارد و زمين يخبندان نيست ميتوان از تنها راه ارتباطي داخل پارك كه پاسگاه شكارباني چهلمير را به پاسگاه شكراب وصل ميكند ، بوسيله جيپ به غير از راه جيپ رو فوق چندين راه مالرو در داخل پارك وجود دارد كه قسمتهاي مختلف پارك را به هم مرتبط ميكند . با بهره برداري از جاده جديد قوچان – درگز ، راههاي ارتباطي از خارج به داخل پارك وضعيت بهتري پيدا كرده است . از طريق اين جاده به راحتي مرز غربي پارك قابل دسترس شده است همچنين از طريق جاده مزبور و جاده شوسه روستاي تاج الدين ميتوان به پاسگاه شكارباني چهلمير در شرق پارك دست پيدا نمود . از راههاي ارتباطي شمال پارك ميتوان به جاده شوسه توزانلو اشاره كرد كه جاده آسفالته قوچان ـ درگز را به پاسگاه بابانستان متصل ميكند . براي دست يابي به چشمه چرلاق كه يكي ديگر از مناطق زيباي شمال پارك ميباشد . جاده مناسبي وجود ندارد و ميتوان از طريق جاده روستاي شهيد آباد به اين ناحيه رسيد . براي دست يابي به پاسگاه شكراب جاده جيپ رو صعب العبوري وجود دارد كه فقط در ماههاي خشك سال قابل استفاده است . اين جاده از تخته آغمزار واقع در 65 كيلومتري قوچان با يك راه فرعي از جاده قديم قوچان – درگز جدا ميشود و به شكراب ختم ميشود .

 

كليات  زمين شناسي :

 

منطقه تندوره در شمال شرق ايران و در زون كپه داغ واقع ميباشد . اين زون كه به صورت نوار باريك و طويلي در شمال خراسان و قسمتي از تركمنستان كشيده شده است ، حد جنوبي آن به زون بينالود و حد شمالي آن به فلات توران گسلي و حد شرق آن به كوههاي هندوكش در جنوب تركنستان و افغانستان ميباشد ،‌ختم ميشود .

اين زون پس از كوهزايي سيميرين پيشين بصورت حوضه رسوبي در مي آيد كه در آن از دوره ژوراسيك تا ميوسن ،‌رسوباتي با ضخامت حدود 8000 متر بدون نبود چينه شناسي مهمي با رخساره هايي همچون شيل ، آهك ، مارن ماسه سنگ و گاهي كنگلومرا و سنگهاي تبخيري روي هم انباشته گرديده است . در انتها اين رسوبات بوسيله لايه هاي قرمز رنگ خشكي به سن بعد از اليگوسن يا احتمالا”‌ميوسن پوشيده مي شوند . تمام اين رسوبات و لايه به طور دگرشيب در زير كنگلومراي پليوسن قرار دارد و بر روي اين كنگلومرا ، تراستهاي قديمي آبرفتي قرار گرفته است .

در منطقه آق دربند در زير رسوبات ياد شده ، سنگهاي قديمي تر متعلق به دونين تا ترياس مشاهده ميشود كه رسوبات دونين ،‌آن دگرگوني خفيفي را متحمل شده اند . يكي از مشخصات اصلي كپه داغ ، فقدان فعاليتهاي ماگمايي در طول پيدايش و دوام اين حوضه رسوبي است . با اين وجود ، در مرز جنوبي كپه داغ فورانات بازالتي كواترنز گزارش شده كه مربوط به چين خوردگي اواخر پليوسن مي باشند و چينهاي ملايمي به اين رسوبات داده است.

كرتاسه زيرين در كپه داغ با ماسه سنگ و كنگلومراي قرمز رنگ كه گاه با ميان لايه هاي گچي نيز همراه است ، شروع مي شود و با سري رسوبات دريايي پيشرونده كه آهكهاي ضخيم لايه حاوي اربيتولينامبين آن ميباشد ،‌ادامه مي يابد . آهكهاي فوق توسط سري مارني ـ شيلي و آهكي اوربيتولين و آمونيت دار مي باشند كه اين سري بوسيله رخساره هاي شيلي ضخيم با آمونيتهاي مختلف پوشيده ميشود كه مبين نهايت پيشروي دريا در كرتاسه زيرين ميباشد . رسوبات كرتاسه زيرين از قديم به جديد عبارتند از : سازند تيرگان ،‌سازند سرچشمه ،‌سازند سنگانه

در منطقه تندوره علاوه بر رسوبات كرتاسه زيرين ،‌كنگلومراي پليوسن فلاتها و تراستهاي آبرفتي قديمي و آبرفتهاي عهد حاضر جديدترين رسوباتي بشمار مي آيند كه در شمال شرق منطقه گسترش يافته است .

مطالعات پوشش گياهي :

گياهان همانند جانوران به زندگي اجتماعي تمايل نشان مي دهند و به تبعيت از شرايط محيطي اجتماعاتي تشكيل مي دهند كه بين اجزا متشكله آنها با وجود اختلافات ساختماني مشابهت و هماهنگي خاصي از نظر شكل ظاهري وجود داشته و چهره هايي يكسان تميز داده مي شود و بدين نحو مناظر رويشي متنوعي كه حاكي از شرايط محيطي ميباشد بوجود مي آيد . مشاهدات مستمر نشان داده اند كه گونه هاي گياهي سازنده فلوريك سرزمين بطور تصادفي و بدن ارتباط با يكديگر انتشار نيافته اند ،‌ بلكه همواره در موقعيت هاي اكولوژيكي مشابه گونه هايي كم و بيش نظير هم مشاهده مي گردد . هر جامعه گياهي طالب يك عده از اختصاصات محيطي بوده و با فاكتوريهايي نظير ارتفاع ، جهت جغرافيايي ، شيب ، ميزان رطوبت وميزان هوموس ارتباط كامل نشان مي دهد.

هر جامعه گياهي بوسيله گونه هاي غالبي كه اساسا” ‌گياهان يك محدوده را تشكيل مي دهند مشخص مي گردد . اين گونه ها وابسته به شرايط اكولوژيكي آن محدوده بوده ودرحقيقت گونه هاي سازنده آن جامعه مي باشند . گاهي ممكن است گونه هاي گياهي كه نسبت به يك شرايط محيطي خاص سازش پيدا كرده اند ازنظر سيستماتيك بسيار از هم دور مي باشند ولي در عين حال داراي مشابهت هاي زيادي به لحاظ ريخت ظاهري هستند . مثلا”‌در ارتفاعات آهكي گونه هايي از Astragalus ها ،‌Acanthopphyllum  ها، Acantholimonها كه از تيره هاي گياهي متفاوتي هستند ، به لحاظ ريخت ظاهري شبيه هم و همه بالش وش و داراي شاخه ها و برگهاي مبدل به خار بوده و در يك گروه بيولوژيكي قرار مي گيرند . بنابراين سيماي رويش ها مبين سازشي است كه انواع گياهان نسبت به شرايط محيط زندگي خود داشته و داراي يك مفهوم عميق اكولوژيكي است .

جامعه گياهي Agropyron tricophorum فقط در دامنه هاي رو به شمال و عمدتا” در محل اتصال دو يال كم شيب و جايي كه زه آب دويال به هم مي پيوندد و خاك بسيار عميق بوده و از رطوبت كافي برخوردار است ، ‌وجود دارد .

در مورد گونه گياهي Artemisia aucheri ميتوان گفت كه اين گونه درارتفاع 1800 متر به بالا و در دامنه هاي رو به شرق و روبه جنوب قابل مشاهده است . زير در ارتفاعات پايين تر گونه Artemisia kopetdaghensis از انبوهي بيشتري برخورداراست و اجازه حضور به گونه ياد شده را نمي دهد و رويشگاه گونه گياهي Artemisia aucheri عمدتا” مناطق پرشيب پارك و مناطقي كه خاك تحول كافي پيدا نكرده است و از عمق مناسب برخوردار نيست ميباشد .

ارتباط تنگاتنگ و وسيع جوامع گياهي با شرايط اكولوژيكي محيط اطرافشان ميباشد.

در منطقه پارك اصولا” گياهان با فرم حياتي بوته اي مانند Artemisia spp قادر نيستند در دامنه هاي رو به شمال تشكيل جامعه گياهي بدهند .علت آن شرايط مناسب اين دامنه هاي براي رشد گياهان فرم حياتي گرامينه اي هاست.

در دامنه هاي رو به شمال پارك علفزارهايي (grassland) ديده ميشود كه گاهي ممكن است بيشتر از 20 هكتار مساحت داشته باشند . گرامينه هاي دائمي نظير Festuca ovina Agropyron tricophorum,Dactylis glomerata, Stipa turkestanico فقط در دامنه هاي رو به شمال و رو به غرب مي توانند تشكيل جوامع گياهي را بدهند . زيرا اين دامنه ها نسبت به دامنه هاي رو به شرق و رو به جنوب از شيب كمتري برخوردار هستندو خاك در اثر رويش غني اين دامنه ها بسيار متحول و تكامل يافته است.  دامنه هاي رو به شمال پارك عمدتا” در سيطره جوامع گياهي گرامينه اي و عمدتا” جامعه گياهي Festuca ovina است . اين وضعيت حتي در ارتفاعات بالاي 2000 متر ،‌كه قاعدتا” بايد با چيره گي گياهان بالش وش همراه باشد ،‌ادامه پيدا ميكند و گرامينه اي هاي بلند اجازه حضور با تراكم قابل لمس را به گياهان بالش وش نمي دهند.

گياهان بالش وش از ارتفاع 1800 متر به بالا ديده ميشوند و از تراكم ضعيف تا متوسطي برخوردار هستند . اما اين انبوهي فقط در دامنه هاي جنوبي و شرقي است .

گونه هاي نظير Cerasus brachypetala,Amygdalas spinosissima,Rhamnus pallasii

كه در قالب گياهان با فرم حياتي درختان و درختچه اي هاي پهن برگ مي گنجند ،‌عمدتا” در دامنه هاي روبه شرق و جنوب در اراضي پرشيب و سنگلاخي قابل مشاهده هستند .

جامعه گياهي Artemisia kopetdaghensis, Zygophyllum euryptrum كه محدوده بسيار كوچكي از جامعه رستني ها را به خود اختصاص داده در منطقه اي غني از املاح آهك و گچ استقرار دارد .

مطالعات پوشش گياهي راه عمل و نحوه نگهداري و احياي رويش هاي طبيعي و حراست آنهارابطور مطمئن به ما مي آموزد . وقتي تركيب يك جامعه گياهي بخوبي شناخته شودو مراحل تكامل و وضع نهايي يا climax آن تشخيص داده شود ، ميتوانيم با ملاحظه كامل راههاي صرفه جوئي و طرق منطقي فعاليت خود را بشناسيم و از امكانات بصورت بهينه اي استفاده نمائيم و اين مهم با شناخت توانمندي ها ،‌استعدادهاي بالقوه مناطق مختلف رويشي وآگاهي از تغييرات كمي ـ كيفي و زماني ـ كافي (پويايي) جوامع گياهي عملي است .

منابع:

http://www.hamtanab.com/showarticle.aspx?cat=5&id=129

 

www.irandesert.ir

 

www.matinfar20.persianblog.ir 

سهولان

جاذبه هاي گردشگري ايران:

غارآبي سهولان- SAHOLAN CAVE

چندي پيش به استان آذربايجان غربي وبوكان ومهابادسفركرديم.بسياري ازدوستانم اطلاعاتي درموردجاذبه هاي گردشگري ويااكوتوريسم دراين مناطق نداشتندوبه همين منظوربخش كوچكي ازآن جاذبه هارامعرفي مي نمايم بااميدبه اين هدف كه گامي هرچندكوچك دراين زمينه به منظورآشنايي هرچه بيشترباشگفتي هاي اين منطقه بردارم.اين اطلاعات همه برداشت هاي شخصي اينجانب مي باشد.

غارسهولان ازعجايب گردشگري درغرب ايران بوده كه درحدفاصل ميان بوكان ومهابادقراردارد كه بعدازغارعليصدر درهمدان دومين غار آبي ايران به شمارمي آيد.اين غاردرمنطقه اي بسيارخوش آب وهواقرارداردودرهر4فصل سال ديدني است.بسيارچشم نوازاست.خصوصاكوههاي برفگيربلندآن درزمستان وپوشش گياهي دارويي وخوراكي دربهاربسيارديدني است.

موقعيت مكاني اين غار: در43كيلومتري شرق شهرستان مهابادوبين جاده مهاباد-بوكان قرارگرفته است.هرچندازنظرآغازپيدايش به دوره دوم زمين شناسي(كرتاسه) برمي گردد، امادرهيچ يك ازكتب معتبرفارسي ، كردي، تركي نامي ازآن برده نشده است.حتي درسازمان زمين شناسي كل كشورهم كه سال گذشته براي بازديد رفته بودم باآنكه پوسترهاي بي شماري ازغارهاي آبي وغيرآبي ايران وعكسهاي آنهابردروديوارآويزان شده بودنامي ازاين غاربرده نشده بود.حتي من به مديرمسوول بخش معترض شدم.اماايشان درجواب گفتندهنوزروي بسياري نقاط ايران كارنشده است.اين جالب است روي ورودافرادواخذمبلغ ورودي كارشده وحتي اين منطقه به عنوان اثرطبيعي- ملي ثبت شده است،اماتاكنون درايران مطالعه اي روي آن صورت نگرفته است.!!!!

تنهاژاك دمورگان ،جهانگردمشهورفرانسوي بين سالهاي 1896-1892كه درايران مشغول نوشتن كتاب جغرافياي غرب ايران بوده غارراديده وبه كمك ساكنين روستابوسيله كلك ازراه آبي واردغارگشته است وازراه خشكي بيرون آمده است.اويك كروكي ازغارتهيه كردكه باشماي واقعي غار60%همپوشاني دارد.سپس درسال 1350ه.ش يك هيئت غارنوردازدانشگاه آكسفوردباتجهيزات كاملي ازغارديدن كردندودرباره آن اينطورنوشتند:

"غارسهولان يكي ازعجيب ترين غارهاي آبي جهان به شمارمي آيد."

سرانجام درسال 1370هياتي براي شناسايي ازغارديدن كرده واقدامات اوليه راانجام دادندودرنهايت سال1376،اقدام به بازگشايي مسيرهاي ورودي كرده ونهايتا درسال1379توسط شهرداري مهابادمورداستفاده موقت قرارگرفت.هنوزهم براي كشف مسيرهاي ديگرغاربايدتلاش كرد.اين غارهم اكنون بوسيله شركت تعاوني گردشگري وتفريحي غارسهولان وشهرداري مهاباداداره مي شود.مردم بومي ومحلي اين منطقه مي گويندسالهاپيش اين غاركاملابكربودوعاري ازهرنوع دست يازي انسانها.بالاي ورودي اين غاريك كندوي طبيعي زنبورعسل وجودداشته كه هميشه عسل ازآن مي چكيده.مردم محلي به حال سرخوردن ونشسته واردغارميشدند.آنهااغلب براي شكاركبوتربه داخل غارمي رفتند.

غارازنظرتاريخي:

به گفته اغلب كارشناسان اين غارازقديمي ترين مكانهاست ونشانه هايي ازسكونت افرادازديربازدرآن يافت شده است.دراين رابطه سفال هاي مربوط به دوره اشكاني (پارت ها) وجام مسي پي سوزمربوط به دوره ايلخانان مغول يافته شده است كه اين آثاربه تاييدكارشناسان ميراث فرهنگي استان نيزرسيده است.

غاراز2بخش تشكيل شده است.يك بخش آبي:  كه از3حوضچه به هم پيوسته به وجودآمده وعميق ترين نقطه آن 52متروميانگين عمق آن 20مترمي باشد.البته بخش تحتاني(كف بستربه خوبي دربسياري قسمت هانمايان است.

احتمال توسعه غارهم به يقين ممكن است.درقسمت مذكورقنديل هابه اشكال مختلف ازسقف آويزان گشته وبعضي ازآنهابه موجودات زنده شباهت زياددارندكه ساكنين محلي برهريك نامي نهاده اند. مثلا لاك پشت- فيل- خوشه انگور- هشت پا- اختاپوس و...

كه باقايق هاي كوچك كه يك غريق نجات هم درآن نشسته وباپوشيدن جليقه هايي كه مانع ازغرق شدن مي گردددرمسيرآبي ميتوان به رفت وآمدوبازديدپرداخت.

غارازنوع فعال مي باشدودليل فعال بودن آن هم رشدقنديل هاست.

بخش خشكي غار:به كونه مالان مشهوراست.كه مركب ازدوواژه است كه به معناي سوراخي است كه مردمي درآن سكني گزيده باشند.روزگاري كه سربازان روس درمهابادمردم راقتل عام مي كردندبه روستاييان اطراف نيزرحم نكرده ، به همين دليلروستاييان نزديك سهولان به  اين بخش غارپناه آورده ومدت هادرآن زندگي كرده اند.

موجودات داخل غار:

زيستمندان غالب اين غارعبارتنداز:كبوتر- خفاش- آرتميا.

خفاشهادرجاهايي كه نوربه سقف نمي رسدبطورخوشه اي ازسقف آويزان اند.آرتمياهم نوعي نرم پوست درداخل آب مي باشد.

درنقطه اتصال قسمت آبي به بخش خشكي شيب تندي وجودداردكه درانتهاي اين شيب تونل باريكي به عمق 20الي 30متركنده اند.به عقيده كارشناسان روزگاري راهي مخفي بين قلعه بالاي كوه وداخل غاروجودداشته واين راه براثرتكان هايي كه زمين داشته مسدودشده است وساكنين اين غارخواسته اندباايجاداين تونل دوباره اين راه رابازكنندولي به علت كمبوداكسيژن ونداشتن وسايل كافي موفق به اين كارنشده اند.

درباره قلعه بالاي كوه بايدگفت : اكنون ديواره هاي سنگي قلعه موجودمي باشدودركناراين قلعه سنگي  آثارديگري دال بروجودقلعه اي ديگروجودداردكه مصالح بكاررفته درآن ازنوعخاك محلي است وكاملاازگل ساخته شده بود.كه اكنون به صورت يك تل باقي مانده است.باتوجه به موقعيت قلعه بالاي كوه واطراف آن برقلعه( چه كچ)درغرب روستا وهمچنين قلعه صارم بگ درشرق مهابادمعلوم است روزگاري كه مراغه پايتخت ايلخانيان مغول بوده ازنظرنظامي موردتوجه خاص حاكمان وقت بوده است.

مختصات سنگ ها وآب داخل غار:

جنس سنگهاآهكي دولوميتي وآهكي رسوبي مي باشد.

فشارهادرداخل غار

892ميلي بار

رطوبت

70%الي80%

ارتفاع آب ازسطح دريا

1780متر

دماي هواي داخل غار

13درجه سانتيگراد

دماي آب درفصول مختلف

7-10درجه

PH

8/6

هدايت جريان الكتريكيEC

576

 

ادامه

آلودگی دریای خزر

دریای خزر بزرگ ترین پیکره بسته آبی در سطح زمین است و نبود هر گونه ارتباط طبیعی با سایر اقیانوس ها آن را به یک زیست بوم بسیار ویژه تبدیل کرده است. این خصوصیات منحصر به فرد دریای خزر سبب آسیب پذیری شدید آن در برابر عوامل خارجی از جمله شرایط آب و هوایی یا تغییرات انسانی شده است. شاید به همین دلیل است که ۲۱ مرداد ( ۱۲ آگوست) را روز جهانی دریای خزر نامیده اند تا در این روز بهانه یی داشته باشیم برای گفتن از خطراتی که بزرگ ترین دریاچه جهان را تهدید می کند. هر چند کنوانسیون حفاظت از محیط زیست دریای خزر (کنوانسیون تهران) به تصویب ۵ کشور همسایه رسیده و آنها را موظف به رعایت مفاد آن کرده است اما گسترش آلودگی ها از رعایت نکردن کامل کشورهای عضو به این کنوانسیون حکایت دارد.در مناطقی مانند دریای خزر که منافع اقتصادی از طریق منابع طبیعی و معدنی به دست می آید روند حفاظت از محیط زیست از اولویت کمی برخوردار است. برخی منابع مانند ماهی که اساس بقای مردم حاشیه خزر و فعالیت های اقتصادی منطقه را تشکیل می دهد به داشتن یک محیط زیست سالم بر می گردد. اجرایی کردن کنوانسیون حفاظت از محیط زیست دریای خزر و تاکید بر حفاظت از محیط زیست سبب برانگیختن احساسات عده یی در منطقه یی شده است که سرشار از منابع نفتی است. تولید نفت دریای خزر تقریباً برابر با دومین تولیدکننده نفت امریکای جنوبی یعنی کشور برزیل است. این در حالی است که بیشترین آلودگی نفتی از سوی همسایگان شمالی این دریا است که به دلیل شیب خزر این آلودگی ها به سمت ایران پیشروی می کند.
دریای خزر دریای فرصت ها و چالش ها است. مدیر برنامه محیط زیست دریای خزر با بیان این مطلب می گوید؛ «دریای خزر دارای منابع غنی از ماهی است که بررسی ها نشان می دهد این دریا می تواند سالی پنج میلیارد دلار ماهی در اختیار منطقه بگذارد و اگر ماهیگیری پایدار در منطقه شکل گیرد، این مقدار می تواند فرصت های اقتصادی بی شماری را در اختیار کشورهای منطقه قرار دهد. همچنین دریای خزر علاوه بر اینکه کریدور حمل و نقل بین قاره یی است و اروپا و آسیای جنوب شرقی را به هم وصل می کند، می تواند مکان مناسبی برای گردشگران تخصصی و عادی زیست محیطی باشد.»
حمیدرضا غفارزاده، آلودگی های دریای خزر را به چند نوع صنعتی، کشاورزی، میکروبی و بیولوژیکی تقسیم می کند و می گوید؛ «ما در تمام سواحل خزر نمونه برداری های لازم را انجام داده ایم برای همین نمی توانیم بگوییم دریای خزر اساساً آلوده است بلکه در دریا لکه های آلوده بحرانی وجود دارد.»
خطرناک ترین تهدیدکننده خزر در سواحل ایران آلودگی میکروبی است نه شیمیایی. وی با تاکید بر این مطلب ادامه می دهد؛ «به علت نزدیکی کارخانجات به رودخانه ها و ورود فاضلاب های تصفیه نشده آنها سواحل ایران از نظر میکروبی بسیار آلوده است. این آلودگی بیشتر از آلودگی های دیگر در دریا است.»
غفارزاده خلیج باکو را از سواحل بسیار آلوده می داند و ادامه می دهد؛ «از اواخر قرن ۱۸ در این منطقه نفت استخراج شده است. به علت عدم استخراج استاندارد در سواحل باکو چند میلیمتر نفت در روی آب وجود دارد. لکه های نفتی فراوانی در سواحل شمالی دریای خزر دیده می شود که باید این نقاط بحرانی پاک شوند. عبور خط های لوله قدیمی نفت در دریا نیز از دیگر مواردی است که منجر به بروز آلودگی های نفتی می شود.»
ولگا، اصلی ترین رودخانه یی است که به خزر می ریزد و آب آلوده را از مکان هایی با فاصله ۳۵۰۰ کیلومتری به این دریاچه می آورد. هر چند پس از ازهم پاشیدگی نظام شوروی سابق تولیدات صنعتی کاهش یافته اما افزایش آلاینده ها در اثر گسترش بخش های نفت و گاز بر روند گرمایش زمین تاثیرگذار بوده است.
یکی دیگر از تهدیدات خزر ورود گونه شانه دار مهاجم (Mnemiopsis Leidyi) است. مدیر برنامه محیط زیست دریای خزر در ادامه می افزاید؛ « این یک گونه مهاجم ژله یی شکل است که حدود ۹ سال پیش به وسیله آب توازن کشتی از طریق کانال ولگا وارد دریای خزر شد و در سواحل گرم تر و شورتر شروع به رشد و نمو کرد. میزان تغذیه بالای این گونه شانه دار مهاجم از ژئوپلانکتون ها و لارو ماهیان است. این گونه برای اولین بار در دهه ۱۹۸۰ وارد دریای سیاه و سبب تغییر کل اکوسیستم و از بین رفتن بیش از ۲۴ محل ماهیگیری شد. سپس از آنجا از طریق آب توازن کشتی ها وارد خزر شده که صدمات زیادی را به حیات اکوسیستم منطقه زده است که از جمله می توان به کاهش ماهی کیلکا نیز اشاره کرد.»صنعت ماهیگیری یکی دیگر از ضربه های غیرقابل جبران به حیات جانوران خزر است. بعد از سقوط اتحاد جماهیر شوروی این صنعت به شکلی بدون کنترل درآمد و کشورهای همسایه خزر به رقابت برای برداشت بیشتر روی آوردند. حمید رضا غفارزاده یکی از تهدیدات مهم در دریای خزر را ماهیگیری بی رویه می داند و می افزاید؛ « تولید خاویار در ده سال پیش دو هزار تن بوده که امروزه به ۵۰ تن رسیده است. ذخایر ماهیان کیلکا نیز از سال های ۹۰ تاکنون به بیش از ۴۰ درصد کاهش داشته است. در ایران ماهیگیری و فعالیت های وابسته به آن حدود ۷ هزار شغل ایجاد کرده که کاهش ماهیگیری به واسطه تخریب محیط زیست و تغییرات اکوسیستم سبب شده این بخش اهمیت خود را از دست بدهد و بسیاری از مشاغل وابسته به آن نیز از بین برود.»
وی به وجود د. د.ت در سواحل ایران و بافت بدن ماهی ها و فوک ها اشاره کرد و ادامه داد؛ «به رغم توافق بین المللی در مورد عدم استفاده از د.د.ت به خاطر خطرات آن برای حیوانات و انسان این ماده همچنان در منطقه مصرف می شود. استفاده از د.د.ت حتی به صورت محدود به طور قابل ملاحظه یی معضلات جدیدی را به وجود می آورد. با پیدا کردن د.د.ت در بدن ماهیان در سواحل ایران و آذربایجان به نظر می رسد که هنوز این مواد شیمیایی خرید و فروش می شوند.»
غفارزاده چالش دیگر دریای خزر را نوسان آب دریا از دو هزار سال پیش می داند و می گوید؛ «از سال ۱۹۸۷ آب دریا به سمت بالا پیشروی می کرد که در سال دو هزار متوقف شد. ساخت وساز، جمعیت، خشک کردن سواحل و غیره می تواند حرکات طبیعی دریا را مختل کند و اگر حرکت طبیعی دریا مختل شود اثرات زیانباری بر محیط زندگی انسانی می گذارد. مانند اینکه اگر دریا یک متر و بیست سانت بالا بیاید بندر انزلی تبدیل به یک جزیره می شود.»سیاست های توسعه در کنار خزر پایدار نیست. مدیر برنامه محیط زیست دریای خزر، با تاکید بر ناپایداری توسعه ادامه می دهد؛ «در باکو فقط در ۵ سال جمعیت به رشد ۶۰ درصدی رسیده است که این افزایش جمعیت باعث ورود فاضلاب تصفیه نشده در حجم بیشتری به دریا می شود. سیاست های توسعه ناپایدار در شالیزار ها و جنگل ها نیز مشاهده می شود که آنها را تبدیل به ساختمان می کند.»
وی معتقد است؛ «با وجود تلاش های سازمان محیط زیست این سازمان همچنان قوی نیست زیرا هنوز هستند بسیاری که این دستگاه را تجملاتی و لوکس و ارائه خدمات زیست محیطی را در تقابل با توسعه می دانند.در هفته گذشته شاهد مرگ هزاران فلامینگو بودیم که از شوری آب دریاچه بختگان مردند. زمانی که به سراغ علت می رویم می بینیم که به دلیل ساخت سد در بالای دریاچه بختگان شوری آب بیشتر شده و اکوسیستم منطقه به هم می خورد. وقتی به سراغ مسوولان می رویم می گویند توسعه مهمتر است یا پرنده. رشد سریع و ناپایدار ما در چند سال اخیر اثرات جبران ناپذیری را متوجه محیط زیست کرده است.»
بهره گیری از منابع هیدروکربنی دریای خزر در دستیابی به توسعه پایدار کشورها و توجه بیشتر کشورهای منطقه به سیاست گذاری در زمینه محیط زیست کشور های شان بسیار اهمیت دارد. با آنکه چالش های اساسی در مورد دریای خزر وجود دارد اما منطقه می تواند از منابع طبیعی خود به صورت پایدار بهره برداری کند و محیط زیست را نیز حفظ کند.

منبع:آفتاب

آلودگی های مختلف درمحیط زیست

دید کلی

آلودگی محیط زیست از منابع گوناگون صورت می‌گیرد. با پیشرفت تمدن بشری و توسعه فن‌آوری و ازدیاد روز افزون جمعیت ، در حال حاضر دنیا با مشکلی به نام آلودگی در هوا و زمین روبرو شده است که زندگی ساکنان کره زمین را تهدید می‌کند. بطوری که در هر کشور حفاظت محیط زیست مورد توجه جدی دولتمردان است. امروزه وضعیت زیست محیطی به گونه‌ای شده است که مردم یک شهر یا حتی یک کشور از آثار آلودگی در شهر یا کشور دیگر در امان نیستند.


 




برفی که در نروژ می‌بارد مواد آلاینده‌ای به همراه دارد که منشا آن از انگلستان و آلمان است. یا باران اسیدی در کانادا نتیجه مواد آلاینده‌ای است که منشا آنها از ایالات متحده است. در آتن گاهی مجبور می‌شوند به علت آلودگی شدید هوا کارخانجات را تعطیل و رفت و آمد اتومبیلها را محدود کنند. شهرهای دیگر دنیا مانند مکزیکوسیتی ، رم و تهران نیز با مشکل آلودگی هوا دست به گریبانند. آلودگی دریاها ، رودخانه‌ها ، دریاچه‌ها و اقیانوسها و جنگلهای نیز نیز موضوع بحث جدی می‌باشند.

آلودگی محیط زیست و لایه ازن

یکی از مسائلی که در سالهای اخیر باعث نگرانی دانشمندان شده ، مسئله تهی شدن لایه ازن و ایجاد حفره در این لایه در قطب جنوب است. لایه اوزون در فاصله 16 تا 48 کیلومتری از سطح زمین قرار گرفته و کره زمین را در برابر تابش فرابنفش نور خورشید محافظت می‌کند. هر گاه از مقدار لایه ازن ، 10 درصد کم شود، مقدار تابشی که به سطح زمین می‌رسد تا 20 درصد افزایش می‌یابد. تابش فرابنفش موجب بروز سرطان پوست در انسان می‌شود و به گیاهان صدمه می‌زند. مولکولهای کلروفلوئورکربنها (CFCها) در از بین بردن لایه ازن موثرند. از این ترکیبات بطور گسترده در دستگاههای سرد کننده و در افشانه‌ها (اسپری‌ها) استفاده می‌شود.

این مولکولها به علت پایداری آنها به
استراتوسفر راه می‌یابند و در آنجا بر اثر تابش خورشید پیوند C-Cl شکسته می‌شود. اتم کلر حاصل به مولکول ازن حمله می‌کند و مولکول CLO را می‌دهد. این مولکول بنوبه خود با اکسیژن ترکیب شده ، مولکول O2 و اتم Cl آزاد می‌شود که مجددا در چرخه تخریب اوزون شرکت می‌کند. از این روست، در عهدنامه سال 1978 مونترال قرار این شده که از مصرف کلروفلوئوروکربنها به تدریج کاسته شود و مواد دیگری به عنوان جانشین برای آنها یافت شود و یافتن چنین ترکیباتی بطور مسلم کار شیمیدانان است.



 


آلودگی هوا و مه دود فتوشیمیایی

بسیاری از مناطق شهری با پدیده آلودگی هوا روبه‌رو هستند که در جریان آن ، سطوح نسبتا بالایی از ازن در سطح زمین که جزء نامطلوبی از هوا در ارتفاعات کم است، در نتجه واکنش نور القایی آلاینده‌ها تولید می‌شود. این پدیده را مه دود نور شیمیایی می‌نامند و گاهی از آن به عنوان "لایه ازن در مکانی نادرست" از نظر تشابه آن با مسئله تهی شدن ازن استراسفر یاد می‌کنند. فرآیند تشکیل مه دود در واقع شامل صدها واکنش مختلف است که دهها ماده شیمیایی را دربرمی‌گیرد و بطور همزمان رخ می‌دهند. در واقع ، هوای شهرها را به "واکنشگاههای شیمیایی عظیم" تشبیه کرده‌اند.

پدیده مه دود شیمیایی ، نخستین بار در دهه 1940 در لوس آنجلس مشاهده شد و از آن زمان ، عموما به این شهر بستگی داده شده است. اما در دهه‌های اخیر با
کنترل آلودگی هوا مسئله مه دود در شهر لوس آنجلس بطور نسبی تخفیف پیدا کرده است. از نظر کمی ، اکثر کشورها و همچنین سازمان جهانی بهداشت (WHO) ، حدی را برای حداکثر غلظت مجاز اوزون در هوا در نظر گرفته‌اند که در حدود 100ppb (میانگین غلظتها در طول زمان یک ساعت) است. اوزون در هوای پاکیزه تنها به چند در صد این مقدار می‌رسد. واکنش دهنده‌های اصلی اولیه در یک پدیده مه دود نور شیمیایی ، اسید نیتریک ، NO و هیدروکربنهای سوخته نشده هستند که از موتورهای احتراقی درون سوز به عنوان آلاینده در هوا منتشر می‌شوند. جزء مهم دیگر در تشکیل مه دود ، نور خورشید است.



 


باران اسیدی

یکی از جدی‌ترین مشکلات زیست محیطی که امروزه بسیاری از مناطق دنیا با آن روبه‌رو هستند، باران اسیدی است. این واژه انواع پدیده‌ها ، از جمله مه اسیدی و برف اسیدی که تمام آنها با نزول مقدار قابل ملاحظه اسید از آسمان مطابقت دارد را می‌پوشاند. باران اسیدی دارای انواع نتایج زیان‌بار بوم شناختی است وجود اسید در هوا نیز احتمالا بر روی سلامتی انسان اثر دارد. پدیده باران اسیدی در سالهای آخر دهه 1800 در بریتانیا کشف شد، اما پس از آن تا دهه 1960 به دست فراموشی سپرده شد. باران اسیدی به نزولات جوی که قدرت اسیدی آن بطور قابل توجهی بیش از باران طبیعی (یعنی آلوده نشده)، که خود به علت حل شدن دی‌اکسید کربن هوا در آن و تشکیل اسید کربونیک بطور ملایم اسیدی است، باشد، اطلاق می‌شود.

(CO2 (g) + H2O (aq) ↔ H2CO3(aq



از تفکیک جزئی H2CO3 پروتون آزاد می‌شود و PH سیستم را کم می‌کند.از اینرو PH باران طبیعی که آلوده نشده، از این منبع بخصوص حدود 5.6 است. تنها بارانی که قدرت اسیدی آن به مقدار قابل ملاحظه‌ای بیشتر از این باشد، یعنی PH آن کمتر از 5 باشد، باران اسیدی تلقی می‌شود. دو اسید عمده در باران اسیدی ، HNO3 و H2SO4 است. بطور کلی ، محل نزول باران اسیدی در مسیر باد دورتر از منبع آلاینده‌های نوع اول ، یعنی SO2 و نیتروژن اکسیدها است. باران اسیدی به هنگام حمل توده هوایی که آلاینده‌های نوع اول را دربردارند، بوجود می‌آیند. از اینرو باران اسیدی یک مشکل آلودگی است که به علت حمل دور برد آلاینده‌های هوا ، حدود و مرز جغرافیایی نمی‌شناسد.

مواد شیمیایی آلی سمی

واژه مواد شیمیایی سنتزی از طرف رسانه‌های گروهی برای توصیف اجسامی بکار می‌رود که عموما در طبیعت یافت نمی‌شوند. ولی توسط شیمیدانان از اجسام ساده‌تر سنتز شده‌اند. اکثریت مواد شیمیایی سنتزی که مصرف تجارتی دارند، ترکیبات آلی هستند و برای بیشتر آنها از نفت به عنوان منبع اولیه کربن در این ترکیبها استفاده شده است. کربن با کلر ترکیبهای زیادی را تشکیل می‌دهد که به علت سمی بودن آنها برای بعضی گیاهان و حشرات ، بسیاری از این قبیل ترکیبها کاربرد گسترده‌ای به عنوان آفت کش یافته‌اند. ترکیبات آلی کلردار دیگر بطور گسترده‌ای در صنایع پلاستیک و الکترونیک بکار برده شده‌اند.

شکستن پیوند کربن به کلر بطور مشخص دشوار است و حضور کلر همچنین واکنش پذیری سایر پیوندها را در مولکولهای آلی کم می‌کند. همین خاصیت به این معنی است که با وارد شدن ترکیبهای آلی کلردار به
محیط زیست ، تخریب آنها به کندی صورت می‌گیرد و بیشتر تمایل به جمع شدن دارند و به این علت به معضل بزرگ محیط زیست محیطی تبدیل شده‌اند. اجسام آلی سمی که بطور عمده مورد استفاده قرار می‌گیرند عبارتند از: انواع آفت کشها ، حشره کشهای سنتی ، حشره کشهای آلی کلردار ، ددت ، توکسافنها ، کاربامات ، حشره کشهای آلی فسفات‌دار ، علف کشها و ... .



 


آلودگی آبها

آب ، تصفیه آن و جلوگیری از آلودگی و به هدر رفتن آن از مسائل بسیار مهم زمان ما به حساب می‌آید. آلودگی آبها ، معضل بزرگ زیست محیطی محسوب می‌شود که به علت پیشرفت صنایع و تکنولوژی ، هر روزه با پیشرفت روز افزون آن مواجهیم.

فلزهای سنگین و شیمی خاک

بسیاری از فلزهای سنگین برای انسان سمی هستند و چهار فلز جیوه (Hg) ، سرب (pb) ، کادمیم (Cd) و آرسنیک (As) فلزهایی هستند که بعلت کاربرد گسترده ، سمیت و توزیع وسیع آنها بیشترین خطر را از نظر زیست محیطی دارند. البته هیچ یک از این عنصرها هنوز به آن اندازه در محیط زیست پخش نشده که یک خطر گسترده بشمار آید. به هر حال ، هر یک از آنها در بعضی از محلات در سالهای اخیر در سطوحی سمی یافت می‌شود. این فلزها بطور عمده از مکانی به مکان دیگر از طریق هوا منتقل می‌شوند و این انتقال معمولا به صورت گونه‌هایی که روی ماده ذره ‌مانند معلق ، جذب سطحی شده یا در آن جذب شده است، صورت می‌گیرد.

تولید انرژی و آثار محیطی آن

بسیاری از مسائل زیست محیطی ، نتیجه غیر مستقیم تولید و مصرف انرژی ، بویژه زغال سنگ و بنزین است. ذخایر زغال سنگ در دنیا از مجموع نفت ، گاز طبیعی و اورانیوم خیلی بیشتر است. از اینرو مصرف زغال سنگ برای تولید انرژی صنعتی نه تنها ادامه خواهد یافت، بلکه احتمالا به مقدار زیادی بویژه در کشورهای در حال توسعه مانند چین و هندوستان که ذخایر زیادی از این ماده دارند، افزایش می‌یابد. از سوزاندن زغال سنگ مقدار زیادی SO2 و CO2 که آلاینده هستند تولید می‌شود. بحث انرژی هسته‌ای و سایر منابع انرژی نیز جای خود دارد.

مباحث مرتبط با عنوان

ایران ما!!!!!

 

كنوانسيون بن:

اين  كنوانسيون درسال 1979درشهربن كشورآلمان به امضاء رسيدوبه "كنوانسيون بن"شهرت يافت.

اين كنوانسيون باهدف حفاظت ازگونه هاي مهاجرزميني ، دريايي، هوايي ونيز حفاظت اززيستگاه مبداء ومقصدآنهاايجادشده است.اين كنوانسيون  ازكشورهاي مبداء ومقصدگونه هاي مهاجرمي خواهدكه باانعقادموافقت نامه هاي دو ياچندجانبه ، اقدامات لازم براي حفاظت ازگونه هاي مذكور درزيستگاههاي آنهابه عمل آورند.

برنامه همكاري هاي زيست محيطي كشورهاي جنوب آسيا:

هدف اين برنامه ،حمايت وتشويق اجراي طرح هايي درجهت بهبودوضعيت محيط زيست اعم ازطبيعي وانساني وبهبودكيفيت زندگي دركشورهاي جنوب آسيا ئاستفاده درست وپايدارازمنابع طبيعي وانساني وبهبودكيفيت زندگي دركشورهاي جنوب آسيا واستفاده درست وپايدارازمنابع طبيعي براي ازبين بردن فقروكاهش نابرابري هاي موجود،دركشورهاي مذكوراست، كه در سال 1980دركلمبوي سريلانكامنعقدشدوايران درسال 1991به آن پيوست.دبيرخانه آن نيز درشهركلمبوقراردارد.

آلودگی هوادرتهران

سالانه 5 تا 6 هزار نفر قرباني آلودگی هوا درتهران

سالانه بین 5 تا 6 هزار نفر بر اثر آلودگی هوا در شهر تهران جان خود را از دست می دهند.

همه ی افرادی که در مناطق تحت شرایط "هشدار" سکونت دارند یا تردد می کنند، تحت تاثیر عوارض خفیف آلودگی هوا قرار می گیرند، امابیماران قلبی و تنفسی، کودکان وافراد مسن بیش از همه دچار این عوارض می شوند.

سعید متصدی، متخصص بهداشت محیط و آلودگی هوا و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی گفت :

سردرد، سرگیجه،سوزش چشم، بی حوصلگی از جمله عوارض خفیف آلودگی هواست که در همه ی افراد دیده می شود و البته گروه های خاص از جمله بیماران، کودکان و سالمندان بیش از همه تحت تاثیر این عوارض هستند.

وی افزود: بر اساس اطلاعات موجود به طور کلی سالانه بین 5 تا 6 هزار نفر بر اثر آلودگی هوا در شهر تهران جان خود را از دست می دهند که بیشتر این مرگ ها به علت آلودگی هوا در روزهایی است که در وضعیت هشدار یا اضطرار قرار داریم.

افرادی که در برابر آلودگی هوا بیشتر در معرض خطرند، شامل:

بیماران قلبی- عروقی، بیماران تنفسی، کودکان، افراد مسن،ورزشکاران و افرادی هستند که در این روزها فعالیت و تحرک بدنی بیشتری دارند، ولی به طور کلی همه ی مردمی که در شرایط هشدار آلودگی هوا قرار می گیرند تحت تاثیر عوارض خفیف تا شدید آلودگی هوا هستند.

به نظرم جالب آمدتااين بخش راهم پيوست نمايم:

ماده‌ 104 -  به‌منظور حفاظت‌ از محيط‌ زيست‌ و بهره‌گيري‌ پايدار از منابع‌ طبيعي‌ كشور، اجراي‌ موارد زير الزامي‌ است‌:

 الف‌ - بهره‌برداري‌ از منابع‌ طبيعي‌ كشور بايد براساس‌ توان‌ بالقوه‌ منابع‌ صورت‌ گيرد. بدين‌ منظور دولت‌ موظف‌ است‌ ضمن‌ حفظ‌ روند رشد توليدات‌ و بهره‌برداري‌ پايدار از منابع‌، با اجراي‌ طرحهايي‌ از قبيل‌ "تعادل‌ دام‌ و مرتع‌"، "خروج‌ دام‌ از جنگل‌" و "تأمين‌ علوفه‌ دام‌ و سوخت‌ جنگل‌نشينان‌ ،  عشاير و روستائيان‌، حفظ‌ و حراست‌ از منابع‌ پايه‌ و ذخائر ژنتيكي‌، هماهنگي‌ در مديريت‌ يكپارچه‌ منابع‌ پايه‌ و نهادينه‌كردن‌ مشاركت‌ مردم‌ در برنامه‌ريزي‌، تصميم‌گيري‌ و اجراء"  ترتيبي‌ اتخاذ نمايد كه‌ تعادل‌ محيط‌ زيست‌ نيز حفظ‌ شود.

 آيين‌نامه‌ اجرائي‌ اين‌ بند مشتمل‌ بر ضوابط‌ زيست‌ محيطي‌ موردنظر، با پيشنهاد مشترك‌ سازمان‌ حفاظت‌ محيط‌ زيست‌ و وزارتخانه‌هاي‌ كشاورزي‌ و  جهاد سازندگي‌ به‌تصويب‌ هيأت‌ وزيران‌ خواهد رسيد.

 ب‌ - به‌منظور تقويت‌ و پشتيباني‌ از "سازمانهاي‌ غيردولتي‌ حامي‌ محيط‌ زيست‌ و منابع‌ طبيعي‌"، كمكهاي‌ مالي‌ اشخاص‌ حقيقي‌ و حقوقي‌ به‌اين‌ سازمانها به‌ عنوان‌ هزينة‌ قابل‌ قبول‌ تلقي‌ مي‌شود. اين‌ كمكها كه‌ به‌ حساب‌ خاصي‌ در خزانه‌ واريز مي‌گردد، دريافت‌ و براساس‌ آيين‌نامه‌اي‌ كه‌ به‌ پيشنهاد سازمان‌ برنامه‌ و بودجه‌ و سازمان‌ حفاظت‌ محيط‌ زيست‌ و وزارت‌ جهاد سازندگي‌ تهيه‌ و به‌تصويب‌ هيأت‌ وزيران‌ مي‌رسد و مشتمل‌ بر حداكثر ميزان‌ كمكها و نحوة‌ اعطاي‌ آنهاست‌، در اختيار اين‌ سازمانها قرار خواهد گرفت‌.

 ج‌ - به‌منظور كاهش‌ عوامل‌ آلوده‌كنندة‌ محيط‌ زيست‌، بالاخص‌ در مورد منابع‌ طبيعي‌ و منابع‌ آب‌ كشور، واحدهاي‌ توليدي‌ موظفند براي‌ تطبيق‌ مشخصات‌ فني‌ خود با ضوابط‌ محيط‌ زيست‌ و كاهش‌ آلودگيها اقدام‌ كنند. هزينه‌هاي‌ انجام‌ شده‌ در اين‌ مورد به‌عنوان‌ هزينه‌هاي‌ قابل‌ قبول‌ واحدها منظور مي‌گردد.

 از واحدهائي‌ كه‌ از انجام‌ اين‌ امر خودداري‌ نمايند و فعاليتهاي‌ آنها باعث‌ آلودگي‌ و تخريب‌ محيط‌ زيست‌ گردد، جريمه‌ متناسب‌ با خسارت‌ وارده‌ اخذ و به‌درآمد عمومي‌ واريز مي‌گردد تا در قالب‌ لوايح‌ بودجه‌ سنواتي‌ براي‌ اجراي‌ طرحهاي‌ سالم‌ سازي‌ محيط‌ زيست‌ هزينه‌ شود. آيين‌نامه‌ اين‌ بند مشتمل‌ بر مبلغ‌ و چگونگي‌ اخذ جرايم‌ و نحوة‌ هزينة‌ آن‌ به‌ پيشنهاد سازمان‌ حفاظت‌ محيط‌ زيست‌ به‌تصويب‌ هيأت‌وزيران‌ مي‌رسد.

 د - دولت‌ مكلف‌ است‌ در طول‌ برنامه‌ سوم‌ نسبت‌ به‌ كاهش‌ ميزان‌ آلودگي‌ هواي‌ شهرهاي‌ تهران‌، مشهد، تبريز، اهواز، اراك‌، شيراز و اصفهان‌ در حد استانداردهاي‌ سازمان‌ بهداشت‌ جهاني‌ اقدام‌ نمايد. آيين‌نامه‌ اجرائي‌ اين‌ بند همان‌ آيين‌نامه‌ اجرائي‌ تبصره‌ (82) قانون‌ برنامه‌ پنجساله‌ دوم‌ توسعه‌ اقتصادي‌، اجتماعي‌ و فرهنگي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ مصوب‌ 20/9/1373 مي‌باشد.

 هـ - به‌منظور جلوگيري‌ از آلودگي‌ و ساماندهي‌ ساحل‌ درياي‌ خزر، دولت‌ موظف‌ است‌ نسبت‌ به‌ آزادسازي‌ حريم‌ دريا اقدام‌ نمايد.

 و - براي‌ تشويق‌ انتقال‌ واحدهاي‌ توليدي‌ و صنعتي‌ مستقر در داخل‌ محدوده‌ شهرهاي‌ كشور تمهيدات‌ زير اتخاذ مي‌گردد:

 1- تغيير كاربري‌ عرصه‌ و اعيان‌ كارخانجات‌ طبق‌ ضوابط‌ شهرداري‌ها و با توافق‌ مالكين‌ حقيقي‌ و حقوقي‌ امكان‌ پذير خواهد بود.

 2- وزارتخانه‌هاي‌ نفت‌، نيرو  و  پست‌ و تلگراف‌ و تلفن‌ موظفند نسبت‌ به‌ خريد حق‌الامتياز وحق‌الاشتراك‌ و ساير امتيازات‌ مربوط‌ به‌ انشعاب‌ گاز، آب‌، برق‌ و تلفن‌ محل‌ قبلي‌ واحد مربوطه‌ به‌ قيمت‌ عادلانه‌ روز و يا انتقال‌ امتيازات‌ يادشده‌ ، به‌ متقاضياني‌ كه‌ صاحب‌ امتياز معرفي‌ مي‌نمايد در اسرع‌ وقت‌ و بدون‌ مطالبه‌ وجه‌ اقدام‌ نمايد.

 ز - به‌منظور كاهش‌ آلودگي‌ هوا درتهران‌ بزرگ‌ موارد ذيل‌ در طي‌ سال‌ اول‌ برنامه‌ سوم‌ انجام‌ مي‌گيرد:

 1- كليه‌ وزارتخانه‌ها،مؤسسات‌، شركت‌هاي‌ دولتي‌ و دستگاههاي‌ اجرائي‌ كه‌ بنحوي‌ از بودجه‌ عمومي‌ استفاده‌ مي‌كنند موظفند نسبت‌ به‌ رفع‌ عيوب‌ منجر به‌توليد آلودگي‌ خودروهاي‌ خود (از هرنوعي‌ كه‌ باشند) اقدام‌ نمايند.

 2- شهرداري‌ تهران‌ موظف‌ است‌ خودروها و اتوبوس‌هاي‌ دچار نقص‌ فني‌ منجر به‌ سوخت‌ بد خود را تعمير واصلاح‌ نمايد.

 3- تمديد جواز كار تاكسي‌ ها و ميني‌بوس‌هاي‌ تحت‌ پوشش‌ منوط‌ به‌ نداشتن‌ نقص‌ فني‌ منجر به‌ايجاد آلودگي‌ است‌.

 4- ساليانه‌ مبلغ‌ بيست‌ ميليارد (000  000  000  20) ريال‌ در اختيار سازمان‌ حفاظت‌ محيط‌ زيست‌ قرار مي‌گيرد تا منحصرا" مصروف‌ كمك‌ به‌ بخشي‌ از هزينه‌ موتورسيكلت‌ها و سواري‌هاي‌ شخصي‌ داراي‌ نقص‌ فني‌ شود كه‌ آلودگي‌ ايجاد مي‌كنند و متقاضي‌ كمك‌ هستند.

 5 - از سال‌ دوم‌ برنامه‌ سوم‌ آلوده‌سازي‌ هوا توسط‌ موتورسيكلت‌ها و خودروها (از هرنوع‌ كه‌ باشند) جرم‌ محسوب‌ ميشود و متخلف‌ (راننده‌) به‌جزاي‌ نقدي‌ پانصدهزار
 (000 500) ريال‌ درهر نوبت‌ تخلف‌ محكوم‌ ميشود نوبت‌ بعدي‌ احتساب‌ تخلف‌، حداقل‌ گذشت‌ يك‌ هفته‌ از تخلف‌ قبلي‌ و ارتكاب‌ جرم‌ ميباشد.

 ماده‌ 105 -  كليه‌ طرحها و پروژه‌هاي‌ بزرگ‌ توليدي‌ و خدماتي‌ بايد پيش‌ از اجرا و در مرحلة‌ انجام‌ مطالعات‌ امكان‌ سنجي‌ و مكان‌يابي‌، براساس‌ ضوابط‌ پيشنهادي‌ شوراي‌ عالي‌ حفاظت‌ محيط‌ زيست‌ و مصوب‌ هيأت‌ وزيران‌ مورد ارزيابي‌ زيست‌ محيطي‌ قرار گيرد. رعايت‌ نتايج‌ ارزيابي‌ توسط‌ مجريان‌ طرحها و پروژه‌هاي‌ مذكور الزامي‌ است‌. نظارت‌ بر حسن‌ اجراي‌ اين‌ ماده‌ برعهدة‌ سازمان‌ برنامه‌ و بودجه‌ مي‌باشد.

 تبصره‌ -  سازمان‌ حفاظت‌ محيط‌ زيست‌ موظف‌ است‌ راهكارهاي‌ عملي‌ و اجرائي‌ پروژه‌هاي‌ عمراني‌ و اشتغال‌ زائي‌ در مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ را به‌طريقي‌ فراهم‌ نمايد كه‌ ضمن‌ رعايت‌ مسائل‌ زيست‌ محيطي‌، طرحهاي‌ توسعه‌ عمراني‌ متوقف‌ نگردد.

آيا به نظرشمااين قوانين براي جلوگيري وياحداقل كاهش آلودگي هوادرپايتخت كفايت مي نمايد؟؟

 

 

 

 

گیاه پالایی/فصل جدیدی درمحیط زیست

گياه پالايي يك تكنيك باصرفه اقتصادي، زيست محيطي و علمي است كه براي كشورهاي در حال توسعه مناسب است و تجارت با ارزشي به حساب مي‌آيد. متاسفانه علي رغم اين پتانسيل، هنوز در برخي از كشور‌ها مانند كشور ما به عنوان يك فناوري استفاده تجاري ندارد.
گياه پالايي با استفاده از مهندسي گياهان سبز شامل گونه‌هاي علفي و چوبي براي برداشت مواد آلاينده از آب و خاك يا كاهش خطرات آلاينده‌هاي محيط زيست نظير فلزات سنگين،عناصر كمياب، تركيبات آلي و مواد راديواكتيو به كار برده مي‌شود.

مهم‌ترين تركيبات معدني آلاينده، فلزات سنگين بوده و ميكروارگانيسم‌هاي خاك قادر به تجزيه آلاينده‌هاي آلي هستند، اما براي تجزيه ميكروبي فلزات نياز به آلي شدن يا تغييرات فلزي آنها وجود دارد كه امروزه از گياهان براي اين بخش استفاده مي‌شود.

اگرچه دغدغه ديگر براي كارشناسان، نحوه استفاده از گياهاني است كه به اين شكل آلوده مي‌شوند، اما راهكار توليد انرژي به عنوان يكي از ضروري‌ترين بخش‌هاي زندگي امروز، دريچه ديگري را براي دانشمندان باز كرد.
از ديدگاه جهاني، پس از آب و هوا، پوسته خاك، سومين جزء عمده محيط زيست انسان تلقي مي‌شود.

خاك علاوه بر اين‌كه پايگاه موجودات خشكي‌زي، بويژه جوامع انساني است، محيط منحصر به فردي براي زندگي انواع حيات بخصوص گياهان به شمار مي‌رود. بر خلاف آب و هوا، آلودگي خاك از نظر تركيب شيميايي به آساني قابل اندازه‌گيري نبوده و يك خاك پاك يا خالص تعريف‌پذير نيست بنابراين ناگزيريم مسائل بالقوه آلودگي خاك را در چارچوب پيش بيني خطرات و صدمات احتمالي در كاركرد خاك مطالعه كنيم.

با توسعه طرح‌هاي‌ انسان ساخت و آلوده شدن خاك‌ها به وسيله فلزات سنگين، ساختار خاك براي رشد و توسعه گياهان مسموم و خطرناك مي‌شود و تنوع زيستي خاك را نيز بهم مي‌ريزد.

در روش گياه پالايي، گياهان بر اساس مكانيسم جذب طبقه‌بندي و آلودگي خاك به فلزات سنگين به كمك روش‌هاي شيميايي، فيزيكي و بيولوژيكي كاهش داده مي‌شود.

بر اساس تحقيقات دفتر بررسي آلودگي آب و خاك سازمان حفاظت محيط زيست، رفع آلودگي خاك معمولا با 2 روش خارج از محل و در محل صورت مي‌گيرد. در روش خارج از محل، خاك آلوده به مكان ديگري انتفال يافته و پس از رفع آلودگي به مكان اوليه برگردانده مي‌شود. در روش ديگر كه نياز به جابه‌جايي و انتقال ندارد آلاينده‌ها با آلي شدن، از قابليت جذب زيستي آنها كاسته مي‌شود.

براي كاهش آلودگي آلاينده‌هاي معدني در خاك مي‌توان از روش‌هاي آلي كردن، كمپلكس كردن و افزايش خاك بوسيله آهك استفاده كرد اما بيشتر اين روش‌ها گران بوده و سبب تخريب محيط زيست مي‌شوند.

در فناوري استفاده از گياهان با عنوان گياه پالايي، از گياهان سبز و ارتباط آنها با ميكروارگانيسم‌هاي خاك براي كاهش آلودگي خاك و آب‌هاي زيرزميني استفاده مي‌شود. اين فناوري مي‌تواند براي رفع هر دو نوع آلاينده خاك يعني معدني و آلي به كار رود.

بررسي‌ها نشان مي‌دهد كاربرد تكنيك‌هاي فيزيكوشيميايي، سبب از ميان رفتن ميكروارگانيسم‌هاي مفيد خاك مانند تثبيت كننده‌هاي نيتروژن ميكروريزا مي‌شود كه در نتيجه فعاليت‌هاي بيولوژيكي خاك را ضعيف مي‌كند و در مقايسه با تكنيك گياه پالايي، بسيار هزينه‌بر است.

در روش ريزوفيلتراسيون، از گياهان خاكي و آبي استفاده مي‌شود كه آلاينده‌هاي منابع آبي‌ آلوده با غلظت كمتر در ريشه‌هايشان تغليظ يا رسوب مي‌كنند كه اين روش بخصوص براي فاضلاب‌هاي صنعتي، رواناب كشاورزي و يا فاضلاب معادن اسيدي كاربرد دارد و براي فلزاتي مانند سرب، كادميم، مس، نيكل، روي و كرم مناسب است.

گياهاني مانند خردل هندي، آفتابگردان، تنباكو، چاودار و ذرت داراي اين توانايي هستند. آنها داراي قدرت جذب سرب از فاضلاب هستند كه در اين ميان، آفتابگردان بيشترين قدرت و توانايي را دارد.

در روش ديگري با استفاده از قدرت ريشه، محدود‌كردن تحرك و قابليت دسترسي آلاينده‌ها در خاك صورت مي‌گيرد.
‌اين روش معمولا براي كاهش آلودگي در خاك، رسوب و لجن استفاده مي‌شود و از طريق جذب، رسوب، كمپلكس و يا كاهش ظرفيت انجام مي‌پذيرد.

در روش تبخير گياهي، گياهان، آلاينده‌ها را از خاك جذب و سپس به بخار تبديل كرده و با عمل تعرق به اتمسفر انتقال مي‌دهند. اين روش در درختان در حال رشد براي جذب آلاينده‌هاي آلي و معدني كاربرد دارد.

در روش ديگري كه به نام كاهش گياهي معروف است، گياه با متابوليسم خود از طريق انتقال، تجزيه، تثبيت و تصعيد تركيبات آلاينده به برطرف كردن آلودگي از خاك و آب‌هاي زيرزميني كمك مي‌كند. در اين روش، تركيبات آلي به مولكول‌هاي ساده‌تر شكسته شده كه مي‌تواند به درون بافت گياه وارد شوند.

بررسي‌ها نشان داده است گياهان داراي آنزيم‌هايي هستند كه مي‌توانند پسماند حاصل از حلال‌هاي كلرينات مانند تري‌كلرو اتيلن و حشره‌كش‌هاي ديگر را تجزيه كند.

فلزات سنگين و دسترسي آنها در خاك‌

فلزات سنگين، عناصري با وزن اتمي 54/63 تا 59/200 و وزن مخصوص بيشتر از 4 هستند. برخي از فلزات سنگين به مقدار كم مورد نياز ارگانيسم‌هاي زنده هستند؛ هر چند افزايش بيش از حد همين فلزات سنگين ضروري مي‌تواند براي ارگانيسم‌ها مضر باشد.

فلزات سنگين غير ضروري شامل آرسنيك، آنتيموني، كادميم، كرم جيوه، و سرب است كه اين فلزات در رابطه با آلودگي خاك و آب‌هاي سطحي بسيار مهم هستند و مورد توجه علم گياه پالايي قرار مي‌گيرند.

واكنش گياهان به فلزات سنگين‌

گياهان3 راهبرد پايه براي رشد در خاك‌هاي آلوده به فلزات سنگين دارند. گونه‌هايي كه از ورود فلزات به بخش‌هاي هوايي خود جلوگيري كرده يا غلظت فلزات را در خاك پايين نگه مي‌دارند، گونه‌هايي كه فلزات را در اندام‌هاي هوايي خود تجمع داده و دوباره به خاك بر مي‌گرداند و گياهاني كه مي‌توانند فلزات را در اندام‌هاي هوايي خود تغليظ كرده به طوري كه چندين برابر غلظت فلز در خاك شود و گياهاني كه غلظت بالايي از آلاينده‌ها را جذب كرده و در ريشه، ساقه يا برگ‌هايشان تغليظ مي‌كنند.

كاربرد مهندسي ژنتيك براي بهبود گياه پالايي‌

در اين تكنيك با استفاده از تنوع ژنتيكي موجود در داخل هر گونه و تحريك خصوصيات ژنتيكي گونه‌ها مي‌توان تحمل گونه را نسبت به فلزات آلاينده محيط افزايش داد. بررسي‌ها نشان داده است توليد گياهان با پتانسيل بالاي گياه پالايي و توليد بيومس در بهبود روش گياه پالايي موثر است و تلقيح ژن‌هاي موثر در تجمع فلزات به گياهاني كه بلندتر از گياهان طبيعي هستند سبب افزايش توليد بيومس نهايي مي‌ شود.

برخي روش‌هاي گياه پالايي محدوديت‌هايي دارد؛ به عنوان مثال در نوعي از اين روش، گياه پالايي در محدوده 3 فوت از سطح خاك و حداكثر 60 فوت از آب‌هاي زيرزميني موثر است. اين روش براي مكان‌هايي كه غلظت آلودگي در آنها پايين تا متوسط است در سطح وسيع به كار برده مي‌شود و شديدا وابسته به اسيديته خاك است.

نتايج به دست آمده از تحقيقات دانشمندان حاكي از آن است كه اسيدي كردن خاك، قابليت دسترسي فلزات را به مقدار زيادي افزايش مي‌دهد. البته ممكن است اسيدي كردن خاك، تاثيرات منفي دربرداشته باشد. براي مثال افزايش حلاليت برخي فلزات سمي و شستشوي آنها به آب‌هاي زيرزميني سبب بروز خطرات زيست محيطي مي‌شود كه بايد تحت كنترل و شرايط ويژه صورت گيرد.

مصرف توليدات گياه پالايي‌

يكي از موانع اجراي تجاري گياه پالايي، چگونگي مصرف گياهان آلوده است. پس از برداشت، آلودگي خاك توسط گياه كاهش يافته، اما مقدار زيادي بيومس خطرناك توليد شده است.

بررسي‌ها نشان مي‌دهد توليد كمپوست و متراكم كردن، 2 روشي است كه براي مديريت بيومس گياهان آلوده توسط بسياري از محققان پيشنهاد شد، اما بهترين روش براي مصرف بيومس‌هاي توليد شده توسط گياه پالايي، تغيير و تبديلات ترموشيميايي است كه در اين روش بيومس به عنوان يك منبع انرژي مصرف تجاري دارد.

اين بيومس شامل كربن، هيدروژن و اكسيژن است كه با عنوان هيدروكربن‌هاي اكسيژنه شناخته مي‌شود.

جزء اصلي هربيومس ليگنين، همي سلولز، سلولز، مواد معدني و خاكستر است كه داراي مقادير بالايي رطوبت، مواد آلي فرار و جرم مخصوص ظاهري هستند، اما ارزش گرمايي پاييني دارند. درصد اين اجزا از گونه‌اي به گونه ديگر متفاوت است كه مديريت اين حجم از مواد زائد بسيار مشكل بوده و نياز به كاهش حجم دارد.

توليد انرژي‌

سوزاندن و توليد گاز از روش‌هاي مهم براي توليد انرژي گرمايي و الكتريكي است كه مي‌توان از گياهان آلوده استخراج شوند. بازيافت اين انرژي از بيومس به وسيله سوزاندن يا توليد گاز مي‌تواند ارزش اقتصادي داشته باشد؛ زيرا آن را نمي‌توان به عنوان علوفه يا كود مصرف كرد.

سوزاندن روش ساده‌اي است اما بايد تحت موقعيت‌هاي كنترل شده باشد. در اين روش حجم بيومس 2 تا 5 درصد كاهش يافته و خاكستر را مي‌توان به طور مناسبي مصرف كرد.

تحقيقات نشان داده است سوزاندن پسماندهاي خطرناك حامل فلزات در فضاي باز صحيح نيست، زيرا گازهاي آزاد شده به محيط ممكن است مضر باشد، چرا كه به اين ترتيب تنها حجم كاهش مي‌يابد وگرماي توليد شده نيز به هدر مي‌رود.

تحقيقات دفتر بررسي آلودگي آّب و خاك سازمان حفاظت محيط زيست نشان مي‌دهد، توليد گاز يكي از موارد كنترل بيومس است كه از طريق مجموعه‌اي از تغييرات شيميايي گازهاي احتراقي پاك با بازده گرمايي بالا توليد مي‌شود. به اين تركيب گازي، گاز پيرو گفته مي‌شود كه مي‌توان براي توليد انرژي گرمايي و الكتريكي آن را سوزاند.
توليد گاز در يك مبدل گازي، طي مراحل پيچيده خشك كردن، حرارت دادن، تجزيه گرمايي و واكنش‌هاي شيميايي احتراق انجام مي‌شود كه به طور همزمان اتفاق مي‌افتد.

محققان گزارش كرده‌اند پيروليز يك روش نو براي مديريت مواد زائد شهري است كه امكان دارد بتوان از آن براي مديريت بيومس گياهان آلوده استفاده كرد. پيروليز مواد را تحت موقعيت‌هاي غيرهوازي تجزيه مي‌كند و هيچ انتشاري به هوا ندارد.

به اين ترتيب، فلزات سنگين در كك باقي مي‌مانند كه مي‌تواند در كوره ذوب استفاده شود. اگرچه هزينه بالاي تاسيس و مراحل عمليات فاكتور محدود كننده است، اما اگر فقط براي گياه استفاده شود مي‌تواند براي گياهان آلاينده و مواد زائد شهري مناسب باشد.

محققان بر گونه‌هاي گياهي با بيومس بالا تحقيق كرده و نشان دادند اين روش نتايج مثبتي مي‌تواند به همراه داشته باشد و فوايد زيست محيطي موثري نيز خواهد داشت.

رفع آلودگي‌هاي نفتي‌

آلودگي‌هاي نفتي يك پيامد اجتناب‌ناپذير از افزايش سريع جمعيت و فرايند صنعتي شدن است كه به دنبال آن آلودگي خاك توسط مواد هيدروكربنه نفتي به شكل وسيع در اطراف تاسيسات اكتشاف و پالايش و به شكل موضعي در مسيرهاي انتقال اين مواد در سطح استان‌هاي نفت‌خيز جنوبي كشور قابل مشاهده است.

علاوه بر انتشار مستقيم اين آلاينده ها، غبارات حاصل از سوخت گازهاي همراه نفت، طي ساليان متمادي توانسته مواد سمي و مضري به خاك‌هاي منطقه اضافه كند.

وجود اين آلاينده‌ها در محيط‌زيست علاوه بر تاثير گسترده بر اكوسيستم منطقه، با گذشت زمان و ورود به چرخه غذايي، به جوامع انساني نيز راه مي‌يابند و به اين ترتيب سلامت انسان‌ها را تهديد مي‌كنند.

در حال حاضر نياز به جلوگيري از گسترش اين آلودگي‌ها و همين‌طور پاكسازي مناطق آلوده شده بشدت احساس مي‌شود. براي اين منظور مي‌توان از روش‌هاي مختلفي بهره گرفت. يكي از اين روش‌ها گياه پالايي است كه از گياهان و ميكروارگانيسم‌هاي همراه آنها جهت پاكسازي محيط‌هاي آلوده (خاك، آب) بهره مي‌گيرد.

در حقيقت گياه پالايي با استفاده از دخالت‌هاي انساني از جمله فناوري كشاورزي (شخم زدن، كود دادن و ) باعث ايجاد شرايط مناسب براي رشد و استقرار گياه و افزايش فعاليت‌هاي طبيعي پاكسازي مي‌شود. بزرگ‌ترين مزيت اين روش نسبت به ساير روش‌ها، ارزان بودن و سادگي آن است. در اين روش، انتخاب گياه مناسب از اهميت ويژه‌اي برخوردار است كه به شرايط اقليمي منطقه، نوع و ميزان آلودگي خاك بستگي دارد.

آينده گياه پالايي‌

اگرچه اين علم هم اكنون با سرعت در حال توسعه است، اما بررسي‌ها نشان داده گياه پالايي تجاري از لحاظ زماني بايد با ديگر فناوري‌هاي ديگر قابل رقابت كردن باشد. بيشتر آزمايش‌هاي گياه پالايي در مقياس آزمايشگاه در محيط هيدروپونيك انجام و فلزات سنگين به آنها داده شده است، در حالي كه محيط خاك كاملا متفاوت است.

در خاك واقعي بسياري از فلزات در شكل‌هاي نامحلول وجود دارند و قابليت دسترسي آنها كم و اين بزرگ‌ترين مشكل است. بسياري از گياهان هنوز شناخته نشده اند كه بايد شناسايي شوند و درباره فيزيولوژي آنها بيشتر دانست.

بهينه سازي فرايند جذب فلزات سنگين توسط گياه و مصرف مناسب بيومس توليد شده هنوز بايد مورد بررسي و تحقيق قرار گيرد تا نتايج آزمايشگاهي با عمل و واقعيت همخواني داشته باشند.

اگرچه 10 سال از كاربرد اوليه فناوري گياه پالايي در دنيا مي‌گذرد، اما اين علم توسعه بسيار سريعي داشته است و امروزه گياه پالايي در مورد مواد آلي، معدني و راديواكتيو كاربرد دارد. اين فرايند پايدار و ارزان است و براي كشورهاي در حال توسعه بسيار مناسب بوده و صرفه اقتصادي دارد.

بررسي‌ها نشان مي‌دهد، راندمان اين روش با كاربرد گياهان رشد سريع با بيومس بالا و قدرت جذب بالاي فلزات سنگين افزايش مي‌يابد. در بيشتر مكان‌هاي آلوده گونه‌هاي مناسب جهت رفع آلودگي قابل شناسايي است. 2 روش كمپوست و متراكم كردن مي‌تواند جزو مراحل مقدماتي براي كاهش حجم توليدات اين گياهان باشند، اما بايد دقت شود شيرابه حاصل از تراكم به طور كامل جمع‌آوري شود.

محققان معتقدند بين روش‌هايي كه بيومس آلاينده‌ها را كاهش مي‌دهد، به نظر مي‌رسد خاكستر كردن كمترين زمان را مصرف مي‌كند و در مقايسه با سوزاندن مستقيم از لحاظ زيست‌محيطي نيز مناسب‌تر باشد.

به اين ترتيب مشاهده مي‌شود دنياي امروز مي‌تواند با الهام از طبيعت و سيستم نقص ناپذير بكر آن براي آنچه بشر با دست خود خراب كرده است اصلاحاتي صورت دهد كه بي‌شك سهل‌تر از جلوگيري از آلودگي منابع بويژه منابع خاك نيست.

 

قلعه بابک خرمدین

قلعه بابك

بابك خرمدين چهارم ژانويه سال 838 ميلادي به دستور معتصم خليفه عباسي با قطع تدريجي دست و پا و اعضاي بدن كشته شد و سپس بقيه بدنش را در بيرون شهر سامرا به دار آويختند كه مدتها به همان صورت باقي بود.
    در آن قرن درهر گوشه ايران يك استقلال طلب بپاخاسته بود. در شمال ايران همزمان سه مبارز ــ بابك، مازيار و افشين ــ بناي مبارزه با حكومت بغداد را گذارده بودند كه بابك در عين حال فرضيه اجتماعي ــ اقتصادي مزدك را هم دنبال مي كرد و خواهان برابري كامل مردم و اشتراکي شدن مالكيت بود. پيروان او پيراهن سرخ رنگ بر تن مي كردند و به احتمال زياد دادن عنوان «سرخها» به كمونيستها ريشه در همان زمان دارد. در تاريخ، آنان را سرخ جامگان، خرميان و خرمدينان نوشته اند. در آن زمان هنوز اكثريت آذربايجاني ها كه بابك از ميان آنان برخاسته بود دين نياكان (آيين زرتشت) را حفظ كرده بودند. بايد دانست كه تا زمان شاه اسمعيل صفوي (پنج قرن پيش) هم بسياري از مردم شمال ارس و حكمران آنان شروانشاه زرتشتي بودند. همچنين بايد به خاطر داشت كه زبان تركي دو ــ سه قرن بعد با سلجوقيان وارد اين قسمت ايران شد.
    بابك بارها سپاه خليفه عباسي را كه عموما غلامان ترك آسياي مركزي بودند شكست داده بود، زيرا دژ و استحكامات متعدد داشت. وي با مازيار حاكم تبرستان (مازندران) و نيز افشين سردار استقلال طلب ديگر در ارتباط بود. مازيار به دليل همسايگي با طاهريان از دور و در ظاهر احترام خليفه را داشت تا فرصت مناسب به دست آورد و افشين معتقد به انهدام قدرت خليفه از درون بود و بنا براين، خود را به اشخص خليفه نزديك كرده بود، ولي خليفه از همه چيز باخبر بود و براي تضعيف روحيه استقلال طلبي ايرانيان كه مي گفتند: اسلام بله؛ حكومت عرب نه ــ افشين را به جنگ بابك فرستاد. افشين همه مساعي خود را به كار برد تا بابك باقي بماند كه بابك به دليل از دست دادن چند افسر خود در جنگ، به ارمنستان فرار كرد كه در آنجا به دام توطئه افتاد و اسير شد و به افشين تحويل گرديد و افشين راهي جز تحويل او به خليفه نداشت و خليفه او را به طرز دلخراشي كه مورخان آن زمان شرح داده اند و در تاريخ طبري هم آمده است بكشت، اما بابك تا جان در بدن داشت خود را نباخت. مازيار نيز از طريق اغفال برادرش دستگير و او نيز در سامرا كه معتصم پايتخت خود را به انجا منتقل كرده بود به طرز فجيعي كشته شد و جسدش را دركنار استخوانهاي بابك به دار زدند. سپس نوبت به افشين رسيد كه اورا در بغداد گرفتند و خليفه تماسهاي او با مازيار و بابك را رو كرد و با گرسنگي دادنش كشت و جنازه وي را هم در كنار دو تن ديگر در حاشيه سامرا به دار آويخت. تاريخ خلفاي عباسي و حكام عرب مملو از چنين قتلهايي است، حتي قتل نزديكان و بستگانشان.

آخرین لحظات زندگی بابک خرم دین…

آوریل 6, 2008 — کاوه گیــــــلانی (لابدان)

چون چشم معتصم بر بابک افتاد گفت: ای سگ، چرا در جهان فتنه انگیختی و چرا چندین هزار مسلما ن را بکشتی؟

هیچ جواب نداد.

فرمود: تا هر چهار دست و پایش را ببریدند.

چون یک دست را ببریدند، دست دیگر در خون زد و در روی مالید و همه روی از خون سرخ کرد معتصم گفت:

ای سگ این چه علم است؟ گفت: (دراین حکمتی است) گفتند: (چه حکمت است؟) گفت: شما هردو دست و پای من را بخواهید بریدن و گونه ی مردم از خون سرخ باشد، و چون خون از تن برود، روی زرد شود هر که دست ها و پا ی ها ببرند خون درتن نماند. من روی خویش خون سرخ کردم تا خون از تنم بیرون شود نگویند که از بیم وترس رویش زرد شد. پس فرمود تا پوست از گاوی با شاخ ها یش باز کردند و همچنان تازه بیاورند بابک را در میان آن پوست گرفتند چنان که هردو شاخ بردو بنا گوش آمد و بدوختند و پوست خشک شد. پس هم چنا ن زنده بر دارش نشاندند تا به سختی بمُرد و از اول خروج او تا به گرفتن او مجلدی است هر چه بزرگ تر و یک جلاد او گرفتار شده بود از او پرسیدند:

که «تو چند کس کشته ای؟» گفت: بابک را چندین جلاد بود. آن چه من کشته ام سی و سه هزار مسلمان است، بیرون از آن که دیگر جلادان در جنگ ها کشته اند از مسلمانان.

معتصم را سه فتح برآمد که هر سه قدرت اسلام بود: اول فتح روم، دوم فتح بابک، سوم فتح مازیار گبر به طبرستان، که اگر از این سه فتح یکی بر نیامده بودی، اسلام شده بود.

قيام بابک خرم دين

ميرمهرداد ميرسنجرى

نيمه تيرماه هر سال يادآور يكى از حماسه هاى تاريخى ايرانيان است كه توسط بابك خرم دين سردار ايرانى در خطه آذربايجان به وقوع پيوسته و در تاريخ ايران ثبت و ضبط شده است.دژ بذ يا قلعه بابك در سال هاى آغازين استيلاى اعراب بر ايران، يكى از پايگاه هاى مهمى بود كه ايرانيان در گوشه گوشه سرزمين پهناور ايران جهت دفاع از حقوق خود به كار گرفتند.بابك خرم دين با يارى بسيارى از ايرانيان خطه آذرآبادگان به دادخواهى از ستم هايى كه به مردم ايران رفته بود، سال ها خواب خوش را بر چهره خلفاى عباسى و دست نشاندگان آنها حرام كرد.

امروزه با توجه به كم توجهى مشهودى كه نسبت به شناخت رخدادهاى تاريخى و مفاخر ملى ايرانيان وجود دارد، دو ديدگاه متفاوت درباره بابك، چهره واقعى و قيام او را در اذهان مخدوش كرده است. گروهى او را به عنوان قهرمان انحصارى مردم آذرى زبان معرفى مى كنند و عده اى ديگر اين چهره تاريخى را به عنوان فردى بى دين، لامذهب و ... مورد شديد ترين انتقادها قرار مى دهند.واقعيت امر بر مبناى كنكاش هاى بى طرفانه تاريخى اين را نمايان مى سازد كه بابك خرم دين از يك سو نه متعلق به قومى خاص و از سوى ديگر نه يك چهره ضددين بلكه به عنوان يك ايرانى آزادى خواه با فداكارى و رشادت هاى بسيار به عنوان نماينده طيف گسترده اى از مردم ايران عليه حكومت جبار زمان، به پا خاست.

او در طول بيش از بيست و دو سال دامنه گسترده طرفداران خود را تا خراسان، مازندران، اصفهان و همدان هم گسترش داد و در راستاى احياى هويت ملى ايرانى كوشش بسيار كرد.بررسى اوضاع تاريخى ايران در دو سده آغاز اسلام و عملكرد ايرانيان علاوه بر اينكه سبب برجسته شدن نقش قيام هاى مردمى در استقلال هويتى ايرانيان است بلكه بخشى از تاريخ پرفراز و نشيب اين مرزو بوم را كه متاسفانه به دلايل گوناگون كمتر به آن پرداخته شده است نيز آشكار مى سازد. از سويى ديگر معرفى چهره هايى نظير بابك خرم دين، ابومسلم خراسانى، مازيار و ساير سرداران ايرانى و رنج هايى كه ملت ايران جهت حفظ استقلال فرهنگى و سياسى خود متحمل شده اند، مى تواند به عنوان الگويى براى دستيابى به وفاق ملى بين تمامى اقوام ايرانى تلقى شود.

در اين مقاله فضاى حاكم بر ايران در سده هاى نخستين ورود اعراب و نيز عملكرد سرداران ايرانى به ويژه بابك و طرفدارانش را به اجمال تشريح خواهيم كرد، تا بخشى از خلأهاى اطلاعاتى كه از گذشته ما وجود دارد، به ويژه براى جوانان جبران شود.

•اوضاع ايران در دو سده نخست هجرى

پس از آخرين نبرد سپاه عرب با ايرانيان در نهاوند كه در سال ۲۱ هجرى قمرى يا ۶۴۲ ميلادى با شكست ايران پايان يافت، ساير مناطق ايران از جمله همدان، آذربايجان و به دنبال آن كاشان، رى، اصفهان و استخر هم به تسلط اعراب درآمد و از اين روى اعراب اين پيروزى را به عنوان «فتح الفتوح» ناميده اند.اعراب پيش از اين به عنوان بخشى از مردم امپراتورى بزرگ ساسانى در گستره جغرافيايى مرزهاى ايران حضور داشتند.

بنى اميه بر مبناى گرايش هاى عربى جاهلى و نه بر مبناى تعاليم مبين اسلام پايه حكومت خود را بر اصل سيادت اعراب نسبت به ساير اقوام بنا نهاده بود و ساير مردم و حتى مسلمانان غيرعرب را موالى مى ناميد كه اين افراد از حقوق ساده شهروندى در آن روزگار از جمله ساخت و به كارگيرى سلاح و حتى نشستن بر اسب محروم بودند. (دو قرن سكوت، عبدالحسين زرين كوب)

اعراب با اين بهانه كه پيغمبر اسلام از ميان عرب ها برخاسته و زبان قرآن عربى است، ادعا مى كردند، مردم عرب بر همه اقوام جهان برترى دارند، بدون توجه به اينكه نص صريح قرآن كريم به صراحت مى فرمايد: «گرامى ترين شما در نزد خداوند آن كس است كه پرهيزگارتر باشد.» و يا در آيه ۱۳ سوره الحجرات آمده است: «اى مردم ما شما را از مرد و زنى آفريديم و شعبه ها و قبيله ها كرديم تا يكديگر را بشناسيد.» و پيامبر گرامى اسلام هم گفته بود: «عربى بر عجمى هيچ برترى نيست مگر به پرهيزگارى.»

از سويى با گسترش نهضت شعوبيه كه براساس آيه پيش گفته سوره حجرات در ميان ايرانيان شكل گرفت مردم ايران به شدت در برابر مظالم خلفا ايستادگى مى كردند و به مخالفت برمى خاستند. با علايق زيادى كه مابين ايرانيان و خاندان نبوت ايجاد شده بود، قيام مختار ثقفى كه به خونخواهى از شهادت سالار شهيدان امام حسين(ع) صورت گرفت فرصت مناسبى بود براى زورآزمايى ايرانيان در برابر دستگاه خلافت.

از سويى ديگر قيام هاى مذهبى زيدبن على بن حسين (نوه امام حسين(ع)) و يحيى بن زيد فرزند ايشان توسط ايرانيان به شدت حمايت شد و مردم خراسان با رهبرى ايشان توانستند ضربات سختى را به پيكره حكومت ظالم وارد آورند. اين در حالى بود كه هركس در برابر جفاى خلفا نفس بر مى آورد به عنوان كافر و زنديق متهم و خونش حلال شمرده مى شد. به دنبال اين وقايع خروج سياه جامگان به رهبرى ابومسلم خراسانى به عنوان نقطه عطفى در قيام عمومى مردم ايران تلقى مى شود كه البته با خيانت حاكمان عباسى كه با كمك ايرانيان جايگزين بنى اميه شده بودند همراه شد و خون ابومسلم پس از پيروزى و استقرار نظام جديد به ناحق ريخته شد.

سنباد ديگر سردار ايرانى از دوستان ابومسلم بود كه به خونخواهى از او برخاست. همچنين از سرداران ديگر ايرانى مى توان به سپهبد خورشيد اشاره كرد كه در سال ۱۴۱ هجرى قمرى در طبرستان علم شورش و مخالفت با بيگانگان را برافراشت كه خلفا با خشونت و قساوت آن را سركوب كردند. در سال ۱۵۰ هجرى هم بهافريد و استادسيس در خراسان و شهرهاى هرات، بادغيس و سيستان قيامى را آغاز كردند كه با همراهى سيصدهزار نفر از مردم ايران همراه بود. همچنين در سال ۱۶۰ هجرى مردم اميدوار كوه مازندران با فرماندهى ونداد هرمز و سپهبد شروين و مصمغان و لاش بر ضد حكومت به پا خاستند...

•بابك و قيام خرم دينان آذرآبادگان

در سال هايى كه تمامى مناطق ايران تحت سلطه خلفا بود آيين خرمى به عنوان شاخه اى از دين مزدكى در مناطقى از ايران از جمله گرگان، ديلمان، آذربايجان، ارمنستان، همدان، دينور، رى و اصفهان پيرو داشت. خرم دينان ايرانى در طول بيش از ۶۱ سال از سال ۱۶۲ تا ۲۲۳ هجرى قمرى عليه حكومت جابر عباسى سر به شورش برداشته و با يكى از طولانى ترين و مهم ترين قيام هاى ملى ايرانيان منطقه تاريخى آذرآبادگان را كه به آذربايجان تغيير نام داده شده بود، براى دشمنان ستمگر مردم ايران ناامن كرده بودند.

بابك خرم دين كه در سال ۲۰۰ هجرى جانشين جاويدان بن شهرك شد، سردارى شجاع و هوشمند بود كه طى سال ها شورش و آشوب مزدكيان و خرم دينان را برعليه حاكمان ستمگر رهبرى كرد.به گونه اى كه در كتاب «اخبار الطوال» دينورى آمده است، بابك از فرزندان «مطهر» دخترزاده ابومسلم خراسانى بوده است.۲۲ سال جنگ هاى نامنظم و پارتيزانى مابين ايرانيان منطقه آذرآبادگان، با رهبرى بابك و لشكريان خليفه، موجب شد، بنى عباس شش بار والى آذربايجان را به دليل شكست هاى پى درپى تغيير دهند كه اين افراد عبارت بودند از:

۱- حاتم بن هرثمه بن امين (۲۰۳ قمرى)

۲- عيسى بن محمد بن ابى خالد (۲۰۵ قمرى)

۳- على بن صدفه (۲۰۹ قمرى)

۴- ابراهيم بن ليث بن فضل (۲۱۱ قمرى)

۵- على بن هشام (۲۱۴ قمرى)

۶- عجيف بن عنبسه (۲۱۷ قمرى)

• موقعيت جغرافيايى قلعه بابك

مركز استقرار بابك و طرفداران او «دژ بذ» بوده است كه با نام هاى قلعه جاويدان، قلعه جمهور و قلعه بابك نيز مشهور است. اين دژ با ۲۳۰۰ تا ۲۶۰۰ متر ارتفاع از سطح دريا در ۱۶ كيلومترى جنوب غربى شهرستان كليبر واقع شده است. اين دژ تسخيرناپذير دره هايى پرشيب به عمق ۴۰۰ تا ۶۰۰ متر در اطراف دارد و تنها از يك سو با يك راه دالان مانند باريك به طول ۲۰۰ متر قابل عبور است. دژ بذ يا قلعه بابك كه احتمالاً در دوره ساسانيان ساخته شده در سه طبقه از يك تالار اصلى و هفت اتاق در اطراف آن تشكيل شده است.

شرايط طبيعى منطقه و كوه هاى سخت گذر كه در زمستان، سرما، برف و كولاك شديد را به همراه داشت همزمان با حمايت گسترده نهضت مردمى و دهقانى منطقه از بابك به شدت روحيه سپاهيان خليفه را تضعيف مى كرد.سرداران مامون و بعد معتصم عباسى در طول ۲۲ سال ۳۹ بار به سركردگى زبده ترين سرداران جنگى خود به قلعه بابك تاختند ولى تمامى اين حملات ناكام ماند و اين جنگ هاى فرسايشى كشته هاى زيادى را براى آنان به دنبال داشت. در اين مدت زمان طولانى، حاكمان ظالم عباسى به رغم تعويض پى درپى فرماندهان و سربازان و تعلق مزد و پاداش هاى خوب به آنها نتوانستند در سرنوشت جنگ تغييرى ايجاد كنند.

براساس نوشته كتاب سياستنامه خواجه نظام الملك طوسى، «خرم دينان در سال ۲۱۲ در منطقه اصفهان، كرج و برخى جاهاى ديگر خروج كردند و باطنيان هم به آنها پيوستند. قيام بى سابقه اى در ايران و به ويژه مناطق اطراف آذربايجان شكل گرفت كه دامنه آن به همدان، ارمنستان و اران هم كشيده شد.»اين همه به اين دليل بوده است كه ماموران خليفه ظلم هاى زيادى را در تمامى مناطق ايران عليه مردم مرتكب مى شدند.در سال ۲۱۸ قمرى مبارزه و جنگ به اوج خود رسيد و پارس، اصفهان، آذربايجان، جبال (مناطق مركزى ايران) و داغستان منطقه جنگى اعلام شد و از سوى ديگر در سال ۲۱۹ در بخشى ديگر از ايران، مازيار هم در طبرستان سر به شورش برداشت و عليه حاكمان جور قيام كرد.

در اين ميان مامون مرد ولى معتصم كه خليفه اى خونريز و بسيار بى رحم و خشن بود جانشين مامون شد و دور دوم جنگ هاى ايرانيان با حكومت خلفا آغاز شد.با توجه به اينكه شكست بابك كار آسانى نبود براى دستگاه خلافت پيروزى بر بابك بزرگ ترين افتخار تلقى مى شد.معتصم به دنبال فردى بود كه بتواند اين مهم را به انجام رساند و در آن شرايط، افشين به عنوان يك اميرزاده ايرانى كه رياست نيروهاى نظامى خليفه را به عهده داشت، بهترين گزينه بود. اجداد افشين از زمان هاى دور بر منطقه اسروشنه در منطقه ورارود حكومت مى كردند و خانواده افشين در دستگاه حكومتى عباسى هم از مناصبى برخوردار بودند. جنگ هاى افشين با بابك كه از سال ۲۲۱ هجرى قمرى شروع شد، حدود سه سال به طول انجاميد.

از نيت واقعى افشين در نبرد با هم ميهنش اطلاعى در دست نيست.برخى مورخان معتقدند با توجه به قدرت روزافزون خاندان طاهريان به ويژه عبدالله طاهر در خراسان و رقابتى كه بين افشين (به عنوان فردى كه اجدادش از فرمانروايان خراسان بوده اند)، و عبدالله وجود داشت، افشين مجبور بود جهت جلوگيرى از گسترش قدرت طاهريان و به دست گرفتن هرچه وسيع تر و سريع تر قدرت جهت جلب اعتماد خليفه، در جنگ با بابك پيروز شود.

•فرجام كار بابك

افشين سردار ايرانى دستگاه عباسى به عنوان آخرين فرمانده خليفه و سردار جنگ با بابك خرم دين در طول سه سال نبردهاى متعدد از انواع راهكارها و حربه هاى جنگى استفاده كرد تا در نهايت در سال ۲۲۳ قمرى توانست، با حيله اى بابك را به خارج از قلعه بذ كشانده و او را دستگير كند و دست بسته در اختيار خليفه قرار دهد.از سوى ديگر مازيار سردار طبرستان هم پس از هفت سال فرمانروايى در طبرستان با خدعه و نيرنگ برادرش كوهيار، دستگير شد و بالاخره در سال ۲۲۴ هجرى به قتل رسيد و عبدالله طاهر حاكم خراسان پس از اينكه او را تسليم خليفه كرد، امارت سرزمين هاى شمالى طبرستان و ديلمان را نيز به محدوده حكومتى خود اضافه كرد.بابك را پس از دستگيرى به امر خليفه بازجويى و محاكمه كردند.

بابك وقتى با معتصم روبه رو شد، در نهايت دليرى، خليفه عباسى را تحقير كرد و معتصم چنان عصبانى مى شود كه دستور مى دهد يك دست بابك را قطع كنند و سپس دست ديگر و پاهاى بابك را به تدريج قطع كردند تا با سخت ترين وضع ممكن جان دهد. معتصم عباسى بعد از اين وقايع با توجه به لياقت هاى افشين و قدرت روزافزون او به افشين بد گمان شد و در نهايت او را هم به زندان انداخت و او نيز بر اثر شدت گرسنگى با درد و رنج فراوان جان داد.خليفه عباسى فرمان داد جنازه هاى افشين و مازيار را همچون بابك در بيرون شهر بغداد به دار بياويزند و سال ها جنازه ها به همين شكل در معرض ديد عموم بود تا در نهايت به اسكلتى تبديل شد.

معتصم عباسى پس از مرگ بابك، مازيار و افشين و بر دار آويختن آنها جشنى به پا ساخت و با دعوت بزرگان، اميران و ديوانيان سرشناس بارعام شكوهمندى ترتيب داد كه در آن شاعران دربارى قصيده هايى در مدح معتصم سرودند و رامشگران و خنياگران، نغمه هاى شورانگيز خواندند... در تذكره سياست نامه خواجه نظام الملك طوسى آمده كه «معتصم به قاضى يحيى گفت: امروز خداوند عزوجل نعمت هايى چند به من ارزانى داشته كه اين نعمت ها دختران بابك و مازيار و شاه روم هستند كه هر سه از دشمنان من بودند و اكنون اسكلت آنها در كنيسه در فضا معلق است.»

•بازگشت به ريشه

از آنجا كه ظلم و ستم هيچ گاه پايدار نمى ماند، عاقبت دوران حاكمان ستمگر بنى عباس نيز در ايران به پايان رسيد. از فتح نهاوند در سال ۶۴۲ ميلادى تا فتح همدان توسط «مرداويز» سردار ايرانى در سال ۹۳۱ ميلادى به طور دقيق ۲۸۹ سال طول كشيد. مرداويز سپس كاشان و اصفهان را هم تصرف و اصفهان را به عنوان پايتخت اعلام كرد.

او بلافاصله سنت هاى كهن نظير جشن نوروز، جشن سده و جشن مهرگان را كه بيش از دو قرن ممنوع اعلام شده بود، به رسميت شناخت و در ترويج و گسترش فرهنگ ايرانى همت گماشت. سرانجام خاندان هاى ايرانى نيز دوباره توانستند به تدريج قدرت را در مناطق مختلف ايران از آن خود كنند و حكومت هاى صفاريان و سامانيان به عنوان نخستين حكومت هاى ايرانى پس از حدود دويست سال در خاك ايران مستقر شدند و بدين ترتيب استقلال دوباره ايران براى ملت باستانى ايران شكل گرفت.

•كوتاه سخن اينكه

۱- مبارزات بابك و خرم دينان به عنوان يكى از قيام هاى متعدد ايرانيان از نظر مقياس پردامنه ترين و طولانى ترين و از نظر تاريخى تأثيرگذارترين قيام بر روحيه مردم ايران بود كه عليه دستگاه خلافت در سده هاى نخست هجرى انجام شد و توانست، جنبش هاى پراكنده مردمى را متحد كرده و توده مردم را عليه حاكمان جور عباسى بسيج كند. هدف نهايى اين قيام نه به زعم بعضى افراد غيرملى تنها آزاد كردن منطقه آذرآبادگان (چرا كه آذربايجان همواره بخشى از ايران محسوب مى شده) بلكه رهايى همه ايران از چنگ بيدادگران بوده است.

۲- اغلب مورخان حكومت عباسى بابك را ملحد و كافر و... معرفى كرده اند. واقعيت آن است كه دغدغه خليفه حفظ دين نبود، بلكه به دليل سلطه گرى ها، زراندوزى هاى خود و به بهانه اسلام هر فردى كه برخلاف اين حاكمان برمى خاست، به الحاد و كفر متهم مى گرديد. اين در حالى بود كه اكثر خلفاى اموى و عباسى افرادى عياش، حيله گر و سفاك و خونخوار بودند كه از هرگونه عمل ضدانسانى فروگذار نمى كردند. به گونه اى كه خاندان بنى اميه پس از دوران كوتاه حكومت امام على(ع) با انواع حيله ها، دسيسه ها و پيمان شكنى ها قدرت را به دست گرفت.

اين خاندان طى ۱۱۱ سال حكومت ماجراهاى تكان دهنده اى را رقم زدند كه از آن جمله مى توان به شهادت امام حسن(ع)و تيرباران كردن پيكر مطهر آن بزرگوار و شهادت مظلومانه امام حسين(ع) اشاره كرد كه تمامى اين اعمال با نام دفاع از اسلام صورت مى گرفت.

خاندان بنى عباس هم در طول سال ها حكومت جهت كسب قدرت و ثروت و عيش ونوش، ساير امامان شيعه را نيز يكى بعد از ديگرى به شهادت رسانده اند.

۳- از ديگرسو برخلاف نظر مورخان مغرض كه بابك و پيروان او را ملحد و كافر، حاصل ارتباط نامشروع و غيره خوانده اند، براساس اسناد تاريخى موجود، حتى برخى مسلمانان و شيعيان ايرانى نيز در كنار خرم دينان گرد آمده بودند و با هدف مشتركى كه اصول آن بر مبناى ميهن دوستى، ظلم ستيزى، آزادى خواهى، عدالت طلبى و مساوات جويى استوار بود عليه بيدادگران مقاومت كرده اند.

۴- با بررسى هاى تاريخى مى توان نكات آموزنده بسيارى را از قيام هاى ملى ايرانيان به ويژه بابك دريافت.

به رغم برخى ديدگاه هاى موجود كه در آنها با تعصبى عجيب سعى شده چهره اى زشت از بابك نشان داده شود و علاوه بر آن در باب اين قيام افسانه هايى جعل شده كه مشخص است غرض و نيت خاصى به دنبال آن بوده است، اين نكته انكارناپذير است كه شعله فرهنگ و تمدن هزاران ساله ايران هيچ گاه به طور كامل خاموش نشده است.

۵- كوتاهى مسئولان فرهنگى و رسانه هاى همگانى در آشنا كردن مردم ايران به ويژه نسل جوان نسبت به مفاخر ملى سبب گرديده بسيارى از مردم ما از وجود چنين چهره هاى فداكارى در عرصه تاريخ سياسى مملكت بى خبر بمانند و در عوض اين بى توجهى موجب شده تا گروه هاى تجزيه طلب قومى از اين خلاء اطلاع رسانى بهره برده و قهرمانان ملى و تاريخى ما را به عنوان قهرمانى قومى جا بزنند. به همان گونه كه تركيه و جمهورى آذربايجان در پناه خلاء فعاليت هاى فرهنگى ايران در باب قيام خرم دينان همه ساله ضمن برگزارى آيين هاى متعدد و مفصل تبليغى براى خود، سعى مى كنند قيام بابك را مصادره قومى كنند.

۶- در پايان بايد اشاره كرد كه عدم توجه كافى به مسائل ملى و عدم سرمايه گذارى مناسب در آشنا كردن ايرانيان با پيشينه خود ضمن ايجاد بحران هويتى در نسل جوان سبب شده اذهان بسيارى از جوانان بدون شكوفايى، به مسيرهاى غلط فكرى و اخلاقى گرايش پيدا كرده و به هرز برود كه شايسته است دستگاه هاى مسئول همان گونه كه به دردهاى مسلمانان تمام دنيا با جديت رسيدگى مى كنند، مسئله پاسداشت هويت و منافع ملى ايران را هم به صورت هاى مختلف در گوشه اى از برنامه هاى خود جاى دهند تا نسل هاى آينده نيز قضاوت مناسبى پيش رو داشته باشند.

 

 

بیودیزل؛سوختی دوستدارطبیعت

 

‌كمبود ‌يا‌ ‌به‌ ‌عبارتي‌ ‌كاهش‌ ‌ظرفيت‌ ‌پالايشي‌ ‌در‌ ‌جهان،‌ ‌يكي‌ ‌از‌ ‌عوامل‌ ‌بروز‌ ‌اين‌ ‌مشكلات‌ ‌است‌ ‌اما‌ ‌موضوع‌ ‌به‌ ‌همين‌ ‌جا‌ ‌ختم‌ ‌نمي‌شود‌ ‌زيرا‌ ‌آلودگي‌ ‌ناشي‌ ‌از‌ ‌سوخت‌‌هاي‌ ‌فسيلي‌ ‌و‌ ‌پايان‌پذير‌ ‌بودن‌ ‌آنها‌ ‌نيز‌ ‌از‌ ‌ديگر‌ ‌عواملي‌ ‌است‌ ‌كه‌ ‌بشر‌ ‌را‌ ‌به‌ ‌تلاش‌ ‌براي‌ ‌دستيابي‌ ‌به‌ ‌سوخت‌هاي‌ ‌جانشين‌ ‌براي‌ ‌اين‌ ‌منابع‌ ‌واداشته‌ ‌است. ‌بيوديزل‌ ‌سوختي‌ ‌جديد‌ ‌و‌ ‌تجديد‌پذير‌ ‌است‌ ‌كه‌ ‌استفاده‌ ‌از‌ ‌آن‌ ‌در‌ ‌بسياري‌ ‌از‌ ‌كشورهاي‌ ‌دنيا‌ ‌متداول‌ ‌است.

بيوديزل‌ ‌سوختي‌ ‌تجديد‌ ‌پذير‌ ‌و‌ ‌تجزيه‌‌پذير‌ ‌است‌ ‌كه‌ ‌از‌ ‌روغن‌ ‌گياهي ‌يا‌ ‌چربي‌ ‌حيواني‌ به دست‌ ‌مي‌آيد. ‌اين‌ ‌سوخت‌ ‌را‌ ‌مي‌توان‌ ‌براحتي‌ ‌با‌ ‌گازوئيل‌ ‌مخلوط‌ ‌و‌ ‌در‌ ‌خودروهاي‌ ‌گازوئيل‌ ‌سوز‌ ‌استفاده‌ ‌كرد.

‌ذرات‌ ‌معلق‌ ‌و‌ ‌هيدروكربن‌هاي‌ ‌نسوخته‌ ‌كه‌ ‌از‌ ‌اگزوز‌ ‌خودروهاي‌ ‌ديزلي‌ ‌خارج‌ ‌مي‌‌شوند،‌ ‌سمي‌ ‌و‌ ‌سرطان‌زا‌ ‌هستند‌ ‌و‌ ‌تهديدي‌ ‌براي‌ ‌سلامت‌ ‌انسان‌ها‌ ‌به‌ ‌شمار‌ ‌مي‌آيند. ‌اين‌ ‌در‌ ‌شرايطي‌ ‌است‌ ‌كه‌ ‌نتايج‌ ‌مثبت‌ ‌استفاده‌ ‌از‌ ‌بيوديزل‌ ‌در‌ ‌كاهش‌ ‌سميت‌ ‌و‌ ‌آلودگي‌ ‌هوا‌ ‌از‌ ‌سوي‌ ‌ارگان‌ها‌ ‌و‌ ‌سازمان‌هاي‌ ‌معتبر‌ ‌جهاني‌ ‌تاييد‌ ‌شده‌ ‌است‌.

‌براي‌ ‌مثال،‌ ‌گياه‌ ‌سويا‌  دي‌اكسيد كربن ‌هوا‌ ‌را‌ ‌جذب‌ ‌مي‌‌كند‌ ‌و‌ ‌پس‌ ‌از‌ ‌استخراج‌ ‌روغن‌ ‌از‌ ‌دانه‌هاي‌ ‌سويا،‌ ‌به‌ ‌بيوديزل‌ ‌تبديل‌ ‌مي‌شود.

‌سوختن‌ ‌اين‌ ‌ماده، دي‌اكسيد كربن‌‌ ‌توليد‌ ‌مي‌كند‌ ‌و دي‌اكسيد كربن‌‌ ‌توليد‌ ‌شده‌ ‌به‌ ‌وسيله‌ ‌گياهي‌ ‌كه‌ ‌سوخت‌ ‌از‌ ‌آن‌ ‌تهيه‌ ‌شده‌ ‌است،‌ ‌باز‌ ‌جذب‌ ‌مي‌شود.

‌اين‌ ‌چرخه‌ ‌هيچ‌ ‌دي‌اكسيد‌ ‌كربني‌ ‌وارد‌ ‌طبيعت‌ ‌نمي‌كند و نتايج‌ ‌تحقيقات‌ ‌نشان‌ ‌داده‌ ‌است‌ ‌كه‌ ‌اگر 20 ‌درصد‌ ‌باك‌ ‌خودرو‌ ‌را‌ ‌با‌ ‌بيوديزل‌ ‌پر‌ ‌كنيم،‌ ‌هيچ‌ ‌نيازي‌ ‌به‌ ‌تغيير‌ ‌سيستم‌ ‌احتراق‌ ‌يا‌ ‌تغيير‌ ‌قطعات‌ ‌خودرو‌ها‌ ‌نيست‌ ‌و‌ ‌مي‌توان‌ ‌اين‌ ‌سوخت‌ ‌را‌ ‌بدون‌ ‌هيچ‌ ‌اشكالي‌ ‌در‌ ‌موتورهاي‌ ‌امروزي‌ ‌مصرف‌ ‌كرد‌.

طبيعي‌ ‌است‌ ‌كه‌ ‌پر‌ ‌كردن 20 ‌درصد‌ ‌از‌ ‌باك‌ ‌خودرو‌ ‌با‌ ‌اين‌ ‌ماده‌ ‌به‌ ‌همين‌ ‌مقدار‌ ‌از‌ ‌آلاينده‌‌هايي‌ ‌مانند‌ ‌دي‌اكسيد‌ ‌كربن،‌ ‌هيدروكربن‌ها‌ ‌و‌ ‌منواكسيدكربن‌ ‌مي‌‌كاهد،‌ ‌اما‌ ‌درخصوص ‌گوگرد‌ ‌اين‌ ‌مقدار‌ ‌حتي‌ ‌قابل‌ ‌توجه‌تر‌ ‌است؛‌ ‌چنان‌ ‌كه‌ ‌گوگردي‌ ‌كه‌ ‌از‌ ‌اين‌ ‌سوخت‌ ‌حاصل‌ ‌مي‌شود، 15 ‌درصد‌ ‌و‌ ‌تقريبا‌ ‌غيرقابل‌ ‌اندازه‌‌‌گيري‌ ‌است‌ ‌بنا‌بر‌اين‌ ‌دست‌‌كم‌ ‌براي‌ ‌كاهش‌ ‌گوگرد‌ ‌در‌ ‌سوخت‌ ‌ديزل‌ ‌مي‌‌توان‌ ‌از‌ ‌مخلوط‌ ‌بيوديزل‌ ‌و‌ ‌گازوئيل‌ ‌استفاده‌ ‌كرد.

‌علاوه‌ ‌بر‌ ‌اينها،‌ ‌استفاده‌ ‌از‌ ‌مخلوط‌ ‌بيوديزل‌ ‌و‌ ‌گازوئيل‌ ‌سبب‌ ‌حذف‌ ‌دود‌ ‌متراكم‌ ‌و‌ ‌سياه‌ ‌حاصل‌ ‌از‌ ‌سوخت‌ ‌خودروهاي‌ ‌ديزلي‌ ‌خواهد‌ ‌شد. ‌حتي‌ ‌بويي‌ ‌كه‌ ‌از‌ ‌سوختن‌ ‌آن‌ ‌ايجاد‌ ‌مي‌‌شود،‌ ‌شبيه‌ ‌بوي‌ ‌سيب‌زميني‌ ‌سرخ‌ ‌كرده‌ ‌و‌ ‌ذرت‌ ‌بو‌ ‌داده‌ ‌است،‌ ‌يعني‌ ‌به‌ ‌ميزان‌ ‌چشمگيري‌ ‌بوي‌ ‌بد‌ ‌گازوئيل‌ ‌را‌ ‌كاهش‌ ‌مي‌‌دهد،‌ ‌اگر‌ ‌چه‌ ‌صد‌ ‌در‌ ‌صد‌ ‌حذف‌ ‌نمي‌‌كند‌.

بر‌ ‌اساس‌ ‌تحقيقات‌ ‌ما‌ ‌آمريكا،‌ ‌آلمان‌ ‌و‌ ‌مالزي‌ ‌از‌ ‌جمله‌ ‌كشورهايي‌ ‌هستند‌ ‌كه‌ ‌روي‌ ‌اين‌ ‌سوخت‌ ‌كار‌ ‌كرده‌اند. ‌اين‌ ‌سوخت‌ ‌در‌ ‌آمريكا‌ ‌به‌ ‌عنوان‌ ‌يك‌ ‌سوخت‌ ‌جانشين‌ ‌براي‌ ‌موتورهاي‌ ‌ديزلي‌ ‌بشدت‌ ‌مطرح‌ ‌است‌ ‌و‌ ‌سالانه‌ 300‌‌ ‌ميليون‌ ‌گالن‌ ‌بيوديزل‌ ‌در‌ ‌اين‌ ‌كشور‌ ‌توليد‌ ‌مي‌شود‌ ‌اما‌ ‌با‌ ‌افزايش‌ ‌درخواست‌ ‌براي‌ ‌اين‌ ‌سوخت‌ ‌و‌ ‌ايجاد‌ ‌واحدهاي‌ ‌صنعتي‌ ‌توليد‌ ‌كننده،‌ ‌قرار‌ ‌است‌ ‌ميزان‌ ‌توليد‌ ‌اين‌ ‌سوخت‌ ‌در‌ ‌آمريكا‌ ‌به 600 ‌ميليون‌ ‌گالن‌ ‌در‌ ‌سال‌ ‌برسد. ‌در‌ ‌كشور‌ ‌آلمان‌ ‌نيز‌ ‌اين‌ ‌سوخت‌ ‌در‌ ‌بسياري‌ ‌از‌ ‌اتوبوس‌‌ها‌ ‌استفاده‌ ‌مي‌شود.

علاوه‌ ‌بر‌ ‌اين،‌ ‌توليد‌ ‌اين‌ ‌سوخت‌ ‌مي‌تواند‌ ‌بخش‌‌ ‌را‌ ‌نيز‌ ‌به‌ ‌تحرك‌ ‌وادارد،‌ ‌زيرا‌ ‌اين‌ ‌سوخت‌ ‌از‌ ‌روغن‌هاي‌ ‌گياهي‌ ‌به‌ ‌دست‌ ‌مي‌آيد،‌ ‌پس‌ ‌با‌ ‌توليد‌ ‌آن‌ ‌نياز‌ ‌بيشتري‌ ‌به‌ ‌كاشت‌ ‌دانه‌هاي‌ ‌گياهي‌ ‌است‌ ‌كه‌ ‌به‌ ‌اشتغالزايي‌ ‌در‌ ‌بخش‌ ‌كشاورزي‌ ‌كمك‌ ‌مي‌‌كند. ‌

نكته‌ ‌مهم‌ ‌ديگر،‌ ‌امكان‌ ‌استفاده‌ ‌مجدد‌ ‌از‌ ‌روغن‌هاي‌ ‌گياهي‌ ‌سوخته‌ ‌براي‌ ‌توليد‌ ‌بيوديزل‌ ‌است. ‌از‌ ‌روغن‌هاي‌ ‌سوخته‌ ‌كه‌ ‌در‌ ‌بسياري‌ ‌جاها‌ ‌از‌ ‌جمله‌ ‌اغذيه‌ ‌فروشي‌ها‌ ‌به‌ ‌مقدار‌ ‌زياد‌ ‌استفاده‌ ‌و‌ ‌در‌ ‌پايان‌ ‌روز‌ ‌دور‌ ‌ريخته‌ ‌مي‌شوند،‌ ‌مي‌توان‌ ‌در‌ ‌توليد‌ ‌بيوديزل‌ ‌استفاده‌ ‌كرد.

به طور كلي سوخت‌ ‌بيوديزل‌ ‌خاصيت‌ ‌روان‌‌كنندگي‌ ‌زيادي،‌ ‌تقريبا‌ ‌دو‌ ‌برابر‌ ‌سوخت‌ ‌هاي‌ ‌معمولي،‌ ‌دارد‌ ‌كه‌ ‌دليل‌ ‌آن‌ ‌ويسكوزيته‌ ‌بالاي‌ ‌اين‌ ‌سوخت‌ ‌است؛‌ ‌بنا‌بر اين‌ ‌مي‌‌تواند‌ ‌سبب‌ ‌افزايش‌ ‌عمر‌ ‌خودرو‌ ‌شود. صرفه‌جويي‌ ‌در‌ ‌مصرف‌ ‌سوخت‌ ‌را‌ ‌نيز‌ ‌به‌ ‌همراه‌ ‌دارد.

حتي‌ ‌با‌ ‌اضافه‌ ‌كردن‌ ‌حدود 2 درصد‌ ‌بيوديزل‌ ‌به‌ ‌نفت‌ ‌سفيد‌ ‌مي‌توان‌ ‌خاصيت‌ ‌روان‌كنندگي‌ ‌آن‌ ‌را‌ ‌افزايش‌ ‌داد.‌در‌ ‌يك‌ ‌جمع‌بندي‌ ‌مي‌‌توان‌ ‌گفت‌ ‌كه‌ ‌استفاده‌ ‌از‌ ‌بيوديزل‌ ‌سبب‌ ‌وابسته‌ ‌نشدن‌ ‌به‌ ‌سوخت‌ ‌ديزل‌ ‌حاصل‌ ‌از‌ ‌نفت‌ ‌خام‌ ‌مي‌شود.

منابع‌ ‌هيدروكربوري،‌ ‌پايان‌ ‌پذير‌ ‌هستند‌ ‌كه‌ ‌تشكيل‌ ‌آنها‌ ‌ميليون‌ها‌ ‌سال‌ ‌زمان‌ ‌برده‌ ‌است‌ ‌و‌ ‌ما‌ ‌با‌ ‌مصرف‌ ‌آنها‌ ‌در‌ ‌واقع‌ ‌سرمايه‌‌هايي‌ ‌را‌ ‌از‌ ‌ميان‌ ‌مي‌بريم‌ ‌كه‌ ‌تجديدپذير‌ ‌نيستند حتي‌ ‌استفاده‌ ‌از‌ ‌مخلوط‌ ‌اين‌ ‌سوخت‌ ‌با‌ ‌گازوئيل‌ ‌نيز‌ ‌مي‌تواند‌ ‌به‌ ‌كاهش‌ ‌‌20‌‌ ‌درصدي‌ ‌مصرف‌ ‌گازوئيل‌ ‌منجر‌ ‌شود.

استفاده‌ ‌از‌ ‌بيوديزل،‌ ‌كاهش‌ ‌چشمگير‌ ‌در‌ ‌ميزان‌ ‌آلاينده‌‌ها‌ ‌را‌ ‌در‌ ‌پي‌ ‌دارد‌ ‌و‌ ‌به‌ ‌دليل‌ ‌تجزيه‌پذير‌ ‌بودن‌ ‌براحتي‌ ‌در‌ ‌طبيعت‌ ‌جذب‌ ‌مي‌شود‌ ‌و‌ ‌سميت‌ ‌بسيار‌ ‌پايين‌ ‌اين‌ ‌سوخت،‌ ‌كار‌ ‌كردن‌ ‌و‌ ‌حمل‌ ‌و‌ ‌نقل‌ ‌آن‌ ‌را‌ ‌آسان‌ ‌تر‌ ‌مي‌كند.

توجه‌ ‌به‌ ‌آنچه‌ ‌صنعت‌ ‌سبز‌ ‌يا‌ ‌شيمي‌ ‌سبز‌ ‌خوانده‌ ‌مي‌شود‌ ‌و‌ ‌به‌ ‌كاهش‌ ‌آلودگي‌ ‌و‌ ‌صدمه‌ ‌به‌ ‌طبيعت‌ ‌كمك‌ ‌مي‌كند،‌ ‌امروزه‌ ‌در‌ ‌بسياري‌ ‌از‌ ‌كشورهاي‌ ‌جهان‌ ‌مورد‌ ‌توجه‌ ‌است‌ ‌و‌ ‌ما‌ ‌نيز‌ ‌نبايد‌ ‌در‌ ‌اين‌ ‌زمينه‌ ‌عقب‌ ‌باشيم؛‌ ‌چنان‌ ‌كه‌ ‌امروزه‌ ‌با‌ ‌افزايش‌ ‌بهاي‌ ‌بنزين‌ ‌و‌ ‌ديگر‌ ‌فرآورده‌هاي‌ ‌نفتي،‌ ‌مصرف‌ ‌سوخت ‌‌هايي‌ ‌كه‌ ‌از‌ ‌منابع‌ ‌گياهي‌ ‌به‌ ‌دست‌ ‌مي‌‌آيد‌ ‌نيز‌ ‌بسيار‌ ‌مورد‌ ‌توجه‌ ‌است. گمان‌ ‌مي‌كنم‌ ‌همه‌ ‌اينها‌ ‌دلايل‌ ‌خوبي‌ ‌باشند‌ ‌كه‌ ‌توجه‌ ‌ما‌ ‌را‌ ‌به‌ ‌استفاده‌ ‌از‌ ‌اين‌ ‌سوخت‌ ‌جلب‌ ‌كنند.

اکوتوریسم کردستان2

 

                      ****اکوتوريسم در استان کردستان:


موقعيت جغرافيايي منطقه مورد مطالعه:


استان كردستان با 28235 كيلومترمربع وسعت، با حدود 7/1% از مساحت كشور در غرب ايران در موقعيت جغرافيايي بين 34 درجه و 44 دقيقه تا 36 درجه و 30 دقيقة عرض شمالي و 45 درجه و 31 دقيقه تا 48 درجه و 16 دقيقه طول شرقي در مجاورت مرز كشور عراق قرار دارد و مرزهاي شمالي، شمال‌شرقي، و شرقي و جنوب آن در داخل كشور را استانهاي آذربايجان غربي، زنجان، همدان و كرمانشاه تشكيل مي‌دهند،
براساس‌ آمارگيري‌ و آخرين‌ تقسيمات‌ كشوري در سال1385، استان‌ كردستان‌ داراي‌ 9 شهرستان‌،; 23شهر، 27 بخش‌ و 84 دهستان‌ است و همچنين‌ داراي‌ 1767 آبادي‌ داراي‌ سكنه‌ و 192 آبادي‌ خالي‌ از سكنه‌ است‌. شهر سنندج مركز استان است و شهرستانهاي آن شامل سقز، بانه، بيجار، قروه، مريوان، سروآباد، سنندج، كامياران، و ديواندره مي‌باشد.

اكوتوريسم استان كردستان:
متون نشان مي‌دهد كه استان كردستان به لحاظ ساخت جغرافيايي خود از ابعاد اكولوژيكي، فرهنگي و توسعه‌اي از منابع نسبتاً غني و متنوع گردشگري برخوردار است كه اين تنوع عبارتست از:
منابع گردشگري استان كردستان;

ü      منابع طبيعي گردشگري1:- تنوع اقليمي و وجود چهار فصل كامل،
2- تنوع مناظر و محيط‌هاي طبيعي شامل چشم اندازها و مناظر طبيعي و بكر، پناهگاه‌هاي حيات وحش، مناطق كوهستاني جهت كوه‌‌پيمايي و كوهنوردي، صخره نوردي در بيجار، درياچه، دره‌ها و ارتفاعات.
3-مناطق حفاظت شده; 4- پارك‌ها و ذخيره‌گاههاي جنگلي;5- تنوع زيستي غني; 6- چشمه‌هاي معدني و آب‌گرم;منابع فرهنگي گردشگري:
1- فرهنگ غني كردي(ايراني; 2- يادمان‌هاي تاريخي و ميراث فرهنگي; 3- هنرهاي بومي، صنايع دستي و غذاهاي محلي
4- فرهنگ‌هاي زنده(عشاير، روستاهاي شگفت و5- آيين‌ها و مراسم‌هاي ويژه
 
* منابع گردشگري انسان ساخت:
1- مجموعه‌هاي توريستي، اقامتگاه‌هاي ييلاقي- مجموعه پيست اسكي و تاسيسات وابسته 3- موزه‌ها
براي نشان دادن ثروت غني و متنوع منابع گردشگري طبيعي استان به اختصار به;هر يك از اينها پرداخته مي‌شود.
جاذبه هاي طبيعي
در ساختار اكولوژيكي كردستان رودخانه‌ها و چشمه‌سارهاي متعدد دائمي و درياچة طبيعي همانند زريبار(زريوار) و درياچه‌هاي پشت سدهاي وحدت(در 10 كيلومتري شمال سنندج) و شهيد كاظمي(در شمال‌غربي سقز) جاذبه‌هاي طبيعي ارزشمند و كم نظير جهانگردي را دراستان كردستان شكل داده‌اند. افزون بر اين منابع سرشار آب و پوشش گياهي متنوع (جنگلي و مرتعي)، نه تنها به ايجاد مناظر زيبا و تلطيف هوا، كمك كرده‌اند، بلكه زمينه‌هاي مناسبي را براي انجام انواع ورزش‌هاي تابستاني و تفريحات آبي به وجود آورده‌اند. در فضاهاي آبي استان كردستان ورزش‌هاي اسكي روي آب، شنا، قايقراني، ماهيگيري و ورزش هيجان انگيز و مفرح قايقراني تند آبي كه امروزه طرفداران بي‌شماري را به سوي خود جذب نموده امكان پذير است.
كوهستان‌ها، ارتفاعات و قله‌هاي متعدد استان كه برخي از آنها با پوشش جنگلي و مرتعي جلوه‌هاي ويژه‌اي از چشم‌اندازهاي سحر انگيز طبيعت را به نمايش مي‌گذارند، زمينه‌هاي مساعدي را جهت ايجاد و توسعة ورزش‌هاي كوهستاني فراهم آورده‌اند، كه در ادامه به تشريح آنها پرداخته مي‌شود.
 
درياچه، سواحل و تالابها:
 1- درياچه زريوار: درياچة زريوار مهم‌ترين و كم‌نظيرترين جاذبة آبي در غرب كشور است كه در فاصلة سه كيلومتري غرب مريوان قرار گرفته و جاده آسفالته‌اي آن را به شهر مريوان پيوند مي‌دهد. اين درياچه در ارتفاع 1285 متري از سطح دريا واقع شده است و از زيباترين‌ ميراث‌هاي‌ طبيعي‌ استان‌ كردستان‌ به‌ شمار مي‌آيد. طول آن 5/4 كيلومتر و عرض آن اندكي كمتر از 2 تا 3 كيلومتر است. مساحتي حدود900-850 هکتار دارد، عمق درياچه از 5 تا 2 متر متغير است. آب درياچه شيرين و از جوشش چشمه‌هايي كه در كف درياچه قرار گرفته‌اند، تامين مي‌شود. حجم‌ آب‌ درياچه‌ از 5/22 ميليون‌ متر مكعب‌ تا 5/47 ميليون‌ مترمكعب‌ در طول‌ سال‌ متغير است‌. علاوه بر سرسبزي اطراف درياچه حدود 33 نوع پرنده و حيوانات در آن زيست مي کنند.
وجه‌ تسميه‌ زريوار و زريبار كه‌ هر دو در منطقه‌ متداول‌ است‌، به‌ واژة‌ «زري‌» كه‌ در زبان‌ كردي‌ به‌ معني‌ درياچه‌ است‌، باز مي‌گردد. پسوند «دار» و «بار» پسوند تشبيهي‌ و زريبار يا زريوار به‌ معني‌ درياچه‌وار است‌.
درباره‌ اين‌ درياچه‌ افسانه‌هاي‌ متعددي‌ وجود دارد كه‌ مشهورترين‌ آنها وجود شهري‌ مدفون‌ در زير آب‌هاي‌ درياچه‌ است‌. وضعيت استقرار شهر مريوان(مستقر در دامنه كوه) و درياچه كه از جهات مختلف توسط جنگل‌هاي انبوه و نيمه انبوه
احاطه شده‌اند، مناظر بسيار زيبا و بديعي را به وجود آورده‌اند. بر تپه‌اي كوچك در قسمت شرقي، مهمانسراي ايرانگردي و جهانگردي مريوان احداث شده است
2- درياچه پشت سد قشلاق(سد وحدت): سد مخزني قشلاق بر روي رودخانه قشلاق در 12 كيلومتري شمال سنندج، روي كوه‌هاي منطقه "ساتله و تيرگرا" احداث شده است. درياچه پشت اين سد 11كيلومتر طول دارد و وسعتي معادل 934 هكتار را در بر مي‌گيرد و با توجه به سطح درياچه و حجم آب، زمينه مناسبي براي انواع ورزش‌هاي آبي به وجود آورده است. در اين درياچه 7 گونه ماهي شناسايي شده كه از اين لحاظ نيز شرايط ماهيگيري تفريحي نيز فراهم است. درياچه پشت سد با فضاي سبز و جنگل‌كاري اطراف از ديدني‌هاي جالب توجه محسوب مي‌شود، همچنين امكانات تفريحي و اسكلة قايقراني درياچه هر ساله تعداد زيادي از علاقه‌مندان به ورزش‌هاي آبي را جذب مي‌كند.
3- درياچه سد شهيد کاظمي: در حوزه شهرستان سقز قرار دارد(قسمتي از آن ) طول آن حدود 6 کيلومتر و حجم مخزن آن 48ميليون متر مکعب است. آب آن از رودخانه‌هاي زرينه رود، سيمينه رود، خورخوره و سقزچاي تامين مي‌شود.
4- سد گاوشان: در 25 کيلومتري جاده کامياران به سنندج در حال احداث مي باشد و از سدهاي بزرگ کشور محسوب مي گردد.
رودخانه ها:
استان كردستان، به لحاظ موقعيت طبيعي و اقليمي، روان‌آب‌ها و رودخانه‌هاي متعددي دارد كه علاوه بر چشم‌اندازها و مناظر زيبا، زمينه‌هاي مناسبي براي انواع ورزش‌هاي تفريحي مانند: شنا، ماهيگيري و قايقراني فراهم كرده است.
مهمترين رودهاي استان كه از نظر اكوتوريسم مهم مي‌باشند عبارتند از:
1- رودخانه قزل اوزن: از شاخه‌هاي اصلي سفيد رود است که از کوههاي چهل چشمه و نواحي مرتفع هزارکانيان و چشمه‌هاي سارال واقع در بخش ديواندره، سرچشمه گرفته و پس از مشروب نمودن قسمتي از اراضي كردستان وارد استان زنجان مي‌شود. طولاني ترين رود استا ن کردستان است. رودهاي قمچقاي و اوزون دره از شهرستان بيجار، رودهاي تلوار و شور لز شهرستان قروه، از شعبات مهم رودخانه قزل اوزن در استان كردستان هستند كه سالانه 960 ميليون متر مكعب آب را از استان خارج مي‌كنند. دره‌ها و سواحل اين رودخانه جذاب و ديدني و انواع ماهي‌هاي آن معروف است (گروه مطالعاتي هامون، 1378).
2- رودخانه سيروان: اين رود، دراز‌ترين رودخانه كردستان است(213كيلومتر) كه سرچشمه اصلي آن دو رود گاوه‌رود و قشلاق است. گاوه رود از كوههاي كن كبود در 31 كيلومتري شمال‌شرقي سنقر و رود قشلاق از كوههاي پير محمد در 40 كيلومتري جنوب‌غربي بيجار سرچشمه مي‌گيرد. سيروان پس از گذر از منطقه اورامان و پيوستن به رود دالوند در خاک عراق به نام رود دياله به دجله مي‌ريزد. حجم روان‌آبهاي سطحي در اين حوضه 3140 ميليون متر مكعب است كه 2740 ميليون متر مكعب آن از استان خارج مي‌شود. شعبات مهم آن دزلي مريوان، گردلان، رزاب‌قطوند، قشلاق و گاوه رود مي‌باشند. حواشي اين رود بسيار زيبا و بستر و حواشي آن زيستگاه انواع پرندگان و ماهيان مي‌باشد و لذا براي بهره‌برداري‌هاي اكوتوريستي و طبيعي بسيار مناسبند(گروه مطالعاتي هامون، 1378).
 3- زرينه رود:;از کوههاي چهل چشمه منشعب مي گردد، مسير آن جنوبي شمالي است كه پس از پيوستن چند رود ديگر در مسير به درياچه اروميه مي ريزد. شاخه اصلي آن چم سقز(چومه) نام دارد كه از كوههاي گردنه خان واقع در شرق بانه سرچشمه مي‌گيرد، قسمت اعظم آب اين رودخانه در اطراف سقز به مصرف كشاورزي مي‌رسد ولي باز هم سالانه 1800 ميليون متر مكعب آب خارج مي‌كند. سواحل اين رودخانه عظيم و پر آب يكي از ممتازترين قلمروها و عناصر گردشگاهي و توريستي طبيعت‌گراي استان كردستان محسوب مي‌شود، سراسر مسير آن از قابليت‌هاي استفاده از ورزش‌هاي آبي مفرح از قبيل قايق‌راني تند آبي يرخوردار است.
4- سيمينه رود: از دو كانون آبگير كه يكي از كوههاي سقز و بانه به نام ناتاهد و ديگري از ارتفاعات منگور و ترجان سرچشمه مي‌گيرد و پس از پيوستن به هم در آذربايجان غربي به درياچة اروميه مي‌ريزد. رودخانه‌هاي چمخانه و ساوجبلاغ مهم‌ترين شعبات اين رود هستند. حواشي اين رودخانه نيز بويژه در دره‌هاي گسترده و دشت‌ها، بسيار زياد و ديدني است.
5- رودخانه قشلاق: از ارتفاعات شمالي سنندج سرچشمه مي گيرد و در حدود 90 کيلومتر طول دارد.
 
- رودخانه گاران: در سروآباد مريوان جاري است و حداکثر آبدهي آن در فروردين ماه به 38 متر مکعب مي رسد.
7- رودخانه قزلچه سو: در شمال شرقي درياچه زريوار و شمال مريوان و به سمت مرز ايران و عراق در جريان است.
8- رودخانه عصر آباد: در مريوان و شرق دياچه زريوار جاري است و طولاني ترين آبراهه آن 14 کيلومتر است.
9- ودخانه‌هاي بانه: ارتفاعات گردنه خان كه در مشرق بانه واقع شده، خط تقسيم رودخانه‌هاي شرقي و غربي است بدين معنا كه رودخانه چم سقز كه از شرق و ارتفاعات مذكور سرچشمه مي‌گيرد به طرف سقز در جريان است در حالي كه رودخانة شوي از غرب ارتفاعات خان سرچشمه مي‌گيرد. رودهاي ديگر شهرستان بانه رود كلو و رود برئين مي‌باشند كه وارد خاك عراق مي‌شوند،محمدي، 1377
 
آبشارها ، چشمه‌ها و آبهاي معدني:
1-چشمه آب معدني باباگرگر: در 18 کيلومتري شمال شهر قروه در روستاي باباگرگر قرار دارد، آب آن همراه با گازکربنيک فراوان جوشان و خروشان از دهانه استخري عميق و طبيعي حدود 200 متر خارج مي شود، آب آن از دسته کلروبيکربناته مخلوط گازدار و خواص درماني متعددي دارد، ساليانه حدود 30 هزار نفر از داخل و خارج استان براي استفاده درماني به اين چشمه مي آيند و در کنار آن از زيارتگاه امام زاده باباگرگر نيز زيارت مي نمايند.
2- چشمه آب معدني گواز: در 50 کيلومتري شمال غربي کامياران و در 10 كيلومتري شمال‌غربي روستاي پلنگان در دامنة كوه روستاي گواز واقع شده است آب چشمه گرم و مزه گوگرد دارد و در درمان بيماريهاي رماتيسمي از معروفيت زيادي برخوردار است. همچنين در درمان بيماري‌هاي مجاري تنفسي و بيماري‌هاي جلدي بسيار مؤثر است.
3- چشمه آب تلخ(پيرصالح): در روستاي "قشلاق‌لو" از توابع شهرستان بيجار چشمه آب معدني تلخي وجود دارد که در درمان بيماريهاي روماتيسمي مورد استفاده مراجعه کننده گان قرار مي گيرد.
4- چشمه سراب بيجار

; 5- چشمه سراب قروه; چشمه خاورآباد: در جنوب‌شرقي سراب بيجار
 7- چشمه هفت آسياب: در روستاي شريف‌آباد دهستان سياه منصور بيجار; 8- چشمه قمچقاي: در دهستان سياه منصور بيجار
9- چشمه سراب ونيسار: در دشت چهار دولي قروه زير كوه كمرزرد قرار دارد
10- چشمه‌هاي اورامان و ژاورود مريوان كه همراه با مناطق و مناظر طبيعي، نظر هر بيننده‌اي را به خود جلب مي‌كند.
11- آبشار بل‌:;در يكي‌ از روستاهاي‌ منطقه‌ اورامان‌ و در مرز استان‌ كرمانشاهان‌، روستايي‌ به‌ نام‌ «بل‌» واقع‌ است‌. در كنار اين‌ روستا، در جاده‌اي‌ كه‌ به‌ «كوسه‌ هجيج‌» منتهي‌ مي‌شود، آبشاري‌ زيبا وجود دارد كه‌ به‌ عقيدة‌ كارشناسان‌ داراي‌ آب‌ عالي‌ براي‌ شرب‌ است‌. اين‌ آب‌ با فشار زياد و در حجم‌ بسيار از شكاف‌ كوهي‌ بيرون‌;مي ريزد و عظمت‌ و شكوه‌ طبيعت‌ را جلوه‌گر مي‌سازد. اين‌ آب‌ در مسير خود به‌ رودخانه‌ سيروان‌ مي‌ريزد.
12- آبشار گويله;يكي‌ از اماكن‌هاي‌ ديدني‌ استان‌ كردستان‌ آبشار «گويله‌» است‌ كه‌ در شهرستان‌ مريوان‌ و در مسير جاده‌ مريوان‌ ـ سقز واقع‌ است‌. اين‌ آبشار زيبا در فصل‌ بهار از مكان‌ها ديدني‌ و زيباي‌ منطقه‌ محسوب‌ مي‌شود.
 
دشت‌ها:
 ; دشت‌ها از ديگر جاذبه‌هاي طبيعي استان كردستان است كه با چشم اندازهاي زيبا و طبيعي و پوشش گياهي مناسب، مناظر دلپذيري از طبيعت اين استان را همچون تابلوهاي رنگارنگ به نمايش مي‌گذارند.
1- دشت دهگلان: مساحت اين دشت 62700 هكتار و مساحت حوزه آن 2550 كيلومتر مربع و ارتفاع آن از سطح دريا 1800 متر است. اين دشت پوشش گياهي جالب توجهي دارد و چشم‌اندازهاي مزارع آن در بهار و تابستان بسيار زيباست.
2- دشت قروه: مساحت آن 58400 هكتار و مساحت آن 2223 كيلومترمربع و ارتفاع آن از سطح دريا 1800متر است. اين دشت در شهرستان قروه قرار گرفته و رودخانة "چم‌شور" كه شاخه‌اي از رودخانه تلوار است در اين دشت جريان دارد.
3- دشت خامسان: 1500 هكتار مساحت دارد. در مسير راه سنندج به مريوان قرار دارد.
- دشت كامياران: 950 كيلومتر مربع وسعت، در ارتفاع 1400 متري از سطح دريا قرار گرفته است و يكي از زيباترين دشت‌هاي جذاب استان كردستان به ويژه از نظر چشم‌اندازهاي زيبا و طبيعي محسوب مي‌شود.
5- دشت آميرآباد: در شهرستان كامياران واقع است. 6000 هكتار وسعت دارد. ارتفاع متوسط دشت، 1650 متراز سطح درياست.
6- دشت‌هاي بانه: در محدودة شهرستان بانه دو دشت تال و شوي واقع شده‌اند. مساحت دشت تال 1800هكتار و شوي 2000هكتار است. در دشت تال رودخانه‌هاي سيد سارم و زروار جاري‌اند كه در نزديكي روستاي سرتزين به رودخانه نمشيد مي‌پيوندند و سپس به رودخانه چومان مي‌ريزند. اين دشت محل كشت محصولات مختلف زراعي است و انواع گياهان كوهستاني در آن يافت مي‌شود، به همين دليل در بهار و تابستان چشم‌اندازي سبز و با طراوت دارد و پاييز آن نيز بسيار زيباست.
7- دشت‌هاي سقز: در محدودة شهرستان سقز دشت‌هاي متعددي واقع شده كه مهم‌ترين آنها عبارتند از: دشت‌هاي صاحب، قه‌لاكون، له‌گرمي و دشت كول تپه. وسعت اين دشت‌ها حدود 700 هكتار و ارتفاع متوسط آن‌ها 1650 متر از سطح درياست. اين دشت‌ها در بهار و تابستان با سرسبزي و گل‌هاي وحشي جلوه‌اي بسيار زيبا دارند.
8- دشت بيجار: 53000 هكتار وسعت و به طور متوسط 1750 متر ارتفاع دارد.
 
جاذبه‌هاي کوهستاني:
استان کردستان از جمله مناطق کوهستاني کشور است که آنرا از نظر داشتن قابليتهاي طبيعي حائز اهميت است. ارتفاعات، دامنه‌ها و رشته‌كوههاي متعدد استان كردستان از ديگر قابليت‌هاي اكوتوريستي استان به شمار مي‌آيند. رشته‌كوههاي غرب كشور به صورت رشته‌هاي موازي، تمامي پهنه استان را در بر گرفته‌اند. يخچال‌هاي قلل مرتفع، چشمه‌سارهاي فراوان، پوشش مناسب جنگلي و مرتعي دامنه‌هاي مناطق كوهستاني، از نظر پديد آوردن چشم‌اندازها و بويژه فعاليت‌هاي اكوتوريستي كوهنوردي، دامنه‌نوردي و در فصل سرد ورزش‌هاي زمستاني قابليت‌هاي بي نظيري را به وجود آورده‌اند.
مهمترين و معروفترين ارتفاعات و قلل عبارتند از:
1- کوه شاهو: ارتفاع بلندترين قله آن 3390 متر است ميانگين دماي سالانه آن 10 تا 15 درجه است و 800 ميلي متر بارندگي دارد، هميشه سال برف دارد و ازکوههاي زيبا و سترگ درکشور محسوب مي‌شود.
2- كوه چهل چشمه: چهل‌ چشمه‌ از كوه‌هاي‌ مرتفع‌ كردستان‌ است(3173متر)‌. اين‌ كوه‌ داراي‌ آبشارها و چشمه‌هاي‌ بسيار زيبايي‌ است‌ و وجه‌ تسميه‌ آن‌ نيز حكايت‌ از وجود چهل‌ چشمه‌ آب‌ دارد. در 53 كيلومتري جنوب‌شرقي سقز قرار دارد و منطقه‌اي‌ سردسير و برف‌گير است‌. در اين‌ كوه‌ مي‌توان‌ در تمامي‌ سال‌ برف‌ را مشاهده‌ كرد. اين‌ كوه‌ يكي‌ از سرچشمه‌هاي رودخانه‌‌هاي جغاتو «جغتو»، چهل چشمه، كله باد و شورتي است‌ و داراي‌ چشمه‌سارهاي‌ فراوان‌ و دامنه‌هاي‌ سرسبز و زيبا است‌.
3- كوه كوچسار: 2946 متر در 30 كيلومتري جنوب‌غربي سنندج در محدودة دهستان ژاورود شرقي.
4-كوه شيخ معروف: 23كيلومتري شمال‌غربي سنندج، شمال‌غربي روستاي ياينچوب، 2895مترارتفاع.
5- كوه پنجه علي: 26 كيلومتري جنوب‌غربي قروه، جنوب‌شرقي روستاي قره‌بلاغ پنجه، 2860 متر.
6- كوه كاني چرمه: 2840متر ارتفاع در 48 كيلومتري شمال‌شرقي مريوان.
7- كوه حلقه مير: 2880متر در 63كيلومتري غرب بيجار.
8- كوه سناسره: 42 كيلومتري شمال‌شرقي مريوان، 2884 متر.
9- كوه ميانه: از بلند‌ترين ارتفاعات مريوان در 33كيلومتري جنوب‌شرقي اين شهر با ارتفاع 2950متر.
10- كوه مسجد ميرزا: از بلند‌ترين كوههاي سنندج در 58 كيلومتري شمال‌غربي اين شهر، 3059متر.
11- کوه عه والان: در 42 کيلومتري سنندج به کامياران واقع است، در قله اين کوه 7 شيخ مدفون مي باشند و داراي مناظر زيبا و چشمه سارهاي متعددي است.
12- کوه سلطان سراج الدين: از بلندترين انشعابات موازي زاگرس و 2836 متر ارتفاع دارد و در قله آن مقبره‌اي است که عموم معتقدند متعلق به سلطان سراج‌الدين است و در دامنه کوه چشمه و سرابي جاري است.
13- کوه شيدا: يا کوه امامزاده شيدا 2332 متر ارتفاع دارد ودر شمال غربي قروه واقع است و والي کردستان در زمان افشاريه در اين کوه مدفون دارد.
- کوه مهيمن: مشهور است که در 1013 ه-ق در هجوم شاه عباس ره کردستان، چشمه آب اين کوه مورد پسند شاه عباس قرار گرفته و معرف به چشمه شاه پسند است.
15- کوه کوسالان: اين کوه در منطقه اورامان تخت است و 2620 متر ارتفاع دارد.
16- کوه آربابا: در جنوب شهر بانه واقع است و 2220 متر ارتفاع دارد، بسيار سرسبز و از تفرجگاههاي بانه محسوب مي شود.
 ديگر ارتفاعات استان عبارتند از: كوه ملا كاوو، كوه حسين بگ، كوه پيازه، كوه تخت، كوه هواره برزه، كوه چرخ‌لان، کوه نکه‌روز كه همگي بالاي 2800 متر ارتفاع دارند.
 
ورزش‌هاي کوهستاني زمستاني:
- پيست اسکي بيجار: که در ارتفاعات حومه بيجار داير مي باشد.
 

دره‌ها و غارها:
1- غار کرفتو: يکي از بزرگترين و شگفت‌ انگيز‌ترين غارهاي کشور است که آثار زندگي مربوط به قرن سوم پيش از ميلاد در آن پيدا شده است محل آن در 12 کيلومتري روستاي کرفتو و در حدود 50 کيلومتري جنوب شرقي سقز قرار دارد، خانه‌هايي از سنگ در اين غار تراشيده شده اند که به نظر مي‌رسد قبلاً معبد معروف هراکليوس بوده است، نوشته‌ها و نقاشي‌هاي متعدد مربوط به اعصار گذشته غار مربوط به دوره ميتراييسم است، قسمت دست ساز غار در طبقات داراي حدود20 اطاق است و پس از عبور از اين قسمت و رسيدن به محوطه‌اي بزرگ چشمه‌هاي آب شور و شيرين در درون غار جاري است و طول شبکه‌هاي درون غار در مسير‌هاي متعدد به چند کيلومتر مي‌رسد که بسيار زيبا و شگفت انگيز مي‌نمايد.
2- غار شوي: نزديک مرز ايران و عراق و در حومه روستاي شوي در 12 کيلومتري بانه واقع است.
 
جنگل‌ها ، بيشه‌ها و مراتع:
پوشش گياهي و به ويژه جنگل‌ها از زمرة مهمترين و زيباترين جلوه‌هاي طبيعي و يكي از جاذبه‌هاي بي نظير تفرجگاهي و جهانگردي هر منطقه به شمار مي‌روند. امكروزه نقش جنگل‌ها در حفظ آب، خاك و به ويژه نقش چشم‌انداز طبيعي و زيباشناسي و تفرجگاهي آن مورد توجه برنامه‌ريزان محيط زيست و اوقات فراغت قرار گرفته است.
 ; استان‌ كردستان‌ از طبيعتي‌ زيبا برخوردار است‌ و جنگل‌ بخشي‌ از زيبايي‌هاي‌ استان را شكل‌ بخشيده‌ است‌. جنگل‌هاي‌ استان‌ در اطراف‌ شهرهاي‌ بانه‌ و مريوان‌ واقع‌ شده‌ و بعد از جنگل‌هاي‌ شمال‌ كشور در درجه‌ دوم‌ اهميت‌ قرار دارد. اين جنگلها جزئي از جنگلهاي غرب کشور محسوب مي‌شوند که وسعتي معادل 320000 هکتار را در بر گرفته‌اند. معروف‌ترين‌ درختان‌ جنگلي‌ اين‌ جنگل‌ها بلوط‌، مازو يا دار‌مازو، گلابي‌، زبان‌ گنجشك‌(ون‌)، گردو، سيب‌ وحشي‌، پسته‌ وحشي‌(بنه‌)، زالزالك‌، آلبالو جنگلي‌، بادام‌ تلخ‌، ازگيل‌، داغداغان‌، نارون‌، افرا و درخت‌هايي‌ مانند گز و بيد وحشي‌ در كنار رودخانه‌ است‌. به‌طور كلي‌ مي‌توان‌ نواحي‌ جنگلي‌ استان‌ را چنين‌ تقسيم‌ نمود:
ـ جنگل‌هاي‌ منطقه‌ مريوان‌، كه‌ وسعت‌ آن‌ 185000 هكتار است‌
ـ جنگل‌هاي‌ منطقه‌ بانه‌، كه‌ مساحت‌ آن‌ حدود 50000 هكتار تخمين‌ زده‌ مي‌شود
ـ جنگل‌هاي‌ منطقه‌ سقز كه‌ مساحت‌ آن‌ حدود 70000 هكتار است
‌ـ جنگل‌هاي‌ منطقه‌ سنندج‌ كه‌ مساحت‌ آن‌ در حدود 78000 هكتار است‌ و بيشتر در غرب‌ كامياران‌ و جنوب‌ سنندج‌ واقع‌ شده‌اند.
- پوشش جنگلي بانه : اين جنگلها در مسير سقز به بانه از دره خان شروع مي‌شود و در نزديکي شهر بانه بر تراکم و انبوهي آن افزوده مي‌شود سرسبزي پوشش جنگلي آبهاي جاري و چشمه‌سارهاي کوهستان داري چشم اندازهاي زيبا و بديع مي‌باشد.
- پوشش جنگلي مريوان: حدود 58% جنگلهاي استان کردستان مربوط به مريوان مي‌باشد و بصورت نواري از شمال مريوان و تا دامنه‌هاي جنوبي امتداد دارد، اين پوشش جنگلي با آب و هواي معتدل و وجود درياچه زيباي زريوار امکانات بسيار مناسبي را براي جلب مسافر و گردشگر فراهم ساخته است. از معرفترين درختان جنگلي بانه و مريوان مي توان بلوط ، مازو، گلابي وحشي ، زبان گنجشک، گردو، سيب وحشي، زالزاک و آلبالوي وحشي و ... را نام برد.
سرانه فضاي سبز شهري استان 2/7 متر مربع ، و از مهمترين بيشه‌زارها و دژهاي سرسبز استان مي‌توان موارد زير را نام برد.
- جنوب شهر سنندج: مسير رودخانه‌هاي قشلاق و مسير سرريز آب سد قشلاق.
- جاده سقز- بانه : پوشيده از درختان سرسبز و گلهاي رنگارنگ و وحشي مي‌باشد.
- مسير سنندج –کامياران: در مسير رودخانه‌هاي قشلاق و گاورود پوشش گياهي، باغات فراوان و کشتزارهاي سرسبز مناظر بديعي را خلق ساخته است که در بهار و پاييز بسيار ديدني  و زيبا مي‌نمايد.
- سنندج-مريوان: بعد از روستاي نگل کوههاي بلند و دره‌هاي وسيع و سرسبز و جريان رودخانه‌هاي پر آب به طرف مريوان مناظر زيبايي را در پيش روي مسافران قرار مي‌دهد.

پس ازخواندن مطالب فوق بدنيست سري هم به غرب ايران بزنيدوباطبيعت بكرآن آشناشويدمطمئن باشيدخيلي چشم نوازاست،به خصوص درفصل بهارودرماهي چون ارديبهشت.....

 

گل زیبا

شوکای ایرانی

شوکای ایرانی:Capreolus

Capreolus capreolus)):

شوکاهای ایرانی ازهمان زیرگونه  شوکاهای اروپایی بوده وپراکندگی آنهادراستانهای گیلان ، مازندران،گلستان میباشد.زیستگاههای این جانوردراین استانهابین جنگلهای انبوه است.البته گزارشاتی مبنی بروجوداین جانوردرجنگلهای غرب کشوردرکردستان وکرمانشاه(زاگرس غرب)ونواحی ارسباران درآذربایجان شرقی می باشد.

مشخصات شوکا:

شوکارا میتوان گوزنی  کوچک  به حساب آورد.رنگ بدن تقریباقهوه ای ونوک موهاروشن تراست.وهمچنین روی کپل وزیرشکم روشن وتقریباشفیدبه نظرمیرسد.درزمستان موهابلندتروتیره ترشده ورنگ بدن قهوه ای مایل به خاکستری می باشد.البته چانه سفیدودردوطرف پوزه نیزلکه های سفیددیده میشود.قسمت عقب بدن کمی بلندترازجلوی بدن بوده وارتفاع جانورازشانه بین 65تا75سانتی مترودم نیز 2تا3سانتی متروغیرقابل تشخیص است.وزن آنهابین 15تا30کیلوگرم برآوردشده است.شاخ شوکانسبت به سایرگوزنهاساده تراست.اولا شاخ منحصرادرجنس نردیده میشود ونوزادتایک سالگی فاقدشاخ است.(اگرچه دیده شده دربعضیها بعداز3ماه رویش شاخ شروع میشود.)وبعدازبعدازآن شاخهابه صورت ساده ظاهرشده ومعمولادرسال دوم شاخ دارای 3شاخک فرعی میشودوگاهی تا4و5شاخک نیز مشاهده میگردد.شاخ شوکابه عکس مرال فاقد شاخکهای روی صورت(گرگ زن)بوده ومانندهمه گوزنهاهرساله افتاده ومجددادرمی آید.شاخهامعمولادرآذرماه می افتندورویش  جدیدبلافاصله شروع میشود.شاخهادرابتدای رویش دارای پوسته مخملی می باشندکه تابهارروی شاخهاقرارداردوبعدازآن ازبین میروند.طول شاخ شوکابه25تا35سانتیمترمیرسد.که البته شوکاهای سیبری وچین دارای شاخهای بلندتروقطورتری ازشوکاهای اروپاوایران می باشند.فرمول دندانی شوکاعبارتنداز:

پیشین3/0،نیش1/0،پیش آسیا3/3،آسیا3/3که بااحتساب دوطرف فک کلادارای 32دندان می باشد.

تغذیه(Feeding):

میزان فعالیت شوکادرامرتغذیه بستگی به میزان تاریکی وروشنایی دارد.این جانوردرشبهای تاریک (یعنی وقتی قرص ماه کامل نیست)قسمت اعظم وقت خودرابه چریدن وسرشاخه خواری می پردازنددرحالیکه درشبهای مهتابی ،اکثرا وقت خودراصرف رفت وآمدوپرسه زدن  می کنند.دراغلب مواقع سال  اوج فعالیت این گوزن اوایل طلوع وغروب آفتاب است.درزمستان بیشترفعالیت را درطی روزازخودنشان می دهند.احتمالا به  این دلیل که گرم ترین ساعات روز دراین فصل است.تغذیه دراین فصل بیشتردرمناطق بازانجام میشود.دربهمن،اسفند،فروردین  تغذیه نرهای بزرگسال بطورچشمگیرافزایش می یابدواین درحقیقت  زمانی است که شاخهادرحال رشدهستند.شانس مشاهده نرهای بزرگسال دراین ماهها به مراتب بیشتراست واین  درست زمانی است که معمولا موادغذایی زیستگاه بامحدودیت هایی روبروست.ماده های بارداروجوانترکه باکمبودموادغذایی (بخاطرنیازبیشترشان)روبروهستنددراواخرزمستان واوایل بهاربه دنبال غذای مطلوب تقریبادرتمام روزفعالیت دارند.باآمدن فصل بهاربه طورعادت صبح زودوغروب آفتاب رابه عنوان ساعات فعالیت تغذیه ای انتخاب می کند.روش  وشیوه تغذیه باتوجه به شرایط جوی حاکم درمناطق کم ارتفاع وباپوشش درختی انبوه نسبت به مناطقی که مرتفع ترندازسالی به سال دیگرمتفاوت است.

گدار(جابجایی):

یکی دیگرازویژگیهای زیستگاه مطلوب عدم وجودحشرات مزاحم است که خودباعث میگرددبرحسب فراوانی وتراکم این حشرات دربرخی ازسالهاشاهدجابجایی وکوچ شوکاها ازناحیه ای به ناحیه دیگرباشیم.هوای نامطلوب زمستانی می تواندسبب جمع شدن تعدادزیادی شوکادریک ناحیه شود.اماپس ازآنکه هوای مطلوب فرارسیدشوکاها دوباره به مکان فعلی خودبازمیگردند.البته تعدادزیادی ازشوکاهاهستندکه دربرخی ازنقاط باهوای نامطلوب خوگرفته ودرتمام سال درزیستگاه خودباقی می ماند.جالب توجه است که درفصل مهاجرت به طورعمده نرهاوماده های جوان دست به جابجایی میزنند(کوچ می کنند)وماده های بالغ همراه بانوزادان خود(جوانهایشان)معمولا درهمان ناحیه زیست خودباقی می مانند.مگرآنکه وضعیت جسمانی شوکای جوان (که همراه مادران خودبه سرمیبرند)درحدی باشد که مادرراواداربه رفتن به ناحیه ای مطلوب ترنماید.یکی ازعادات شوکاگذرازمسیری مشخص بین چراگاه وپناهگاه است.این عادت به حدی درشوکاها قوت داردکه ممکن است برای چندین نسل متمادی ازیک مسیراستفاده کنند.این موضوع درامرمشاهده شوکاها وثبت عادات ورفتارشان درطی روزبسیارمثبت ومفیداست.

زیستگاهHabitat)):

شوکادرایران دربعضی ازنقاط  بامرال  زیستگاه مشترک می باشد.ولی هرگز درارتفاعات جنگلی  سخت ومرتفع که مرالها رامیتوان دیدمشاهده نمی گردند.زیستگاه مطلوب برای شوکا مکانی است که چراگاه وپناهگاه درنزدیکی هم باشند.شوکاعلاقمندنیست  مسافت  طولانی  بین پناهگاه وچراگاه را بپیماید.مشاهدات نشان میدهدشوکاهانیازمبرمی به نوشیدن آب ندارند.علیرغم این موضوع ،اکثرازیستگاهشان راطوری انتخاب میکنند که درمجاورت نهر،چشمه،جویباریارودخانه باشد.به این دلیل که جوانه های درختان ودرختچه ها وبرگهای جوان غذای ترجیحی شوکااست. ودرکنارآبگیرهاگیاهان تازه دراکثرمواقع سال یافت میشود.اگرآب  ،پناهگاه وچراگاه  مطلوب بافواصل منطقی وکوتاه ازیکدیگرواقع شودحتی درکناریک هکتارهم میتوان انتظارداشت که دریک خانواده ازشوکادرهمان مکان ومساحت کم ومنحصرمدتهاباقی بماندونیازی برای خروج ازمنطقه احساس نکنند.هررستنی که بتواندسرپناهی برای شوکابوده  وبه نحوی آن راازرطوبت باران حفظ کندمیتواندمحل مناسبی برای زیست آن باشد.زیراشوکاهاازخیس شدن پرهیز میکنند.شوکادرمناطق تحت مدیریت سازمان محیط زیست وبرخی نقاط جنگلی درشمال وغرب ایران یافت میشود.دراستان گلستان پارک ملی گلستان ،منطقه حفاظت شده جهان نما،منطقه شکارممنوع چلچلی  زیستگاههای جنگلی علی آبادکتول، کردکوی ،گنبدومینودشت، ودراستان مازندران:منطقه  حفاظت شده البرزمرکزی ،پناهگاه حیات وحش دودانگه چهاردانگه، درمناطق  جنگلی منطقه دوهزارتنکابن،آبریزهای شمالی البرز  درناحیه شرق نوشهروچالوس وجنگلهای  یخکش بهشهر ،دردراستان گیلان، جنگلهای اسالم  وخلخال  وبعضی  ازمناطق  جنگلی آن استان ازمناطقی  هستندکه شوکادر آن زیست می نماید.مناطقی درآذربایجان شرقی ، کردستان،  وکرمانشاه  اززیستگاههای شوکابوده که دردهه های  اخیراگرچه  اطلاعات پراکنده ای دال بروجودشوکا دربعضی  ازنقاط میرسد.ولی اطلاعات  زیادی ازوجوداین گونه  دردست نیست امادربررسی های جدیدی که  انجام گرفته تعدادی شوکادراستان کرمانشاه مشاهده شده است واحتیاج  به بررسی وتحقیقات  بیشتری درسایرنقاط دارد.درحال حاضر جنگلهای  شمال ایران  به ویژه مناطق  تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست ،پارک ملی گلستان،منطقه حفاظت شده  جهان نما،منطقه حفاظت شده البرزمرکزی ،پناهگاه حیات وحش  دودانگه وچهاردانگه ومنطقه شکارممنوع  چلچلی ،مناطق مستعدوخوب برای  زیست شوکا می باشد.

تولیدمثل (Reproduction):

شوکامعمولا حدود15سال عمرمیکند.فصل جفتگیری  جانور ازاواسط  تابستان  تااوایل متغیراست.(شوکاهای ایران بیشتر ازاواخر تیرتاپایان مردادجفت گیری می کنند.ودراین فصل معمولا ماده ها نوزادان سال گذشته خودراکه به دنبال دارندترک کرده  وبرای جلب نرهاصدایی شبیه پارس بم سگ ازخوددرمی آورند.دوران آبستنی 10ماه بوده .البته رشدسلول تخم موردنظر5/4ماه متوقف می ماندوزایمان  دراوایل بهار(اردیبهشت) صورت می گیرد.معمولایک یادونوزادبه دنیاآورده وندرتا3قلومشاهده میشود.نوزادان هنگام تولد کاملاناتوان بوده  ومادرآنهارامخفی می نمایدازاواسط تابستان  تااواسط پاییز ، شوکاها رابه زحمت می توان درزیستگاه درحالت مناسب مشاهده نمود.به نظرمیرسدفعالیت های تولیدمثلی جفتگیری Rutting season))آن هاهنوزبه درستی مشخص نشده است.هرقدرشانس دیدن شوکادرفصل تولیدمثلی  بالاست اماپس ازاین فصل شانس مشاهده 2تا3ماه کاهش می یابد.

قلمرو(Territory):

شوکاقلمرو طلب است.این قلمروطلبی  درفصل جفت گیری به خوبی مشهوداست.دربین گوزنها احتمالا کمترین جفت گیری فامیلی (همخونی)رادرشوکاها مشاهده میکنیم.دشمن طبیعی شوکاها شغال،گربه جنگلی، پلنگ،شغال،پرندگان شکاری هستند.

نتیجه گیری:

بااین اوصاف که هرروزه ازتعدادشوکاهاکاسته میشودوبرتعدادشکارچیان مسلح آنهافزوده میگردد،وباتوجه به حساسیت موضوع بایدروندی ترتیب داده شودتا شاهدنابودی وانقراض این گونه مهم وارزشمنددرکشورمان نباشیم.

منابع:

 

 رمضانعلی قائمی-ماهنامه محیط زیست

هوشنگ ضیایی-١٣٧۵

 شوکای نوزادی که در تبریز جان باخت

 

 

شوکای ایرانی:Capreolus

Capreolus capreolus)):

شوکاهای ایرانی ازهمان زیرگونه  شوکاهای اروپایی بوده وپراکندگی آنهادراستانهای گیلان ، مازندران،گلستان میباشد.زیستگاههای این جانوردراین استانهابین جنگلهای انبوه است.البته گزارشاتی مبنی بروجوداین جانوردرجنگلهای غرب کشوردرکردستان وکرمانشاه(زاگرس غرب)ونواحی ارسباران درآذربایجان شرقی می باشد.

مشخصات شوکا:

شوکارا میتوان گوزنی  کوچک  به حساب آورد.رنگ بدن تقریباقهوه ای ونوک موهاروشن تراست.وهمچنین روی کپل وزیرشکم روشن وتقریباشفیدبه نظرمیرسد.درزمستان موهابلندتروتیره ترشده ورنگ بدن قهوه ای مایل به خاکستری می باشد.البته چانه سفیدودردوطرف پوزه نیزلکه های سفیددیده میشود.قسمت عقب بدن کمی بلندترازجلوی بدن بوده وارتفاع جانورازشانه بین 65تا75سانتی مترودم نیز 2تا3سانتی متروغیرقابل تشخیص است.وزن آنهابین 15تا30کیلوگرم برآوردشده است.شاخ شوکانسبت به سایرگوزنهاساده تراست.اولا شاخ منحصرادرجنس نردیده میشود ونوزادتایک سالگی فاقدشاخ است.(اگرچه دیده شده دربعضیها بعداز3ماه رویش شاخ شروع میشود.)وبعدازبعدازآن شاخهابه صورت ساده ظاهرشده ومعمولادرسال دوم شاخ دارای 3شاخک فرعی میشودوگاهی تا4و5شاخک نیز مشاهده میگردد.شاخ شوکابه عکس مرال فاقد شاخکهای روی صورت(گرگ زن)بوده ومانندهمه گوزنهاهرساله افتاده ومجددادرمی آید.شاخهامعمولادرآذرماه می افتندورویش  جدیدبلافاصله شروع میشود.شاخهادرابتدای رویش دارای پوسته مخملی می باشندکه تابهارروی شاخهاقرارداردوبعدازآن ازبین میروند.طول شاخ شوکابه25تا35سانتیمترمیرسد.که البته شوکاهای سیبری وچین دارای شاخهای بلندتروقطورتری ازشوکاهای اروپاوایران می باشند.فرمول دندانی شوکاعبارتنداز:

پیشین3/0،نیش1/0،پیش آسیا3/3،آسیا3/3که بااحتساب دوطرف فک کلادارای 32دندان می باشد.

تغذیه(Feeding):

میزان فعالیت شوکادرامرتغذیه بستگی به میزان تاریکی وروشنایی دارد.این جانوردرشبهای تاریک (یعنی وقتی قرص ماه کامل نیست)قسمت اعظم وقت خودرابه چریدن وسرشاخه خواری می پردازنددرحالیکه درشبهای مهتابی ،اکثرا وقت خودراصرف رفت وآمدوپرسه زدن  می کنند.دراغلب مواقع سال  اوج فعالیت این گوزن اوایل طلوع وغروب آفتاب است.درزمستان بیشترفعالیت را درطی روزازخودنشان می دهند.احتمالا به  این دلیل که گرم ترین ساعات روز دراین فصل است.تغذیه دراین فصل بیشتردرمناطق بازانجام میشود.دربهمن،اسفند،فروردین  تغذیه نرهای بزرگسال بطورچشمگیرافزایش می یابدواین درحقیقت  زمانی است که شاخهادرحال رشدهستند.شانس مشاهده نرهای بزرگسال دراین ماهها به مراتب بیشتراست واین  درست زمانی است که معمولا موادغذایی زیستگاه بامحدودیت هایی روبروست.ماده های بارداروجوانترکه باکمبودموادغذایی (بخاطرنیازبیشترشان)روبروهستنددراواخرزمستان واوایل بهاربه دنبال غذای مطلوب تقریبادرتمام روزفعالیت دارند.باآمدن فصل بهاربه طورعادت صبح زودوغروب آفتاب رابه عنوان ساعات فعالیت تغذیه ای انتخاب می کند.روش  وشیوه تغذیه باتوجه به شرایط جوی حاکم درمناطق کم ارتفاع وباپوشش درختی انبوه نسبت به مناطقی که مرتفع ترندازسالی به سال دیگرمتفاوت است.

گدار(جابجایی):

یکی دیگرازویژگیهای زیستگاه مطلوب عدم وجودحشرات مزاحم است که خودباعث میگرددبرحسب فراوانی وتراکم این حشرات دربرخی ازسالهاشاهدجابجایی وکوچ شوکاها ازناحیه ای به ناحیه دیگرباشیم.هوای نامطلوب زمستانی می تواندسبب جمع شدن تعدادزیادی شوکادریک ناحیه شود.اماپس ازآنکه هوای مطلوب فرارسیدشوکاها دوباره به مکان فعلی خودبازمیگردند.البته تعدادزیادی ازشوکاهاهستندکه دربرخی ازنقاط باهوای نامطلوب خوگرفته ودرتمام سال درزیستگاه خودباقی می ماند.جالب توجه است که درفصل مهاجرت به طورعمده نرهاوماده های جوان دست به جابجایی میزنند(کوچ می کنند)وماده های بالغ همراه بانوزادان خود(جوانهایشان)معمولا درهمان ناحیه زیست خودباقی می مانند.مگرآنکه وضعیت جسمانی شوکای جوان (که همراه مادران خودبه سرمیبرند)درحدی باشد که مادرراواداربه رفتن به ناحیه ای مطلوب ترنماید.یکی ازعادات شوکاگذرازمسیری مشخص بین چراگاه وپناهگاه است.این عادت به حدی درشوکاها قوت داردکه ممکن است برای چندین نسل متمادی ازیک مسیراستفاده کنند.این موضوع درامرمشاهده شوکاها وثبت عادات ورفتارشان درطی روزبسیارمثبت ومفیداست.

زیستگاهHabitat)):

شوکادرایران دربعضی ازنقاط  بامرال  زیستگاه مشترک می باشد.ولی هرگز درارتفاعات جنگلی  سخت ومرتفع که مرالها رامیتوان دیدمشاهده نمی گردند.زیستگاه مطلوب برای شوکا مکانی است که چراگاه وپناهگاه درنزدیکی هم باشند.شوکاعلاقمندنیست  مسافت  طولانی  بین پناهگاه وچراگاه را بپیماید.مشاهدات نشان میدهدشوکاهانیازمبرمی به نوشیدن آب ندارند.علیرغم این موضوع ،اکثرازیستگاهشان راطوری انتخاب میکنند که درمجاورت نهر،چشمه،جویباریارودخانه باشد.به این دلیل که جوانه های درختان ودرختچه ها وبرگهای جوان غذای ترجیحی شوکااست. ودرکنارآبگیرهاگیاهان تازه دراکثرمواقع سال یافت میشود.اگرآب  ،پناهگاه وچراگاه  مطلوب بافواصل منطقی وکوتاه ازیکدیگرواقع شودحتی درکناریک هکتارهم میتوان انتظارداشت که دریک خانواده ازشوکادرهمان مکان ومساحت کم ومنحصرمدتهاباقی بماندونیازی برای خروج ازمنطقه احساس نکنند.هررستنی که بتواندسرپناهی برای شوکابوده  وبه نحوی آن راازرطوبت باران حفظ کندمیتواندمحل مناسبی برای زیست آن باشد.زیراشوکاهاازخیس شدن پرهیز میکنند.شوکادرمناطق تحت مدیریت سازمان محیط زیست وبرخی نقاط جنگلی درشمال وغرب ایران یافت میشود.دراستان گلستان پارک ملی گلستان ،منطقه حفاظت شده جهان نما،منطقه شکارممنوع چلچلی  زیستگاههای جنگلی علی آبادکتول، کردکوی ،گنبدومینودشت، ودراستان مازندران:منطقه  حفاظت شده البرزمرکزی ،پناهگاه حیات وحش دودانگه چهاردانگه، درمناطق  جنگلی منطقه دوهزارتنکابن،آبریزهای شمالی البرز  درناحیه شرق نوشهروچالوس وجنگلهای  یخکش بهشهر ،دردراستان گیلان، جنگلهای اسالم  وخلخال  وبعضی  ازمناطق  جنگلی آن استان ازمناطقی  هستندکه شوکادر آن زیست می نماید.مناطقی درآذربایجان شرقی ، کردستان،  وکرمانشاه  اززیستگاههای شوکابوده که دردهه های  اخیراگرچه  اطلاعات پراکنده ای دال بروجودشوکا دربعضی  ازنقاط میرسد.ولی اطلاعات  زیادی ازوجوداین گونه  دردست نیست امادربررسی های جدیدی که  انجام گرفته تعدادی شوکادراستان کرمانشاه مشاهده شده است واحتیاج  به بررسی وتحقیقات  بیشتری درسایرنقاط دارد.درحال حاضر جنگلهای  شمال ایران  به ویژه مناطق  تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست ،پارک ملی گلستان،منطقه حفاظت شده  جهان نما،منطقه حفاظت شده البرزمرکزی ،پناهگاه حیات وحش  دودانگه وچهاردانگه ومنطقه شکارممنوع  چلچلی ،مناطق مستعدوخوب برای  زیست شوکا می باشد.

تولیدمثل (Reproduction):

شوکامعمولا حدود15سال عمرمیکند.فصل جفتگیری  جانور ازاواسط  تابستان  تااوایل متغیراست.(شوکاهای ایران بیشتر ازاواخر تیرتاپایان مردادجفت گیری می کنند.ودراین فصل معمولا ماده ها نوزادان سال گذشته خودراکه به دنبال دارندترک کرده  وبرای جلب نرهاصدایی شبیه پارس بم سگ ازخوددرمی آورند.دوران آبستنی 10ماه بوده .البته رشدسلول تخم موردنظر5/4ماه متوقف می ماندوزایمان  دراوایل بهار(اردیبهشت) صورت می گیرد.معمولایک یادونوزادبه دنیاآورده وندرتا3قلومشاهده میشود.نوزادان هنگام تولد کاملاناتوان بوده  ومادرآنهارامخفی می نمایدازاواسط تابستان  تااواسط پاییز ، شوکاها رابه زحمت می توان درزیستگاه درحالت مناسب مشاهده نمود.به نظرمیرسدفعالیت های تولیدمثلی جفتگیری Rutting season))آن هاهنوزبه درستی مشخص نشده است.هرقدرشانس دیدن شوکادرفصل تولیدمثلی  بالاست اماپس ازاین فصل شانس مشاهده 2تا3ماه کاهش می یابد.

قلمرو(Territory):

شوکاقلمرو طلب است.این قلمروطلبی  درفصل جفت گیری به خوبی مشهوداست.دربین گوزنها احتمالا کمترین جفت گیری فامیلی (همخونی)رادرشوکاها مشاهده میکنیم.دشمن طبیعی شوکاها شغال،گربه جنگلی، پلنگ،شغال،پرندگان شکاری هستند.

نتیجه گیری:

بااین اوصاف که هرروزه ازتعدادشوکاهاکاسته میشودوبرتعدادشکارچیان مسلح آنهافزوده میگردد،وباتوجه به حساسیت موضوع بایدروندی ترتیب داده شودتا شاهدنابودی وانقراض این گونه مهم وارزشمنددرکشورمان نباشیم.

منابع:

 

 رمضانعلی قائمی-ماهنامه محیط زیست

هوشنگ ضیایی-١٣٧۵

 شوکای نوزادی که در تبریز جان باخت

 

 

تالابهی آذربایجان غربی

                      تالاب يادگارلو:

نامهاي ديگر

خدرحاجي

مشخصات جغرافيايي

عرض 02تا37درجه شمالي  وطول 33تا45درجه شرقي

مساحت

359هكتا ر

مكان جغرافيايي

حدفاصل شهرستانهاي نقده واروميه

تاريخ انتخاب به عنوان سايت رامسر

2/4/1354

ارزشهاي مهم اكولوژيكي

درگذشته زيستگاه زمستان گذراني ومكان جوجه آوري پرندگان بوده است.

عوامل تهديدتالاب

احداث زهكش درضلع مجاورواحداث جاده درداخل تالاب

 

تالاب يادگارلوبامساحت حوضه آبخيز 1530هكتاردرارتفاع متوسط 1280متري ازسطح آبهاي آزادواقع است كه علاوه برمساحت 359هكتاري درياچه تالاب ،260هكتارنيزمساحت مراتع حاشيه تالاب راتشكيل مي دهد.منابع تامين  كننده آب تالاب ،روانابهاي فصلي ناشي ازبارندگي درسطح حوضه،جريانهاي فصلي رودخانه گدارازطريق انهارسنتي ونشت آبهاي زيرزميني مي باشند.

اين تالاب درگذشته زيستگاه بسيارمناسبي براي زمستان گذراني ونيززادآوري پرندگان آبزي همچون قو،فلامينگو،اردك سرسفيد،انواع مرغابيهابوده است.امادرطي چندسال اخيربااحداث زهكش درمجاورت آن وهمچنين كاهش آب ورودي ،اين تالاب در بيشترمواقع سال خشك مي باشد.به همين جهت اين تالاب درليست مونترو قرارگرفته كه نيازشديدبه احياوبازسازي دارد.


                                     تالاب درگه سنگي

نامهاي ديگر

سيران گلي

مختصات جغرافيايي

عرض 00تا37درجه شمالي وطول 33تا45"شرقي

مساحت

735هكتار

مكان جغرافيايي

جاده اروميه-مهاباد دريك كيلومتري سه راهي محمديار

تاريخ انتخاب به عنوان سايت رامسر

2/4/1354

ارزشهاي مهم اكولوژيكي

زيستگاه مهم زمستان گذراني،تغذيه،زادآوري ومحل استراحت  پرندگان آبزي

عوامل تهديدتالاب

كاهش آب ورودي،افزايش موادمغذي ورودي وشكارغيرمجاز

اين تالاب دائمي بامساحت حوضه آبريز2100هكتاردرارتفاع 1280متري ازسطح آبهاي آزادواقع است.منبع تامين آب آن روانابهاي فصلي ناشي ازبارندگي،مازادجريان آب انهار،سنتي منشعب ازرودخانه گدارنقده،جريان چشمه هاونشت آبهاي زيرزميني مي باشد.

پوشش گياهي قابل توجه دربخش جنوبي تالاب ،تنوع وكثرت فيتوپلانكتونهاوگونه هاي جانوري بي مهرگان درآب اين تالاب نظيرانواع بنتوزهاوزئوپلانكتونها،زيستگاه بسيارمناسبي رابراي پرندگان آبزي وكنارآبزي بوجودآورده است.ازپرندگان شاخص اين تالاب ميتوان به فلامينگو،اردك سرسفيد،انواع مرغابيها،چنگراشاره نمود.

                                  تالاب شورگل:

نامهاي ديگر

حسنلو

مختصات جغرافيايي

عرض 01-37شمالي وطول28تا45درجه شرقي

مساحت

1400هكتار

مكان جغرافيايي

حدفاصل شهرستانهاي نقده واروميه

تاريخ انتخاب به عنوان سايت رامسر

2/4/1354

ارزشهاي مهم اكولوژيكي

درگذشته زيستگاه زمستان گذراني ومكان جوجه آوري پرندگان مهاجروبومي بوده است.

عوامل تهديدتالاب

تبديل به  سدمخزني ،احداث زهكش وتغييركاربري

تالاب شورگل يكي ازمهمترين تالابهاي استان مي باشدكه درطي دهه گذشته بنابه اقدام شركت سهامي آب منطقه اي تبديل به سدمخزني گرديده است وازمساحت1400هكتاري اين تالاب 110هكتاربه سدمخزني اختصاص يافته وبقيه به صورت اراضي تالابي  باقي مانده است.متاسفانه به دليل احداث زهكش درمجاورت آن وكاهش آبهاي ورودي به دلايل مختلف دربيشترطول سال خشك مي باشد.بنابه دلايل گفته شده،اين تالاب نيزدرتالابهاي مونتروقرارگرفته لذانيازميباشداقدامات جدي براي احياءآن انجام گيرد.تالاب شورگل بامساحت حوضه آبريز17000هكتاردرارتفاع متوسط 1290مترازسطح آبهاي آزادواقع است.منابع تامين كننده آب آن ،رواناب هاي فصلي ناشي ازبارندگي درسطح حوضه ،جريانهاي فصلي رودخانه گدارازطريق انهارسنتي ونشت آبهاي زيرزميني مي باشند.تالاب شورگل ،زيستگاه مناسبي براي زمستان گذراني وزادآوري پرندگان آبزي بوده ،امادروضعيت فعلي اين زيستگاه تنهابراي توقف وتغذيه معدودي ازگونه هاي پرندگان آبزي وكنارآبزي مناسب مي باشد.

ادامه دارد............

آتش سوزي درجنگل هاي كاليفرنيا:

آتش سوزي جنگلهادركاليفرنياهمچنان ادامه داردومسوولان ازهزاران تن ازسكنه نزديك به منطقه بطورجدي درخواست كردنداقدام به ترك منازل نمايند.اين آتش سوزي همچنان درحال گسترش است.متاسفانه سالانه بخش وسيعي ازجنگلهاي جهان بطورعمدي وغيرعمدي دستخوش دگرگوني نامطلوب وتخريب مي شوندكه ازنظركارشناسان اغلب فعاليت هاي انساني درآن هادخيل است وبخش اندكي بطورطبيعي دراثرصاعقه و......صورت مي گيردمثلادرهمين ايران خودمان درجنگلهاي دست كاشت كلاله كه دريكي ازپست هايم به آن پرداختم به تفصيل به اين قضيه پرداخته ام كه علت آتشسوزي دراين بخش انساني ومتعمدانه بوده است. بسي مايه تاسف است كه ذخيره گاه تنفسي زمين روزبه روزنحيف تروناتوان ترمي گرددوهيچ اقدام ثمربخش واميدواركننده اي درزمينه احياء آنهاصورت نمي گيرد.

 

بي نظمي دردانشگاهها به خصوص دانشگاه آزادهميشه موردانتقادبوده وهست:

امروزبازديددرس بهسازي طبيعت وحفظ محيط زيست بودكه قراربودسرويس ازدماوندراس  ساعت7صبح به سمت كرج(باغ گياه شناسي) حركت كند.من هم سرساعت آنجابودم ودرهواي سردايستادم تاساعت15/7دقيقه كه بعدديدم هنوزكسي نيامده .برگشتم خانه.ساعت8رفتم خواهرم رابه دانشگاه برسانم ديدم بازم ازسرويس هاخبري نيست.!!!!!!!!!!!!كلي تعجب كردم وباخودگفتم حتمابازديدامروزبه هم خورده..همون موقع رفتم به مسوول امردانشجويي كه هماهنگ كننده بازديدهاست گفتم جريان ازچه قراره؟گفت ساعت7سرويس ازجلوي دانشگاه حركت كرده!!!!!!!!!جالبه بدانيدراس ساعت15/8بااستادم تماس گرفتم وجريان رابرايش شرح دادم.ايشان هم باتوجه به نارضايتي ازاين قضيه كه پشت هتل شهرقراربودباجمعي ازبچه هاي محيط زيست منتظرسرويس باشندودرهواي سردايستاده بودندگفتندكه هنوزازسرويس خبري نيست حال اين سوال درذهن من نقش بسته كه اگرساعت7ازدماوندحركت كرده اندكه من يقين دارم چنين نبوده (باتوجه به تناقضي كه ميان آنچه كه من باچشمان خودديدم وگفته مسوول)چطورپس ازيك ساعت وربع هنوزسرويس به تهران نرسيده بود؟؟؟نميدانم اين فضاحت دانشگاه چگونه قابل جبران است.باتوجه به شهريه هاي سنگيني كه ازدانشجويان ميگيرندآنچنان خدمتي ازمسوولين دانشگاه نمي بينيم.بگذردكه اين بازديد نمره داشت و..........حال ميخواهم بدانم تكليف ديگردانشگاه هاچطوراست؟مطمئنم بسيارازاين بدتراست.واقعااينجاست كه بايدگفت:واقعاآيادانشجويان يك كشوركه سرنوشت وآينده كشوربه آنهابستگي دارددركجاي اين كشورمنزلت دارند؟ازماست كه برماست.

 

تعطیلی اداره فنی وحرفه ای شهرستانی درتهران   بدليل كسري بودجه!

 تعطيل شدن اداره فني وحرفه اي يكي ازشهرستانهاي تهران بدليل كسري بودجه!

امروزشنيدم بخش آموزش اداره فني وحرفه اي دخترانه اي دريكي ازشهرستانهاي كشوربه دليل پرداخت نكردن حقوق كارمندانش فعلابه حالت تعليق درآمده است.واقعامتاسفم.امامثل اينكه ازاين پس شنيدن چنين اخباري نبايدزيادتعجب برانگيزباشد.حالاخداميداندكي نوبت به اداره مامي رسد؟پيش ازاين نيزشاهدچنين وقايعي دربسياري ازكارخانجات وادارات بوده ايم.امادلم به حال مربيان زحمت كش اين اداره ميسوزد.باتمام وجودكارميكنندبراي ساعتي.......امامتاسفانه..............خداميداندعاقبت قشري كه هم اكنون درحال تحصيل اندچه ميشود؟18سال درس بخوانيم.آخرش هم آينده شغلي نامعلوم است.بامدرك فوق ليسانس باكلي منتي كه روسرآدم ميگذارندبايدبري كارمندبانك بشي!تازه اينكه خوبه...........

سومین موج سبزراحمایت کنیم..........

globalwarming3.jpgاز۹تا۱۵آذرماه درباره گرمایش جهانی می نویسیم.

هنوززندگی ادامه داره............

هنوززندگي ادامه داره.......................

امروزبايكي ازدوستان داشتيم سرفكرها،برنامه هاواهدافي كه براي آينده داريم صحبت ميكرديم وهركدوم هم براي خودمون اظهارنظرميكرديم.من ميگفتم ميخوام دكتراي محيط زيست داشته باشم.شيوادوستم:نه بابامن ميخوام برم يه شاخه ديگه.همينطوركه باهم صحبت ميكرديم يه لحظه به دوستم گفتم ،تاحالابه اين فكركردي همين الان كه من وتوداريم باهم حرف ميزنيم هزاران بچه بيگناه وبي خانمان وجوددارندكه آرزوي داشتن يك دفترساده نقاشي رادرسردارند.خيلي ازهم سن وسالهاي من وتوهنوزنتونستنددرست بفهمندرنگ آسمون آبيه!اماخيلي تاسف خوردم چون:درست 1ماه پيش بودكه بادختري به نام ساراآشناشدم.پدراين دختر،انساني فوق العاده متعصب بودوبااصرارمادراين دخترتوانسته بوداجازه بدهدكه دخترش تاكلاس4ابتدايي درس بخواندوبعدازآن باخودسري بي مورداين مرددخترش وادارشدتادرس ومدرسه راكنارگذارد.البته 2برادراين دخترهم مستثني نبودند.سعيدوسامان هركدام تا3راهنمايي توانسته بودندازنعمت تحصيل برخوردارباشند.(البته درايران ماچه نعمتي است!!!!!!!!!)خوشبختانه باعلاقه اي كه اين دختربه تحصيل داشت وباتمام سن كمي كه داشت15سال توانسته بودبه كمك برادرانش الفباي انگليسي رابياموزدوبه كمك مادرش چندكتاب خودآموززبان تهيه كرده وآنهارابخواند.درگفتگوبااين دخترفهميدم كه چقدرعلاقه به ادامه تحصيل دارداماافسوس كه پدرش هنوزهم براين باوراست كه مرغ1پادارد.هرچه با پدرش صحبت كردم فايده اي نداشت واوبه من گفت سعي نكنم دخترش راعليه اوبشورانم.امامن به اوگفتم بااين كارهيچ سودي كه عايدش نميشودكه هيچ ،بلكه نفرين دخترك هميشه به دنبال اوست وروزگارخوشي درزندگي نسيبش  نخواهدشد.بااصراري كه به مادرش داشتم حاضرشدكتبهايي راكه لازم است براي دخترش تهيه كندتااوغيرحضوري ومخفيانه درس بخواند.برق شادي رادرچشمان دخترك ديدم.به خداقسم الان كه اين مطالب رامينويسم به اين فكرم كه چندتاخانه آنطرف چه ميگذرد؟يك زندگي به چه راحتي ازهم مي پاشد.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟آرش واشكان (پسرهاي همسايه)هردومعتادشده اند.هزاران جوان ديگرخودرابه دام اعتيادتباه كرده اند.هزاران دختربه انحراف كشيده شده اند.چه بسيارندجواناني كه ازسربي پولي وتنگدستي دست به هركاري ميزنند.وامابازهم ميگذرد.ميگذرددرحاليكه نه آينده اي روشن درانتظارمان است ونه آنچه كه درگذشته داشته ايم قابل تكيه كردن است.كم كم باهمين حرفهابودكه ازدوستم خداحافظي كردم چون به خانه رسيده بودم.الان كه6ساعت ازاين حرفهاميگذره هنوزذهنم درگيره!!!!!!!!!!نميدونم بااين اوصاف آينده ماكه سرنوشت اين مملكت راقراره بسازيم چي ميشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ميگن زندگي قانون جنگلوداره!من كه ميگم اصلااين طورنيست.حيوانات درجنگل براي هم احترام قائل اندامامتاسفانه انسانها ابتدايي ترين حقوق هم راهم زيرپاميگذارند.وقتي يك حيوان طعمه اي راشكاركردتاجايي كه توانست ميخوردوبقيه رارهاكرده تاسايرحيوانات هم بخورنداماانسانهاسيري ناپذيرند.همه سعي درآجركردن نان يكديگردارند.خلاصه همه چيزبه هم گره خورده...................حالاحالاهاهم قصدبازشدن نداره.خدابه دادمون برسه.ديگه براي امروزكافيه.خيلي دلم پربود.

ذوب شدن توده یخی آلسمی دلیل برگرمایش جهانی

"ذوب شدن وشناورشدن آلسمي گواهي برگرمايش جهاني"

آلسمي توده يخي با3000سال قدمت درقطب شمال باداشتن مساحتي برابر15كيلومترمربع  درآبهاي قطب شمال شناورگرديدواين خودپديده ايست دال برگرمايش زمين.وقتي اين توده يخي كه3000سال قدمت داردذوب شده پس تهديدجدي براي محيط زيست است كه نشان ميدهدصنعتي شدن آن هم بطورغيراصولي چه پيامدهايي رادربرداردواين خودعاملي است براي وقايع بعدي .متاسفانه گرمايش زمين ازعمده بحث هايي است كه درجوامع مطرح شده و براي جلوگيري ازآن راهكارهاي بيشماري ارائه شده كه متاسفانه به دليل پرهزينه بودن وناآگاهي بسياري كشورهاجدي گرفته نميشود.البته بايدمتذكرشدهزينه اي كه هم اكنون براي جلوگيري ازاين واقعه صرف ميگردد درمقابل هزينه هاي هنگفتي كه درآينده خواهدداشت بسيارناچيزاست.

بارش برف وتگرگ درکنیا

بارش برف وتگرگ در كنيا:

طبق گزارش رسانه هاي خبري بارش بي سابقه برف وتگرگ درمحدوده اي به وسعت12كيلومترمربع در15كيلومتري بوليوي (مركزكنيا)موجب هيجان وشعف مردم شد.كنيا ازمناطق خشك وكم باران محسوب ميگردد. اين واقعه موجب شادي مردمي شدكه درچند سال اخير برف وباراني رانديده بودند.

تصویب یک ماده حقوقی به نفع محیط زیست

"وتصويب يك ماده حقوقي جديدبراي حمايت ازمحيط زيست"

واماخبرتازه اينست كه رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام قانوني راتصويب كرده كه براساس آن كليه اراضي  تصرف شده قبل وبعدازسال65كه تحت هرعنواني تصرف شده اند بازگردانده شوند.ببينيم وباوركنيم.بايدببينيم كه جنبه اجرايي اين سخنان تاچه حداست؟آياميشودبه اين مصوبه هااعتمادكرد؟اميدوارم اين مصوبه هم مثل اصل50قانون اساسي درگوشه كتابخانه ها خاك نخورد.براي خواندن اين خبراز:)for natureوبلاگ جناب آقاي دكترهومن روانبخش)ديدن كنيدومتن كامل خبررابخوانيد.اميدوارم حداقل اين مجمع به قانوني كه تصويب كرده پايبندباشد.البته بايدبدانيم قانون اساسي ايران به نظربنده بسياركامل وجامع است امامتاسفانه جنبه اجرايي،مشوق ها وجرايم قدرتمندي براي دفاع ازخودندارد.

دریاچه ارومیه دروضعیت بحرانی ترازآنچه شنیده ایدبه سرمی برد.

وضعيت درياچه اروميه بيش ازآنچه شنيده ايم بحراني است.

باخانواده وچندتن ازاقوام به درياچه اروميه رفتيم تاازنزديك وضعيت درياچه راببينيم.متاسفانه آب درياچه بسيارپسروي داشته.صدهامترازآب درياچه عقب نشيني كرده است.به راحتي وباچشم ميتوان نمك هاي جديدي راكه به تازگي برجامانده وناشي ازعقب نشيني آب درياچه است راباچشم ديد.يكي ازدلايل عمده استفاده ازآن براي استفاده هاي كشاورزي است.متاسفانه برخلاف هشدارهاي كارشناسان محيط زيست براي استفاده ازآب ارس وزاب  همچنان ازآب درياچه اروميه استفاده ميشود.وضعيت بسياربدترازآنچه كه فكرميكنيداست.تاباچشم خودنبينيدنميتوانيدعمق فاجعه رادريابيد.هواي اطراف درياچه بسيارگرمترازسالهاي قبل است.باديدن اينكه آب درياچه اينقدرعقب رفته وباآن هواي سوزان درست جهنم راتوانستم جلوي چشمانم ببينم.به خصوص وقتي جانوراني راكه درنمك هابه دام افتاده بودندومرده بودندراميديديم ديگرجاي هيچ اميدي باقي نمانده بود.وضعيت اين درياچه بسياروخيم است.مرگ موجودات زنده بخصوص آرتمياها راميتوان ازبندرشرفخانه مشاهده كرد.درياچه اروميه بزرگترين درياچه كشوراست ودومين درياچه داراي آب شورجهان محسوب ميشود،كه متاسفانه بدليل نداشتن مديريت به سرعت فوق العاده بالايي درحال نابودي است.اين درياچه رااگرازسمت جزيره اسلامي(جزيره شاهي)ببينيدواقعاساعت هاگريه مي كنيدوبه حال محيط زيست ايران اشك مي ريزيدوبراي آيندگان خون گريه مي كنيد.آب اين درياچه به شدت پسروي كرده وچندين مترعقب نشيني كرده است بظوريكه باچشم براحتي ميتوان ديدونمك هايي راكه بخ تازگي روي زمين نشسسته اندراديد.آب درياچه به نظرمن الان دروضع فوق اشباع است ولحظه به لحظه برميزان رسوب نمك وپسروي آب درياافزوده مي گردد.بااين وضع امسال تعدادپرندگان مهاجرونيمه مهاجراين درياچه بسياركم شده است واصلاقابل مقايسه باسالهاي پيش نيست.پرندگاني چون فلامينگو وغازسفيدامسال تعدادشان بسياركمترازسالهاي قبل شده است كه همگي ازعواقب كم شدن آب اين رودخانه وتغييرآب وهواي منطقه است.طبق گزارش اعلام شده ايسناعمق آب اين درياچه6متركاهش يافته است.امابه نظرمن اين رقم بسياركمترازآن چيزي است كه باچشم ديده ميشود.اگرنگاهي به صخره هاي كنارآب بيندازيم ميبينيم بسياربيشترازاينهاست.مهم ترين عواملي راكه خودم ديدم روي كاهش آب وتبديل شدن به شوره زارشدن اين درياچه شده راميتوان بصورت زيردسته بندي كرد:

ü    تبخيرآب

ü    استفاده ازآب درياچه به منظوركشاورزي

ü    استفاده ازسفره هاي آب زيرزميني مناطق پايين دست

ü    بروزخشكسالي درچندسال گذشته

اين درياچه به دليل داشتن ارزشهاي بالاي بيولوژيك ومنحصربه فردجزء پاركهاي ملي محسوب ميشود.امابه دليل بي درايتي مسؤلين درحال نابودي مطلق است.دراين درياچه 27گونه پستاندار،212گونه پرنده 7گونه دوزيست،41گونه خزنده،26گونه ماهي زيست مي كنند.درياچه اروميه داراي 102جزيره است كه همگي آنهاازسوي يونسكوبه عنوان ذخيره گاه طبيعي جهان ثبت شده اندولي به دست مديران نالايق به دست نابودي سپرده شده اند.جزيره اشك زيستگاه مرغ آتش،تنجه،گوزن زردايراني است.جزيره اسلامي(جزيره شاهي)هم دروضع بي نهايت اسف باري است.باچشم خودم نمك هاي سفيدي راكه به تازگي متبلورشده بودندرابه ميزان بسيارزيادي ديدم وبماندكه چقدرتاسف خوردم به حال ملتي كه اينچنين سرمايه هاي ملي خودراارزان  ازدست مي دهد.چندسال ياچندماه ديگربايددست روي دست گذاشت وبه شوره زارشدن اروميه چشم دوخت؟تاكي بايدبه آتش سوزي درجنگلهاي گلستان تماشاكردوآه كشيد؟تاكي ميتوان سوختن تالاب اميركلايه راديدوبه روي خودنياوريم؟ديگربه كدام تالاب بايداميدداشت؟به كدام پناهگاه حيات وحش ميتوان اميدواربودكه درامان است؟آيابازهم بايدبه انتظاراميدهاي  بي اساس رياست سازمان محيط زيست براي بهبودوضعيت اين تالاب نشست؟آياهنوزهم بايدبه اميدروزهاي بهتربراي اروميه،اميركلايه،انزلي،شادگان،زريوار،قوريگل،لارو

....................بود؟


Ø  

 

کاش میشدجای غم شادی کشید

                                            شبنمی بربرگ آزادی کشید

مدیریت بحران آب

sfcاحداث مخازن اضطراري آب در تهران


گروه اجتماعي - سازمان پيشگيري و مديريت بحران شهر تهران و شركت آب و فاضلاب شهر تهران با هدف توانمندسازي مديريت بحران آب و هماهنگي و تسريع در تأمين تجهيزات و مديريت اجراي طرح تأمين آب در مواقع اضطراري توافقنامه همكاري مشترك امضا كردند.
    به گزارش ايسنا، بر اساس اين توافقنامه، طرفين در بررسي، مطالعه و تدوين راهبردهاي استراتژيك در عرصه هاي مديريت بحران آب شهر تهران، برنامه ريزي و همكاري به منظور توسعه، گسترش و تكميل پروژه تأمين آب اضطراري شهر تهران و برنامه ريزي و هماهنگي در طرح ايمن سازي شبكه آب شهر تهران در برابر زلزله، مشاركت و همكاري دو جانبه خواهند داشت. مبادله اطلاعات فني و تخصصي و مطالعاتي با محوريت مديريت بحران آب شهر تهران، مشاركت و همكاري در تأمين و خريد تجهيزات و ماشين آلات مورد نياز براي تأمين بخشي از آب اضطراري شهر تهران در زمان بحران، آموزش و ارتقاي مهارت هاي تخصصي مديريت بحران آب و برگزاري دوره هاي آموزشي با محوريت مديريت بحران آب شهر تهران از جمله موضوعات مورد توافق است. بر همين اساس كميته مشتركي متشكل از نمايندگان طرفين تشكيل و به برنامه ريزي براي همكاري هاي اجرايي با محوريت توانمند سازي مديريت بحران آب شهر تهران خواهد پرداخت.
    دكتر مازيار حسيني رئيس سازمان پيشگيري و مديريت بحران شهر تهران در اين نشست با اشاره به ضرورت همكاري و تعامل بيشتر سازمان ها و نهادهاي مديريت شهري با يكديگر براي ارتقاي كيفيت خدمات به شهروندان، گفت: با توجه به آنكه طرح هاي مديريت شهري در تهران همواره به عنوان الگو مورد استفاده ساير شهرهاي كشور قرار مي گيرد، بايد به اهميت و ابعاد ملي اين طرح ها توجه و با برنامه مشخص و دقيق حركت كرد. وي تأكيد كرد: براي دستيابي به مديريت يكپارچه شهري، سازمان ها و نهادها چاره اي جز همكاري با يكديگر ندارند و در حوزه مديريت بحران بايد اولويت بندي در شناخت مخاطرات و پيش بيني موضوع و چارچوب فعاليت هاي مشترك مورد توجه قرار گيرد. مهندس حسين نياز آذري، مدير عامل شركت آب و فاضلاب شهر تهران نيز به ايجاد مركز مديريت بحران آب در اين شركت اشاره كرد و گفت: با توجه به تهديدهايي چون مخاطرات زلزله، دوره هاي كم آبي و خشكسالي، حوادث ناشي از نشت گاز كلر، تغييرات شديد دما، آتش سوزي و حوادث ناشي از كار، ايجاد اين مركز جهت برنامه ريزي در حوزه هاي پيشگيري، آمادگي و مقابله ضروري بود.
    وي افزود: ايمن سازي در بخش تأسيسات، ساختمان ها و ايمني عمليات امداد و نجات و تأمين تجهيزات امدادگران در اين برنامه ريزي مورد توجه قرار گرفته است. وي در عين حال تأمين ذخيره آب اضطراري در شهر تهران و مقاوم سازي شبكه آب را با اهميت توصيف كرد و گفت: مصرف آب در تهران با مصرف آب ۱۵ استان كشور برابر است اما با مشكلاتي چون رعايت نكردن حريم شبكه آبرساني از سوي نهادهاي ديگر مديريت شهري، پايين بودن تعرفه ها و قديمي بودن شبكه انتقال آب مواجه هستيم. وي تأكيد كرد: برخورداري از تانكر ثابت و سيار آب و ذخيره آب اضطراري براي خدمات رساني در شرايط رويارويي با بحران ها ضروري است.
    
    

invironment

تالاب انزلي :

درساحل جنوب غربي درياي مازندران گسترده است.محدوده آب تالاب بيش از100كيلومترمربع است كه آب رودها،نهرها،زهكش هاي كشاورزي،واقع شده درحوزه هاي آبريزبه آن مي ريزند.ارزش هاي زيست محيطي واقتصادي تالاب انزلي نقش ويژه اي درجغرافياوحيات اجتماعي ،اقتصادي،فرهنگي-سياسي استان دارد.نقش علمي تالاب درزمينه هاي مختلف جانورشناسي- گياهشناسي-زيست محيطي- حائزاهميت است.محيط آبي  وزنده تالاب انزلي بستري مطلوب براي تخمريزي انواع ماهيان رافراهم  ساخته است.اين ماهيان  هم به عنوان منبع غذايي وهم ازلحاظ اقتصادي مهم اند.بيش از20گونه ماهي درتالاب انزلي وجودداردكه 11گونه آنهابومي، 8گونه مهاجر، 1گونه نيمه مهاجراست.ماهيان مهاجرمثل ماهي سوف، ماهي سفيد كه براي تخم گذاري وزادو ولدبه تالاب مي آيندوبه دريابازميگردند.ماهيان بومي مثل ماهي كپور،اردك ماهي به طوردائم درتالاب زيست ميكنند.ازديگرماهيان اين تالاب لاي ماهي- كپور- سفيد- سوف- سيم- اردك ماهي- ماش هستند.تالاب انزلي يكي ازبهترين ومناسبترين زيستگاه براي پرندگان مهاجرمثل قو،غاز،اردك،مرغابي،ديگرپرندگان شناگردرپيرامون آن زندگي موقتي راانتخاب ميكنند.هم اكنون اين تالاب دروضع بسياربداكولوژيكي قراردارد.به دليل مديريت ناصحيح  واستفاده نكردن ازنظرات كارشناسان  درزمينه واردكردن برخي ازگونه هامثل گياه آزولا كه اكسيژن تالاب رامصرف كرد، يوتريفيكاسيون ايجادشدوسايرگونه هايي كه نيازبه اكسيژن داشتندازبين رفتند.دخالت هاي غيركارشناسانه وزارت راه براي احداث جاده وعبورآن ازميان تالاب كه اندك نماي باقي مانده ازآن راهم نابودميكندوهمچنين ميدانيم كه اين تالاب درفهرست مونتروقرارداردوهيچ اقدامي هم درزمينه احياي آن صورت نگرفته ومتاسفانه ديريا زود نام آن ازكنوانسيون رامسرحذف خواهدشد.

به زودي عكس هاي مرتبط دروبلاگ قرارداده خواهدشد.